تبلیغات
کشکول بروجردی - مطالب هفته دوم شهریور 1394
کشکول بروجردی
کشکول .عرفان . سیروسلوک. پرسش و پاسخ .علوم غریبه . مناظره. پاسخ به شبهات.توصیه اخلاقی
شنبه 14 شهریور 1394 :: نویسنده :
حروف ابجد

قال امیر المؤمنین (ع): سأل رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم: ما تفسیر ابجد؟ فقال: تعلموا تفسیر أبجد فإن فیه الاعاجیب کلها، ویل لعالم جهل تفسیره. (1)
امام علی علیه السلام می فرمایند: از رسول خدا در مورد حروف ابجد سؤال شد، آن حضرت فرمودند:
تفسیر حروف ابجد را یاد بگیرید؛ چرا که همه آن شگفتی است، وای بر عالمی که از تفسیر آن جاهل باشد.

جناب شیخ بهائی میفرماید: اعداد روح حروف هستند، یعنی عدد جان حرف میباشد. (الاعداد ارواح و الحروف اشباح)
هر حرفی عددی دارد که در حقیقت روح و جان و بطن آن حرف است، حروف ابجد عبارتند از:

«اَبْجَدْ - هَوََّزْ - حُطّی - کَلَمَنْ - سَعْفَصْ - قَرَشَتْ - ثَخَِّذْ - ضَظِغْ»

عدد حروف ابجد:

الف =۱، ب = ۲،ج =۳، د =۴،ه =۵، و =۶،ز=۷، ح = ۸، ط =۹، ی =۱۰، ک =۲۰، ل =۳۰، م =۴۰، ن =۵۰، س =۶۰، ع =۷۰، ف =۸۰، ص =۹۰، ق =۱۰۰، ر=۲۰۰، ش =۳۰۰، ت =۴۰۰، ث =۵۰۰، خ =۶۰۰، ذ =۷۰۰، ض =۸۰۰، ظ =۹۰۰، غ =۱۰۰۰

مثلا اسم شریف (محمد) که داراى چهار حرف (م - ح - م - د) است به منزله جسمى است که روح آن 92 است، زیرا که (م = 40 + ح = 8 + م = 40 + د = 4 = 92)، عدد 92 روح است و کلمه محمد جسم آن.
یا کلمه شریف (على) که داراى سه حرف است، به منزله جسم است براى عدد 110 زیرا که (ع 70 است و ل 30 و ى 10) (110 = 10 + 30 + 70).... (2)

معنای حروف ابجد:
در کتاب خزائن مرحوم نراقی آمده است:
ابجد: یعنى بدان، هوّز: دریاب، حطى: نیک فهم کن، کلمن: نگهدار، سعفص: فرومگذار، قرشت: دانا باش، ثخذ: واقف باش، ضظغ: از پیش بدان، و گویند سریانى هستند.(3)

و حضرت علامه حسن زاده آملی در دروس هیئت آورده اند:
فیروز آبادى در قاموس، وصفى پورى در منتهى الارب که ترجمه همان قاموس است، در لغت (بجد) آورده اند که: ابجد، هوز، حطى، کلمن، سعفص، قرشت، ایشان شش تن از پادشاهان مدین بودند و مهمتر ایشان کلمن بود، و ایشان کتابت عربیت را بر عدد حروف اسماى خود وضع کرده اند. (4)

کاربرد حروف ابجد در شعر:
در شعر، شاعران زیادی از این حروف بهره می گیرند که با عباراتی اشاره ای به مطلب دیگری می کنند. به عنوان مثال:
شاعری سال مرگ حافظ را در عبارتی از شعر زیر آورده است:

چراغ اهل معنی خواجه حافظ که شمعی بود از نور تجلی
چو در خاک مصلی کرد منزل بجو تاریخش از «خاک مصلی»

عبارت «خاک مصلی» به حساب ابجد، یادآور سال 791 هجری قمری، یعنی سال درگذشت خواجه شمس الدین محمد حافظ است.
از این موارد در اشعار شعرا زیاد است مثل یکی از اشعار جناب ابونصر فراهی در نصاب الصبیان و ...

یکی از شگفتیهای از حروف ابجد:
در کتاب آغاز و انجام حضرت علامه حسن زاده آملی آمده است:
رَفِیعُ الدَّرَجاتِ ذُو الْعَرْشِ‏ (5). کلمه مبارک رفیع به حساب جمل ابجدى‏ 360 است، محیط دائره به 360 قسم متساوى قسمت مى‏ شود و هر قسم را درجه مى ‏نامند و جمع آن درجات است که رفیع الدرجات 360 درجه است‏... (6)

البته حرف درباره انواع محاسبات و تقسیمات علم اعداد بسیار است...
نکته ای مهم:
طالبان این علوم و بلکه تمام علوم، فقط باید برای نیل به معرفت خدا و مشغول تحصیل شوند و اگر غرضی غیر از این باشد، در آن خیری نیست، که:
علوم اصطلاحی نعمت اوست
ولی بی سوز عشقش نقمت اوست

پی نوشت ها:

1. بحار الانوار، جلد 2، صفحه 317

2. شرح دفتر دل علامه حسن زاده آملی، جلد دوم

3. خزائن مرحوم نراقی، صفحه 318

4. دروس هیئت و ریاضی، علامه حسن زاده آملی، جلد 1، صفحه 172

5. سوره مومن، آیه 17

6. آغاز و انجام، علامه حسن زاده آملی ، صفحه




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 12 شهریور 1394 :: نویسنده :


شق القمر پیامبر از لحاظ علمی تایید شد !!!

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

اقْترَبَتِ الساعَةُ وَ انشقَّ الْقَمَرُ(1)

وَ إِن یَرَوْا ءَایَةً یُعْرِضوا وَ یَقُولُوا سِحْرٌ مُّستَمِرُّ(2)

وَ کذَّبُوا وَ اتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ وَ کلُّ أَمْرٍ مُّستَقِرُّ(3)

بنام خداوند بخشنده بخشایشگر1-قیامت نزدیک شد و ماه از هم شکافت.2 - و هر گاه نشانه و معجزهاى را ببینند اعراض کرده مى گویند: این سحرى است مستمر!3 - آنها (آیات خدا را) تکذیب کردند و از هواى نفسشان پیروى نمودند و هر امرى قرارگاهى دارد.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------
ابوجهل‌ در مکه‌ به‌ همراه ‌یک‌ یهودی‌ عالم‌ شب‌ چهاردهم‌ ماه‌ به‌ محضرحضرت‌ رسول‌ (ص‌) رسیدند و ابوجهل‌ گفت‌: ای‌محمد اگر در ادعای‌ نبوت‌ خود صادق‌ هستی‌،برای‌ ما نشانه‌ای‌ خارق‌العاده‌ و معجزه‌ای‌ عینی‌بیاور والا تو را می‌کشیم‌، پیامبر (ص‌) با خونسردی‌فرمود: از من‌ چه‌ می‌خواهید. ابوجهل‌ به‌ یهودی‌روی‌ آورد که‌ چه‌ چیزی‌ غیر ممکن‌ از او بخواهیم‌،مرد یهودی‌ گفت‌: محمد ساحر است‌ هر چه‌ درزمین‌ از او بخواهیم‌ قادر است‌ آن‌ را انجام‌ دهدبه‌ او بگو ماه‌ را بشکافد زیرا جادو در آسمان‌ تاثیرنمی‌کند و ساحر را در آن‌ تصرف‌ و اقتداری‌نیست‌. و چون‌ محمد(ص) از انجام‌ این‌ کار عاجز ماند او را به‌قتل‌ می‌رسانیم‌. ابوجهل‌ گفت‌: شما این‌ ماه‌ رابرای‌ ما دو نیم‌ کن‌، آنگاه‌ حضرت‌ رسول‌ (ص‌) دعافرمودند و با انگشت‌ سبابه‌ اشاره‌ای‌ به‌ ماه‌ کرد و ماه‌را دو نیمه‌ ساخت‌، نصف‌ آن‌ بر جای‌ خودش‌ ماندو نصف‌ دیگر به‌ طرف‌ دیگر رفت‌ و مدتی‌ به‌ همین‌شکل‌ باقی‌ ماند. ابوجهل‌ پس‌ از مدتی‌ گفت‌:دوباره‌ ماه‌ را به‌ حالت‌ اول‌ برگردان‌.آنگاه‌حضرت‌ دو نیمه‌ ماه‌ را به‌ هم‌ رسانید و مهتاب‌یکپارچه‌ شد. مرد یهودی‌ که‌ عالم‌ به‌ دین‌ یهود بودبه‌ خاطر این‌ معجزه‌ رسول‌ خدا (ص‌) ایمان‌آورد، ولی‌ ابوجهل‌ پر کینه‌تر و خشمناک‌تر برافروخت‌ و گفت‌: او چشم‌ ما را به‌ سحر بسته‌ است‌ وبا جادو گردی‌ خیال‌ شق‌القمر را برای‌ ما ایجادکرد. ابوجهل‌ برای‌ اثبات‌ ادعای‌ خود گفت‌: ازمسافران‌ دور و نزدیک‌ می‌پرسیم‌ تا قضیه‌ شق‌القمرمعلوم‌ شود، قضیه‌ را از آنها پرسیدند، مسافران‌گفتند: در آن‌ لحظه‌ شب‌ ما شق‌القمر را به‌ چشمان‌دیدیم‌ ولی‌ باز هم‌ ابوجهل‌ ایمان‌ نیاورد و چنین‌توجیه‌ کرد که‌ سحر محمد بر مسافران‌ حجاز نیز اثرکرده‌ است‌ و کفار مستکبر قریش‌ نیز تابع‌ ابوجهل شدند.‌قریش از آن حضرت معجزه طلب کردند، و حضرت با انگشت به ماه اشاره کرد، و قرص ماه به قدرت الهی دو نیم شد و باز به هم پیوست؛ و آیه نازل شد: اقتربت الساعه و انشق القمر
--------------------------------------------------------------------------------------------------------

سازمان فضانوردی " ناسا " به دو نیم شدن کره ی ماه و سپس پیوند خوردن این دو نیمه به یکدیگر پی برد. پایگاه اینترنتی روزنامه ی عربی " الوطن " چاپ آمریکا به نقل از یک محقق اردنی علوم فلکی در این زمینه نوشت: سفینه ی فضایی آمریکایی " کلمنتاین " که سالها در مدار کره ی ماه کار تحقیقاتی انجام می دهد به این نتیجه رسیده است که کره ی ماه صدها سال پیش به دو نیمه ی متساوی تقسیم شده و دوباره به یکدیگر متصل شدند. این محقق اردنی با ارسال گزارشی به ناسا آنان را نسبت به این موضوع مطلع ساخت که مسلمانان، این پدیده را متعلق به 1400 سال پیش می دانند و مرتبط به معجزه ای از پیامبر اکرم (ص) به نام " شق القمر" است. ناسا هیچ تفسیری برای کشف خود نیافته است. زیرا این اتفاق نادر تا کنون برای هیچ جرم آسمانی به وقوع نپیوسته است.

منبع: روزنامه جمهوری اسلامی شماره 7608 تاریخ 23 مهر 1384 ص 5

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

تصویر زیر توسط فضاپیمای آپولو 10 از فاصله 14 کیلومتری ماه ثبت شده است...

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

ایرادی که بعضی به مسئله شق القمر گرفته اند این است که اگر این امر واقعیت داشت با آن همه اهمیتی که دارد باید در تواریخ جهان ثبت می شد در حالی که چنین نیست و این واقعه فقط در تواریخ اسلامی ثبت شده است. در تفاسیر مختلف قرآن سعی کرده اندبه طرق مختلف به این ایراد پاسخ بدهند. (3) مثلا در تفسیر نمونه به طور خلاصه اینطور پاسخ این ایراد داده شده است:

الف) باید توجه داشت که ماه همواره در نیمی از کره زمین قابل رویت است، نه در تمام آن، بنا بر این نمی از مردم روی زمین از این حساب خارجند.

ب) در نیمی از همین نیمکره نیز اکثریت قریب به اتفاق آنها خوابند. زیرا بعد از نیمه شب است. به این ترتیب تنها یک چهارم از مردم جهان می توانند از چنین حادثه ای با خبر شوند.

ج) در بخش قابل رویت نیز هیچ مانعی ندارد که قسمت های قابل توجهی از آسمان ابری و چهره ماه با ابر پوشیده شده باشد.

د) حوادث آسمانی در صورتی جلب توجه می کنند که یا مانند صاعقه ها توام با سر و صدای شدید باشند، یا مانند خسوف و کسوف، کلی نور به طور کامل قطع شود. آن هم برای یک مدت نسبتا طولانی.

هـ) به علاوه وسائل ثبت مطالب در تاریخ و نشر آن در آن زمان ها محدود بود، و حتی تعداد باسوادها بسیار کم بودند و کتاب های خطی بود، مثل امروز نبود که حوادث مهم، برق آسا به وسیله رادیوها و تلویزیون ها و مطبوعات در سراسر جهان منتشر شود. با توجه به این جهات، هرگز نمی توان از عدم ذکر این حادثه در غیر تواریخ اسلامی تعجب کرد، و آن را دلیلی بر نفی آن گرفت. (4)

این پاسخ معقولی است ولی بسیاری از مفسران از روایات کهن هند آگاهی نداشته اند. اما شادمان می شدند اگر خبر می یافتند که در آن پاره از جهان حکایت می کنند که فردی به نام شاه Shakrawati Farmad در جنوب هند به راستی دو نیمه شدن ماه را به چشم دید. به همین نحو می گویند که مسلمان شدن مردم نخستین آبادی های مسلمان شبه قاره هند در نتیجه همین معجزه صورت گرفته است و آنها که این واقعه را رویت کرده بودند مدتی بعد که مسلمانان به آنجا رسیدند به این معجزه گواهی دادند و ایمان آوردند. خانم آنه ماری شیمل در کتاب And Muhammad Is His Messenger به این موضوع اشاره می کند. (5) (6) جالب است یاد آور شویم که در اواخر قرون وسطا، مینیاتوری در دربار کوته راجپوت (هندو) نقاشی شده است که شق القمر را با همه جزئیات آن نمایش می دهد. (7)

می گویند نیل آرمسترانگ بر سطح ماه خط مستقیمی دید و درازای آن را حدود 240 کلیومتر برآورد کرد، که به روشنی ثابت می کند ماه در زمان های قدیم دو نیمه شده بود. (8) در امتداد همین خط The Straight Wall قرار گرفته است که دیواری است به طول حدودا 110 کیلومتر که دانشمندان علت به وجود آمدن آن را یک زلزله در زمان های قدیم می دانند. ارتفاع این دیوار طبیعی که از برخورد گسل های ماه به وجود آمده است به 300 متر می رسد...
--------------------------------------------------------------------------------------------------------

شق القمر از نظر علوم روز

از سؤ الات مهمى که در این بحث مطرح است این است که وقوع انشقاق و شکاف در اجرام آسمانى اصولا امکان دارد؟ یا اینکه علم آنرا به کلى نفى مى کند؟ پاسخ این سؤ ال با توجه به مطالعات و اکتشافات دانشمندان فلکى چندان پیچیده نیست ، زیرا اکتشافات مى گوید: چنین چیزى نه تنها محال نیست ، بلکه بارها نمونه هاى آن مشاهده شده ، هر چند در هر کدام عوامل خاصى مؤ ثر بوده است .
به تعبیر دیگر: کرارا در دستگاه منظومه شمسى و سایر کرات آسمانى انشقاقها و انفجارهائى روى داده است که براى نمونه موارد زیر را یادآور مى شویم :
الف - پیدایش منظومه شمسى - این نظریه از سوى همه دانشمندان پذیرفته شده است که تمام کرات منظومه شمسى در آغاز جزء خورشید بود که بعدا از آن جدا شده ، و هر یک در مدار خود به گردش درآمده است .
منتها درباره عامل این جدائى گفتگو است :
((لاپلاس )) معتقد است عامل این جدائى ((نیروى گریز از مرکز)) در منطقه استوائى خورشید بوده ، به این معنى که در آن هنگام که خورشید به صورت توده گاز سوزانى بود (و هم اکنون نیز چنین است ) و به دور خود گردش میکرد سرعت این گردش در منطقه استوائى سبب شد که قطعاتى از آن جدا گردد، و در فضا پراکنده شود، و به دور مرکز اصلى یعنى خورشید به گردش درآید)).
ولى تحقیقات بعضى دیگر از دانشمندان بعد از لاپلاس منتهى به فرضیه دیگرى شده که عامل این جدائى را وقوع جزر و مدهاى شدیدى در سطح خورشید بر اثر عبور یک ستاره عظیم از نزدیکى آن مى شمرد.
طرفداران این فرضیه که حرکت وضعى خورشید را در آن روزگار کافى براى توجیه جدائى قطعاتى از آن نمى دانند دست به سوى این فرضیه دراز کرده ، مى گویند: این جزر و مد، امواج عظیمى در سطح خورشید به وجود آورد، درست همانند سقوط قطعه سنگ عظیمى در یک اقیانوس ، و بر اثر آن قطعاتى از خورشید یکى پس از دیگرى به خارج پرتاب شد، و به گرد کره مادر به گردش درآمد.
در هر حال عامل جدائى هر چه باشد مانع از این نیست که همه معتقدند پیدایش منظومه شمسى از طریق انشقاق و جدائیها صورت گرفته است .
ب - ((آستروئیدها)) - ((استروئیدها)) قطعات سنگهاى عظیم آسمانى هستند که به دور منظومه شمسى در گردشند، و گاهى از آنها به کرات کوچک
و ((شبه سیارات )) تعبیر مى کنند، بزرگى چنان است که قطر آن به 25 کیلومتر مى رسد، ولى غالبا از این کوچکترند.
دانشمندان عقیده دارند آستروئیدها بقایاى سیاره عظیمى هستند که در مدارى میان مدار ((مریخ )) و مدار ((مشترى )) در حرکت بوده ، سپس براثر عوامل نامعلومى منفجر و شکافته شده است .
تاکنون بیش از 5 هزار آستروئید کشف و مشاهده شده ، و عده زیادى از آنها که بزرگتر هستند نامگذارى ، و حجم و مقدار و مدت حرکت آنها به دور خورشید محاسبه شده است ، بعضى از فضاشناسان براى آستروئیدها اهمیت خاصى قائلند، و معتقدند احیانا مى توان از آنها به عنوان پایگاهى براى مسافرت به نقاط دور دست فضا استفاده کرد! این نمونه دیگرى از انشقاق در اجرام آسمانى است .
ج - ((شهابها)) ((شهابها)) سنگهاى بسیار کوچک آسمانى هستند که گاه از اندازه فندق تجاوز نمى کنند، و به هر حال با سرعت شدیدى در مدار خاصى بر گرد خورشید در گردشند، و گاه که مسیر آنها با مدار کره زمین تقاطع پیدا مى کند، به سوى زمین جذب مى شوند.
این سنگهاى کوچک بر اثر شدت برخورد با هوائى که زمین را احاطه کرده ، به خاطر سرعت سرسام آورى که دارند، داغ و برافروخته و مشتعل مى شوند، و ما به صورت یک خط نورانى زیبا در لابلاى جو زمین آنها را مشاهده مى کنیم ، و از آن به تیر شهاب تعبیر مى نمائیم .
و گاه تصور مى کنیم که ستاره دور دستى است که سقوط مى کند، در حالى که شهاب کوچکى است که در فاصله بسیار نزدیکى آتش گرفته ، و سپس خاکستر مى شود.
مدار گردش شهابها با مدار زمین در دو نقطه تماس دارد، به همین دلیل
در مردادماه و آبانماه که دو نقطه تقاطع دو مدار است شهابها بیشتر دیده مى شوند.
دانشمندان مى گویند: اینها بقایاى ستاره دنباله دارى است که براثر حوادث نامعلومى منفجر و از هم شکافته شده است .
این هم نمونه دیگرى از انشقاق در کرات آسمانى .
به هر حال مساءله انفجار و انشقاق در کرات آسمانى امرى بى سابقه نیست ، و هرگز از نظر علم محال نمى باشد تا گفته شود اعجاز به محال تعلق نمى گیرد.
اینها همه در مورد انشقاق است ولى بازگشت آن به حال معمولى بر اثر نیروى جاذبه اى که میان دو قطعه وجود دارد کاملا امکانپذیر است .
گرچه در هیئت قدیم که بر محور عقیده ((بطلمیوس )) و افلاک نه گانه پوست پیازى اش ، دور مى زد، چنان این افلاک بلورین به هم پیوسته بودند که خرق و التیام آنها از نظر جمعى محال بود، و لذا پیروان این عقیده هم معراج جسمانى را منکر بودند، و هم شق القمر را، چرا که موجب شکافته شدن و سپس التیام در افلاک بود، ولى امروز که فرضیه هیئت بطلمیوسى به دست افسانه ها و اسطوره هاى خیالى سپرده شده ، و اثرى از آن افلاک نهگانه باقى نمانده ، زمینه اى براى این سخنان باقى نیست .
شاید این نکته نیاز به یادآورى ندارد که شق القمر تحت یک عامل طبیعى معمولى صورت نگرفت ، بلکه جنبه اعجاز داشت ، ولى چون اعجاز به محالات تعلق نمى گیرد منظور در اینجا بیان امکان این مطلب بود (دقت کنید).




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چرا خواب های ما با خواب های انبیا و اولیا متفاوت است؟

خواب پیامبران و اولیای الهی، مدرسه ای است که توسط آموزگار هستی برپا می شود و در این مدرسه ملکوتی با رویاهای صادق از آنان دانش آموختگانی الهی می سازد.

مسلما خواب پیامبران و اولیای الهی، مدرسه ای است که توسط آموزگار هستی برپا می شود و در این مدرسه ملکوتی با رویاهای صادق از آنان دانش آموختگانی الهی می سازد زیرا در عالم خواب روح انسان که اساس هستی اوست به خدای سبحان تقدیم و در نتیجه به ساحت علم و حکمت و قدرت او نزدیک تر می شود.

بنابراین بهره مندی از محضر علیم، حکیم و قدیر مطلق بیشتر می شود و حیات معنوی انسان و ذوب او در الهیت خدای سبحان افزوده تر و گسترده تر می گردد. اگر دست ما از این مدرسه ملکوتی و مائده گسترده علمی تهی است و با خواب های شبانه روزی خود به ضیافت دیدار الهی بار نمی یابیم و بر تأله خویش نمی افزاییم بلکه از آن می کاهیم بدان روست که وجود خود را بسته و راه ورود فیض رحمانی را سد کرده ایم و با این که هنگام خواب روح ما نیز همراه میلیاردها روح انسان های خوابیده به پیشگاه خداوند تقدیم می شود اما به گونه بسته بالا می رود و همین شکل بازمی گردد و این محرومیتی است بزرگ برای همه کسانی که از یاد خدا روبرگردانده و لاجرم به تنگنای طبیعت دچار شده اند: "و من اَعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا"

آیت الله جوادی آملی در بخشی از کتاب "حیات حقیقی انسان در قرآن" به تشریح تفاوت عروج روحی انبیا و اولیا در خواب با خواب دیدن انسان های معمول می پردازد و این تفاوت را بسط می کند.

مسأله خواب انسان و حقیقت اسرارآمیز آن از مطالب مهم و شگفت است زیرا به هنگام خواب روح آدمی تعلق خود را از بدن قطع می کند و جز حفظ حیات گیاهی و مراتب پایین از زیست جانوری همه وابستگی های خود را از پیکر انسان برمی گیرد و ار منظر ادبیات قرآن کریم در این مرحله خدا یا فرشتگان او انسان را قبض روح می کند و پس از فرصتی معین آن را به بدن باز پس می فرستد اما ارواحی را که مهلت شان در دنیا به پایان رسیده است نزد خود نگه می دارد و در این سلوک حکیمانه خدا با روح انسان ها به هنگام خواب و بیداری آنان آیات روشنی است برای متفکران: "اللَّهُ یَتَوَفَّى الأَنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَالَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنَامِهَا فَیُمْسِكُ الَتِی قَضَى عَلَیْهَا المَوْتَ وَیُرْسِلُ الأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُّسْمًّى إِنَّ فِی ذَلِكَ لآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ."

راستی! در پی خواب، روح آدمی به کجا می رود و در آنجا چه می کند و از این رفت و آدمهای شبانه روزی چه بهره ای می برد و چه می بیند و چه می شنود؟ این ها همگی از معماهای هستی آدمی است.

خواب پیامبران و اولیا، مدرسه خداوند است

مسلما خواب پیامبران و اولیای الهی، مدرسه ای است که توسط آموزگار هستی برپا می شود و در این مدرسه ملکوتی با رویاهای صادق از آنان دانش آموختگانی الهی می سازد زیرا در عالم خواب روح انسان که اساس هستی اوست به خدای سبحان تقدیم و در نتیجه به ساحت علم و حکمت و قدرت او نزدیک تر می شود. بنابراین بهره مندی از محضر علیم، حکیم و قدیر مطلق بیشتر می شود و حیات معنوی انسان و ذوب او در الهیت خدای سبحان افزوده تر و گسترده تر می گردد.

نمونه های این حقیقت ملکوتی را از قرآن کریم درباره پیامبرانی چون حضرت یوسف، حضرت ابراهیم و نیز حضرت خاتم الانبیا صلی الله علیه و آله و سلم می توان مطالعه کرد لیکن چگونه است که افراد عادی از مدرسه خواب یا اصلا درسی نمی گیرند و چیزی نمی بینند یا دیده های آنان از مدار "اضغاث احلام" و خواب های پریشان تجاوز نمی کند؟

چرا خواب های ما با خواب های انبیا و اولیا متفاوت است؟

اگر دست ما از این مدرسه ملکوتی و مائده گسترده علمی تهی است و با خواب های شبانه روزی خود به ضیافت دیدار الهی بار نمی یابیم و بر تأله خویش نمی افزاییم بلکه از آن می کاهیم بدان روست که وجود خود را بسته و راه ورود فیض رحمانی را سد کرده ایم و با این که هنگام خواب روح ما نیز همراه میلیاردها روح انسان های خوابیده به پیشگاه خداوند تقدیم می شود اما به گونه بسته بالا می رود و همین شکل بازمی گردد و این محرومیتی است بزرگ برای همه کسانی که از یاد خدا روبرگردانده و لاجرم به تنگنای طبیعت دچار شده اند: "و من اَعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا" و در چنین تنگنایی هم سطح حضور انسان و هم سقف عروج او محدود بلکه مخفی و مستور می گردد و برای کسی که در این مدار بسته گرفتار آمده است جز عالم طبیعت که پست ترین عوالم هستی است چیز دیگری دیدنی و فهمیدنی نیست: "چو آن کرمی که در گندم نشیند / زمین و آسمان او همین است."

اگر از این خواب گران برخاسته و از چاه طبیعت بدرآییم هر سو که بنگریم بی پرده "نور السّموات و الارض" را می بینیم زیرا "فاینما تولّوا فثم وجه الله". و اگر چشمی بینا و گوشی شنوا بیابیم و مظهر خدای سمیع و بصیر شویم از رویاهای صادق بهره مند شده هر شب هنگام خواب به ضیافت خدای سبحان بار خواهیم یافت زیرا "وَهُوَ الَّذِی یَتَوَفَّاكُم بِاللَّیْلِ وَیَعْلَمُ مَا جَرَحْتُم بِالنَّهَارِ ثُمَّ یَبْعَثُكُمْ فِیهِ لِیُقْضَى أَجَلٌ مُّسَمًّى ثُمَّ إِلَیْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ یُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ."

در این صورت است که به "حیّ لا یموت" نزدیک تر می شویم و از این رهگذر حیات حقیقی ما پردامنه تر و تأله ما نیز افزوده تر می گردد و این همان مرتبتی است که در آن خدای سبحان، بنده اش را در مقابل هواهای نفسانی یاری می کند و شعله هدایت را در قلب او می افروزد و در میان محبوب ترین بندگانش جایگاه می دهد: "اِنّ من احبّ عباد الله الیه عبدا اعانه الله علی نفسه ... فزهر مصباح الهدی فی قلبه ..."

توحید ناب با اتکای به حس ها به دست نمی آید

اگر از بینایی دل محروم باشیم و داوری ما تنها به حس شنوایی و نقل از دیگران محدود گردد چه بسا از توحید ناب بازمانیم و خدا را تنها صاحب نعمت هایی بدانیم که آن ها را می شنویم. مانند کوری که فقط یک همنشین دارد که دو کار انجام می دهد: هم با او سخن می گوید و هم او را نوازش می کند اما این شخص نابینا ندیم سخنگوی خود را غیر از نوازشگر خویش می پندارد و این در صورتی است که شخص کور، شنوا باشد اما اگر این نابینا از شنوایی نیز بی بهره و داوری اش تنها به لامسه محدود باشد فاصله بیشتری از واقعیت ها پیدا می کند زیرا لامسه توان تشخیص دوست و دشمن را ندارد چه بسا با جِرم لطیفی تماس یابد و از نرمی و لطافت آن لذت برد اما در واقع بر پشت مار خطرناکی دست می کشد و با این لذت غافلانه خود را دچار سمی کشنده می نماید.

امیرالمؤمنین آلودگی های دنیا را به چه تشبیه می کنند؟

بر اساس همین مثال، امیر مؤمنان علیه السلام دنیا و آلودگی های آن را به ماری تشبیه می کنند که تماس با آن نرم و لطیف می نماید اما زهر خطرناکی در درون او انباشته است. جاهل بی خبر چون بیرون را می بیند بدان مشتاق می شود و عاقل فرزانه، چون درون آن را می نگرد می پرهیزد و از آن می گریزد: "مَثَلُ الدُّنْیَا كَمَثَلِ الْحَیَّةِ ، لَیِّنٌ مَسُّهَا ، وَ السَّمُّ النَّاقِعُ فِی جَوْفِهَا ، یَهْوِی إِلَیْهَا الْغِرُّ الْجَاهِلُ ، وَ یَحْذَرُهَا ذُو اللُّبِّ الْعَاقِلُ."

آری اگر بینایی ملکوتی از انسان ستانده شود از یک سو آلودگی های کشنده ای چون رشوه و ربا و دیگر حرام ها را نرم و شیرین می یابد و از سوی دیگر تازیانه های طبیبانه و رحیمانه دوست بر پیکر هواهای نفسانی و خواهش های شیطانی خویش را خشونتی ناروا می پندارد و بر این تأدیب و تنبیه الهی شکر نمی گذارد.

حاصل آن که انسان ها به هنگام خواب، روح مجرد خود را تقدیم خدای سبحان کرده به محضر مخزنی از علم و حکمت و قدرت الهی بار می یابند. اگر شأن محضر و قدر میزبان – به میزان لازم – بدانند مسیر تأله خود را بهتر می پیمایند و با غرق گشتن در اقیانوس بی کران الوهیت فاصله از ساحل سوزان دنیا را بیشتر می کنند.

یک شگفتی قابل تأمل در بازگشت ارواح به بدن ها

ارواح میلیاردها انسان به هنگام خواب عروج کرده در پیشگاه خدا حاضر می شوند. اما هر یک به هنگام بازگشت بی هیچ خطا و اشتباهی بر همان پیکر ویژه خود فرود می آیند و هرگز روحی به خطا سراغ بدن دیگری نمی رود زیرا زمام این قافله پرجنب و جوش در دست پروردگاری قرار دارد که هم "بکلّ شی ء علیم" است و هم "علی کلّ شی ء قدیر". هم از آسیب عزوب و غفلت منزه است: "و ما یعزب عن ربّک من مثقال ذرّه فی الارض و لا فی السماء " و هم از گزند فراموشی و نسیان مبرّاست: "و ما کان ربّک نسیّا."




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

کانال تلگرام
سیر و سلوک. کشکول بروجردی
https://telegram.me/kashkooleboroojerdii

هوالحی
یامن لا اله الاهو
مخفی نماند بر طالبان حقیقت و سالکان کوی محبت که انفع المعارف معرفت نفس ناطقه انسانی است از انچه موجب کمالات اوست یا رذائل و نقصان او که خدای سبحان در قران فرقان فرمود (فالهمها فجورها وتقواها) لذا بعداز معرفه الله در قوس نزول معرفتی شریفتر از معرفت نفس نیست که همان شیوه اساتید بزرگوارما و مرحوم سید علی اقای قاضی طباطبایی است . این حقیر فقیر سراپا تقصیر مدعو به رضا بن محمد بن امرالله بن علی بن شهباز بن حاج علی عسکر بروجردی بران شدم انچه از خرمن وجود بزرگان حیا تلمذ نموده ویا از صحف نوریه عرفانیه انها دریافت نموده ونکاتی را یادداشت برداشته ام در محضر دوستان و برادران ایمانی قرار دهم که تقدیر اینگونه رقم خورد که ان پرده نشین شاهد بازاری شود (الهم وفقنا بما تحب وترضی)وسلام علیکم و علینا وعلی عبادالله الصالحین

کشکول ، مجموعه ای است از عبارات کوتاه و ارزنده در تمام زمینه های فرهنگی ، اجتماعی ، اخلاقی ، مذهبی ، هنری ، تاریخی ، سیاسی ، اقتصادی ، ادبی ، طنز ، ضرب المثل و ... که برای جمع آوری و تنظیم این نوشتار مطالعه و زحمت فراوانی کشیده شده است که به آسانی انسان می تواند آن را در حافظه ی خود ضبط و در تمام طول عمر استفاده کند . چرا که در زندگی ماشینی و پررنج و بی حوصلگی و خستگی امروز ، اشخاص کمتر وقت می کنند کتاب یا مجله ای حتی مقاله ای در یک روز ، گاهی در ماه و سال بخوانند و پس از خواندن نمی دانند هدف نویسنده چه بوده و چه نتیجه ای از آن گرفته است و گاهی انسان چهارصد صفحه از یک کتاب را می خواند ، حتی یک جمله ی مفید و آموزنده ای به دست نمی آورد .


مدیر وبلاگ :
مطالب اخیر
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما درباره مطالب و موضوعات وبلاگ چیست ؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :