تبلیغات
کشکول بروجردی - مطالب هفته سوم خرداد 1394
کشکول بروجردی
کشکول .عرفان . سیروسلوک. پرسش و پاسخ .علوم غریبه . مناظره. پاسخ به شبهات.توصیه اخلاقی
پنجشنبه 21 خرداد 1394 :: نویسنده :
سئوگیلیم،عشق اولماسا،وارلیق بوتون افسانه دیر


عشقیــده ن محــروم اولان،انسـانلیغــا بیگــانه دیر



سئـوگی دیـر،یالنیــز محببتــدیر حیــاتین جـوهــری



بیر کونـول کی عشق ذوقین دویماسا،غمخــانه دیر



من اسیــر عشقییــم،اوز خـالقیمین،اوز یـوردومــــون



سئــومــه یـن اوز خالقینی،اوز یـوردونــو دیوانـه دیــر



قوی وطن داییم ایشیقلانسین،گوزه ل بیر شمع تک



کونلوم!اول شمعین ضییاسین سیر ائده ن پروانه دیر



نـازنیــن!رعنـــــا گـوزللــردیــر،بـاخیـرسـا ن هـر یـانــا



بس بو تورپــاق اینــدی بیر جنت دگیــل،آیـا نـه دیـر؟!



اولکـه میـزده گور نه لــر وار،باشقــا بیر عالـم ده ییک



هـر چیچک بیـر نـازنیــن!هر غنچـه بیــر جـانـانـه دیــر



"واحید" - م من،سئوگیلیم،منده ن خیانت گورمه سن



شاعیــره م،عشقیم ده اوز قلبیـم کیمی مـردانــه دیــر




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بتول خیری

برخی از زنان ، در بسیاری از موارد از صدتا مرد هم مردترند و وقتی پایش بیفتد ، حتی در سخت ترین مشاغل مردانه ، آستین بالا زده و وارد میدان میشوند ، و در انجام کارشان حتی با مردها رقابت میکنند ، آنوقت همه مردم از وجود چنین شیر زنانی متحیر و حیران می مانند .


بتول خیری ، از شیرزنان شهر بروجرد بود ، که در شغل رانندگی اتوبوس و مینی بوس و در خط بروجرد به دورود و تهران و.. پا به پای مردان پر مدعا ، پشت فرمان می نشست و با مقوله جاده و گردنه و پلیس راه و مسافر و ... مثل یک مرد می تاخت ، بتول خیری در محله ما ( دوازده متری ) زندگی میکرد و به نوعی همکار پدرم بود .(بنا بر نقل یکی از دوستان)

زنی باوقار و پر جذبه و جدی ، همه اهالی و محل او را می شناختندو جسارت و بی باکی او زبانزد خاص و عام بود ، کمتر کسی در شهر بروجرد است که او نشناسد ، حتی در در روزنامه آ ن زمان ، گزارش و مصاحبه داشته و هنوز هم خواهر زاده اش  ( فردین ) که از پرسابقه های خط بروجرد به تهران و کرج است ، روزنامه مچاله شده خاله اش را ، پشت آفتابگیر اتوبوسش گذاشته و هر وقت میخواهد ادعای سابقه و  لیاقت خانوادگی را به رخ بکشد ، روزنامه ۴۰ سال پیش را نشان میدهد و با افتخار میگیود :

 سکو برارم ، او وختا که هوشکه نمنس تهران ا کامیلا مرن ، ایما ماشیدار بیم .

برایش شعر هم ساخته بودند :

هفتاد و دو تن بتول خیری         نشس پشت تریلی  ......




 








برچسب‌ها
ا

یوندها










نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 21 خرداد 1394 :: نویسنده :
کد خبر: ۱۲۰۸۷۵
۱۰ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۴:۲۹
فرشته بیرانوند نخستین زن لرستانی راننده تریلر در ایران انحصار مردانه رانندگی ترانزیت در کشور را شکست تا جاده های کشور این روزها علاوه بر رانندگان ترانزیتی مرد شاهد حضور نخستین راننده زن لرستانی تریلی باشند.
























نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 21 خرداد 1394 :: نویسنده :


«من به آقای سلطانی غبطه می خورم»، ایشان «مرد والاگهری» است. امام خمینی


حضرت آیت الله سلطانى طباطبایى پس از هشتاد و دو (به قولی 85) سال زندگى، در عصر روز شنبه سى و یکم خرداد 1376 ش، (پانزدهم صفر 1418 ق) بدرود حیات گفت. ایشان از معتمدین، و در دوره ای وصی حضرت امام بودند. از طرفی هر دو شخصیت جلیل قدر ـ هم ایشان و هم حضرت امام ـ پدر بزرگان یادگارِ یادگار امام، حضرت حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی می باشند. به همین مناسبت در سالگشت رحلت این عالم ربانی، یادی می کنیم از زندگی و ارتباطشان با حضرت امام.


زندگی شخصی


حضرت آیت الله سلطانی، یا بنا بر فرمایش امام خمینی: «حضرت مستطاب سید العلماء الاعلام» از چهره هاى مشهور علم و فضیلت و تقوا و از مفاخر اساتید حوزه های علمیه جهان تشیع، به ویژه حوزه علمیّه قم به شمار مى رفت. معظم له به سال 1294 ش ـ به نوشته ص 39 کتاب اقلیم خاطرات خانم دکتر فاطمه سلطانی طباطبایی - در بروجرد در بیت سیادت و ریاست و دانش دیده به جهان گشود. پدرش، آیت اللّه حاج سید على اصغر معروف به سلطان العلما بروجردی، فرزند آیت الله سید مهدى طباطبائى از علما و بزرگان بروجرد بوده است. پدرشان سلطان العلما نماینده دوره سوم مجلس شورای ملی از بروجرد و با شهید مدرس در یک فراکسیون بودند.


خاندان سلطانی طباطبایی از سادات جلیل القدر طباطبایی بروجردی است که شاخه ای از خاندان بزرگ طباطبایی می باشد. سرسلسله سادات طباطبایی بروجرد، علامه سید محمد طباطبایی است که با مهاجرت خود از نجف اشراف به بروجرد، این سلسله را در غرب ایران بنیان نهاد. سادات طباطبایی در هر کجا که هستند، همگی از اعقاب ابراهیم بن اسماعیل الدیباج بن ابراهیم بن ابراهیم بن الغمر بن الحسن المثنی بن الامام ابی محمد الحسن بن علی بن ابی طالب علیه السلام، معروف به ابراهیم طباطبایی و یا ابراهیم طباطبا می باشند.


آیت الله سلطانی عمه زاده آیت الله العظمى بروجردى و داماد آیت الله العظمى سید صدرالدّین صدر بود و با مرحوم آیت الله العظمى حاج آقا حسین قمى و حضرت امام خمینى، قرابت سببى داشت.


زندگی علمی


هجرت اول:


آیت الله سلطانی پس از سپری شدن دوران کودکى، در دوران نوجوانى مقدمات و سطوح اولیه دروس حوزوی را در شهر بروجرد فراگرفت. اواسط سال 1308 ش، (اوایل 1348 ق) نخستین هجرت خود را در سن 14 سالگی رقم زد و رهسپار حوزه علمیه قم شد. با این که این دوره مصادف است با فشارها و تنگناهای رضاشاه بر حوزه های علمیه و روحانیت، ولی دانش معقول و منقول را در مدت هفت تا هشت سال از محضر پرفیض حضرات آیات ثلاث و دیگر اساتید فراگرفت.


اساتید قم آیت الله سلطانی، آیات عظام:


1 ـ حاج سیّد صدرالدّین صدر


2 ـ آقا سیّد محمد تقى خوانسارى


3 ـ حاج شیخ عبدالکریم حائری


4 ـ حاج سید محمد حجت


5 ـ مدت کوتاهی، میرزا محمد على شاه آبادى.


در این مدت، از چهار بزرگوار نخست؛ آیات عظام: حائری، صدر، خوانساری و حجت اجازه اجتهاد نیز کسب کرد و جهت درک علوم و وضعیت حوزه علمیه نجف راهی عراق می شوند.


هجرت دوم:


در 22 سالگی، سال 1316 ش (1355ق) هجرت دوم خود را به سوی حوزه علمیه نجف اشرف آغاز نمود. در آنجا حدود دو سال از محضر اساتید مبرز و صاحب نام آن دیار بهره ها برد.


اساتید نجف آیت الله سلطانی، آیات عظام:


1 ـ آسید ابوالحسن اصفهانى


2 ـ آقا ضیاء عراقى


3 ـ شیخ محمدحسین اصفهانى


در مدت دو سال کسب علم از محضر آیت الله آسید ابوالحسن اصفهانی و آیت الله حاج آقا ضیاء عراقی موفق به اخذ اجازه و ورقه اجتهاد می شوند.


هجرت سوم:


بعد از دو سال تعلّم و تلمّذ نزد بزرگان نجف، سال 1317 ش، (1357 ق) جهت دیدار با اقوام و بستگان به زادگاه خویش بروجرد برگشت. پس صله رحم، در سال 1318 ش، (1358ق) مجدداً در راستای «سیرو فی العرض... و اخذ توشه معنوی و علمی از دیار مشهدالرضا (ع) عازم مشهد مقدّس شد و حدود ده ماه از بحث هاى فقهى، کلامى و تفسیرى آیت الله حاج میرزا مهدى اصفهانى استفاده کرد و مبانی علمی خویش را استوار ساخت. در همین جا بود که خبر رحلت مؤسس حوزه، حضرت آیت الله شیخ عبدالکریم حائری را شنید و متأثر شد و عزم قم نمود.


هجرت چهارم:


آن عالم فرزانه، سال 1319 ش، (1359ق)، با کوله باری از تجربه و علم و معرفت و آماده برای تعلیم و تربیت به قم بازگشت. اما با دارا بودن تمام وجوه مختلف شخصیتی؛ علم و فقاهت، معرفت و معنویت و... بنابه فرموده شارع مقدس، هنوز نصف دین کامل نبود، لذا به خواستگاری دختر استاد خویش، حضرت آیت الله سید صدرالدین صدر رفت و در نهایت داماد این بیت علم و فضیلت شد.


آیت الله سلطانی که در سال 1319 ش، وارد شهر قم گردید و در این شهر رحل اقامت افکند، بیش از نیم قرن در جوار حرم حضرت فاطمه معصومه (س) به تدریس درس های فقه و اصول اشتغال ورزید. وی بی تردید یکی از استادان برجسته و ممتاز در تدریس (کفایه‏الاصول) در حوزه علمیه قم به شمار می رفت. در آن عصر معروف بود که در میان استادان بزرگواری که به تدریس (رسائل) فرائد الاصول شیخ مرتضی انصاری و (مکاسب) و (کفایه الاصول) اشتغال داشتند، سه شخصیت ممتاز در تدریس این کتاب ها مهارت ویژه و تسلط فوق العاده ای دارند که عبارت بودند از:


میرزا محمد مجاهدی تبریزی، شیخ عبدالحسین فقیهی رشتی و سید محمد باقر سلطانی؛ اکثر شخصیت ها و بزرگان ممتاز، در نزد این سه استاد بزرگوار تحصیل کرده اند. آیت الله سلطانی در بیان و حل مشکلات درسی مهارت فوق العاده ای داشت. او با بیان جذاب و شیوای خویش، موفق شد شاگردان فراوانی را تربیت نماید به گونه ای که اکثر مراجع تقلید دهه های اخیر و فعلی، از شاگردان ایشان بوده اند. تدریس وی برکات علمی فراوانی داشت که مجموعه بزرگی از علما، فضلا، روحانیان و طلاب، در دوره های مختلف از آن بهره مند شدند. او که مجلس درس با شکوهش، مجتهد ساز و مرجع پرور بود، بدون کوچکترین ادعایی، طی سال های متمادی، بی وقفه به تدریس علوم اسلامی پرداخت و چهره فروزان و شخصیت متین و منش بزرگوارانه اش، تبلور و نمادی شکوهمند از فضیلت های فراموش شده و ارزش های از یاد رفته بود. شماری از شاگردان بزرگوارش، اعم از مراجع معظم تقلید، مدرسین و استادان حوزه های علمیه، امامان جمعه و جماعت و خدمت گزاران به نظام جمهوری اسلامی می باشند.


شاگردان آیت الله سلطانی


آیات عظام و مراجع تقلید:


1 ـ محمد فاضل لنکرانی 2 ـ لطف الله صافی گلپایگانی 3 ـ ناصر مکارم شیرازی 4 ـ سید موسی شبیری زنجانی 5 ـ حسین نوری همدانی 6 ـ سید محمدعلی علوی گرگانی 7 ـ شیخ جعفر سبحانی


مجتهدین و آیات گرام:


8 ـ مجدالدین محلاتی شیرازی 9 ـ صادق احسان بخش 10 ـ سید عباس خاتم یزدی 11 ـ عباسعلی عمید زنجانی 12 ـ سید ابوالحسن مولانا 13 ـ علی احمدی میانجی 14 ـ شهید دکتر بهشتی 15 ـ شهید محمد مفتح 16 ـ شهید محمدجواد باهنر 17 ـ سید مهدی یثربی کاشانی 18 ـ سید ابوالحسن موسوی همدانی 19 ـ علی اکبر هاشمی رفسنجانی 20 ـ محمد محمدی گیلانی 21 ـ محمد یزدی 22 ـ ابراهیم امینی 23 ـ سید هاشم رسولی محلاتی 24 ـ محمد مؤمن 25 ـ حسین راستی کاشانی 26 ـ هادی روحانی مازندرانی 27 ـ عباس محفوظی 28 ـ عباس ایزدی نجف آبادی 29 ـ احمد جنتی 30 ـ ابوالقاسم خزئلی 31 ـ محمد واصف لاهیجی 32 ـ محمد ایمانی گیلانی 33 ـ سید هادی خسرو شاهی 34 ـ هادی باریک بین 35 ـ اسماعیل موسوی زنجانی 36 ـ علی حجتی کرمانی 37 ـ محمدجواد حجتی کرمانی 38 ـ زین العابدین قربانی 39 ـ سید محسن خرازی 40 ـ محمد مجتهدی تهرانی 41 ـ سید کاظم نور مفیدی 42 ـ رضا استادی 43 ـ یحیی انصاری شیرازی 44 ـ احمد صابری همدانی 45 ـ امام موسی صدر 46 ـ محمدعلی فیض گیلانی 47 ـ محمد مهدی احمدی شاهرودی 48 ـ هادی دوست محمدی 49 ـ محمدحسن آیتی بیرجندی 50 ـ حاج آقا مصطفی خمینی 51 ـ سید حسن خمینی و...


البته شاگردان آیت الله سلطانی در سه مطقع «کفایه»، «رسائل» و «مکاسب» بیش از افرادی است که اشاره شد؛ زیرا آیت الله سلطانی در تدریس این سه کتاب شهرت خاصی داشته است و اکثر طلاب این مقطع تحصیلی در درس وی شرکت می کردند.


آیت الله سلطانی همزمان با اشتغال به تدریس سطوح عالى (رسائل، مکاسب و کفایه) و تربیت طلاب در ده های 20 و 30 به همراه حضرت امام در دروس فقه و اصول و جلسات استفتاى آیت الله العظمى بروجردى نیز شرکت جست و سخت مورد توجّه آن فقیه بزرگ قرار گرفت.


تألیفات آیت الله سلطانی


آقا سید محمد باقر سلطانی در کنار اشتغالات علمی، آثار ارزشمندی را هم از خویش به یادگار گذاشته است که عبارتند از: 1 ـ رساله ای در استصحاب 2 ـ رساله ای در واجب مطلق و مشروط 3 ـ رساله ای در خیارات 4 ـ رساله ای در ادبیات فارسی 5 ـ رساله ای در شرح منظومه فقهی مرحوم میرزا محمد تنکابنی 6 ـ الفوائد الفاطیه فی الاصول (که آن را به نام حضرت معصومه (س) نوشته است و...


نواندیشی و نوگرایی فقهی


یکی از اقدامات جالب و مؤثر آیت الله سلطانی که کمتر در هم سلکان ایشان دیده می شود، هجرت های متعدد ایشان به شهرها و کشورهای مختلف جهت کسب علم و تجربه و آشنایی با مکاتب فکری و فقهی دوران خود است. همچنین سفرهای متعدد به کشورهای منطقه و اروپایی که موجب آشنایی نزدیک ایشان با مشکلات زندگی مسلمانان معتقد در انجام اعمال و احکام فردی و اجتماعی آنان بود.


یکی از مهمترین و بارزترین راه ها جهت رشد و تعالی و پیشرفت، به ویژه در ادوار پیشین، هجرت بوده است. به نوعی می توان گفت هجرت از رموز تکامل فکر و شخصیت انسان است. زیرا فرد حصارهای جامعه محدود خود را می شکند و به جهانی وسیع تر پیوند می خورد و جهان بینی او توسعه می یابد و او دیگر وابسته به محل سکونت خود نیست که رکود و ساکنیت در جانش بیفتد. هجرت عامل گسیختن پیوند انسان با محیط محدود است و در نتیجه جهان بینی را متحول و گسترده می سازد.


نتیجه هجرت ها و تلاش های علمی و فقاهتی استاد الفقهاء و المجتهدین، آیت الله سلطانی نیز در رفتار و کردار و آثار علمی و فقهی ایشان کاملاً نمایان است. نمونه اش نوآوری های ایشان در زمینه های فقهی است. او با شناخت عمیق احکام، فقه را با نیازهای روز منطبق می ساخت.


برای نمونه:


ـ طهارت اهل کتاب؛ وی معتقد به طهارت آنان بوده، و آنان را نجس نمی دانست.


ـ حلال بودن ذبح شده اهل کتاب؛ ایشان خوردن گوشت ذبح شده آنان را برای مسلمانان پاک و خوردن آن را جایز می شمرد. اهمیت این دو موضوع زمانی برای نسل جوان روشن خواهد شد که بدانند اغلب فقهای شیعه اهل کتاب را نجس و ذبح شده آنان را حرام می دانستند؛ ولی آیت الله سلطانی در این موارد، از فقهای پیشتاز و آگاه به مسائل روز بود.


ـ حکم رجم و سنگسار کردن زن شوهردار زناکار؛ او نسبت به اجرای این حکم انتقاد داشت و معتقد بود که اثبات جرم زنا برای یک قاضی حقیقتاً مشکل است؛ زیرا شرع مقدس به گونه ای راه های آن را بسته است که نمی توان این جرم را اثبات کرد. وی معتقد بود: «این چنین کارهایی، یعنی اجرای حکم سنگسار، موجبات وهن به اسلام را فراهم می آورد و اینها از مصادیق خلاف شرع است.»


ـ اهمیت دادن به دو عنصر زمان و مکان؛ او معتقد بود که اگر پیامبر اکرم (ص) هم امروز حاضر بود، به عنصر زمان و مکان در اجتهاد توجه می کرد. او می گفت: ما در حال حاضر نباید فقط بگوییم که پیامیر اسلام (ص) ۱۴۰۰ سال پیش چنین کرده است! لذا به فقها توصیه می کرد که به دو اصل اساسی زمان و مکان توجه داشته و...


آقای دکتر صادق طباطبایی، فرزند آیت الله سلطانی طباطبایی که همزمان با حضور حضرت امام در پاریس به همراه پدر در کنار حضرت امام بودند، در خاطرات خود نقل می کنند:


حضرت امام در مدت حضور چهارماهه در پاریس با شخصیت های مختلف خارجی دیدار و گفتگو داشتند. از جمله شخصیت هایی که با حضرت امام دیدار کرد. یک محقق انگلیسی بود. او از امام سؤال کرد: حکومت اسلامی شما مبتنی بر منابع دینی با مسائل روز دنیا چگونه کنار خواهد آمد و... امام پاسخ مبسوطی دادند و دیدگاه شیعه در این زمینه را بیان فرمودند. ایشان با تکیه بر مسأله اجتهاد در فقه شیعه و نقش عقل در استنباط احکام الهی پاسخ جالبی دادند. اینکه اگر حکومت اسلامی تشکیل گردد همه چیز باید در خدمت حکومت باشد و مصلحت آن باید حفظ شود و نیازهای زمان و مکان باید مد نظر باشد و...


آقای صادق طباطبایی ادامه می دهند: بعداز ملاقات با امام به اتفاق این محقق خارجی و پدرم (آیت الله سلطانی) برای صرف چای به رستورانی که در آن نزدیکی بود رفتیم. و پدرم در ادامه بحث و تکمیل پاسخ امام به وی گفتند: به طور کلی جز احکام عبادی که مبتنی بر قرآن و سیره و دیگر منابع متخذه از معصومین (ع) است، سایر احکام که به مسائل فرد در جامعه و نیز جامعه با فرد و مسائل جامعه اعم از مسائل اقتصادی، حقوقی، فرهنگی و حقوق جزا و مسائل بین المللی و سیاست خارجی باز می گردد باید برخاسته از «عقل صلحا» باشد. این امر در اصل تأیید همان نظریه امام در باب دخالت دو عنصر زمان و مکان در اجتهاد و کاربرد آن حتی در احکام اولیه اسلام می باشد.


گوشه ای از اوصاف اخلاقی آیت الله سلطانی


معظم له دارای متانت در رفتار و سلامت در کردار بود و بر انجام مستحبات اصرار می ورزید و برای برآورده ساختن حوائج طلاب و سایر اقشار کوشا بود و از هر فرصتی برای خدمت رسانی استفاده می کرد. از نام و نشان و هرگونه شهرت طلبی نفرت داشت؛ مجلس درسش آکنده از طلاب  فاضل بود و بسیاری که اکنون در زمره مجتهدین، مراجع  تقلید، اساتید حوزه، خدمتگزاران نظام اسلامی و علمای بلادند، پرورش یافته مکتب اویند. وی سال های طولانی از عمر خویش را به تحصیل، تدریس، تالیف، اقامه جماعت درمسجد ملّاجعفر بازار قم و راهنما و ارشاد مردم گذرانید.


آیت الله شهید سید محمد باقر صدر درباره آیت الله سلطانی گفته است: «السلطانی رجل کبیر، رجل ممتار علماً و اخلاقاً – آیت الله سلطانی مردی بزرگ و شخصیت ممتازی از لحاظ علم و اخلاق هستند.»


حجت الاسلام علی حجتی کرمانی درباره این شخصیت والامقام علمی و معنوی می نویسد:


از تشریفات «آقایی» و مظاهر ریاست، نه تنها به دور که متنفر بود و در هیمن رابطه، طی سالهای متمادی، تنها سه و یا چهار مرتبه توانستم با اصرار  و حتی التماس آن وارسته مرد را در مناسبت هایی چون عید نوروز و یا عید غدیر... وادار به جلوس نموده و اذن تشرف به حضورش را به نیابت از شاگردان و ارادتمندانش کسب کنم. هیچ گاه محبت های پدرانه و خدمات ارزشمندش را فراموش نخواهم کرد.


هماره اهل مطالعه و تحقیق بود. مقالات و پژوهش های نویسندگان، پژوهشگران جدید را به دقت مطالعه می کرد و نسبت به مکتب ها و جهان بینی های مدرن آگاهی داشت. روح حاکم بر زمان را می شناخت و نسبت به مسائل روز آشنائی داشت و خود نه تنها در فقه و اصول که در بسیاری از زمینه ها اهل نظر بود.


نوه دختری این عالمِ عامل، حضرت حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی در خاطراتشان می فرمایند:


روزهای آغازین پاییز سال 68 نوجوانی بودم که هنوز دوره متوسطه را تمام نکرده است و به فرموده مردی که از دنیا دوست ترش می دارم، به قم می روم. مقصد معلوم است. کسی را یارای تشکیک نیست. منزل پدر بزرگی که دوران کودکی را بیشتر از خانه مان در آنجا گذرانده ام، در حوزه اشراق مردی که اگر چه پدر بزرگ است، اما برایم پدری می کند. من طلبه کوچکی هستم که هر شب موقع شام، درب اطاقم را می کوبند و درب با صدای مخصوصی باز می شود و در درگاه آن، مردی که تکیه بر عصای خویشتن زده است. پیرمرد، استاد حوزه است؛ بسیاری از مراجع از او کسب فیض کرده اند.


حدود هفتاد و اندی سال دارد و منزلش محضر دانشمندان است و من این توفیق را می یابم که در انتهای شب از او منطق کبری فرا بگیرم و این نه از جسارت من که خضوع اوست. یک بعد از نیمه شب، پیرمرد که آثار خواب را در چشمانش نمی یابی، سخن می گوید: منطق طریقه صحیح گفتن است... دیگران تعریف می کنند که استاد در اتاق های قدیمی منزل که با دری چهارلنگه به هم وصل شده اند و در کنار آنها دالانی تا درب خانه پیش رفته است، مشغول تدریس است؛ کفایه می گوید؛ شاید حدیث جبر و اختیار و یا طلب و اراده. اتاقها و دالان، مملو از کسانی است که امروز بسیاری از آنان تن به خاک سپرده اند و بسیاری مسندگزین شده اند. می دانیم پیرمرد از امام بسیار می گوید؛ بسیار دوستش دارد و عارف کامل نیز پیرمرد را دوست دارد. آن روز که از عارف مهربان می پرسند: در آقای سلطانی چه دیده اید که چنین احترامش می کنید، می شنوید که شما ایشان را نمی شناسید؛ من هنوز به آقای سلطانی غبطه می‌خورم.


آیت الله سلطانی، امام و انقلاب


ارتباط و رفاقت حضرت امام با آیت الله سلطانی به دوران حضور مؤسس حوزه علمیه قم، آیت الله شیخ عبدالکریم حائری بر می گردد. به گونه ای که پس از رحلت آیت الله حائری در سال 1315 ش، و پیش از آمدن آیت الله بروجردی به قم، بیشترین کوشش را برای آمدن آیت الله بروجردی به قم این دو بزرگوار با هماهنگی هم انجام دادند. همچنین بعداز استقرار آقای بروجردی در قم آیت الله سلطانی رابط بین امام و آقای بروجردی بود. چون امام برای  ایشان احترام ویژه ای قایل بود.


این دوستی و ارتباط تا پیش از تبعید حضرت امام در سال 1343 ش، ادامه داشت. پس از تبعید ارادت و ارتباط کمتر که نشد، هیچ بلکه به نوعی بیشتر شده و در سال 48 این رفاقت به وصلت دو خاندان انجامید و دختر آیت الله سلطانی، خانم فاطمه طباطبایی با فرزند حضرت امام، حاج احمد آقا ازدواج کرده و دوستی دو چندان گشته و به نسبت سببی تبدیل گشت. این نشانه ارادت و اعتماد دو خانواده به هم و از طرفی نزدیکی فکری آیت الله سلطانی به حضرت امام در باب مبارزات سیاسی و نشانگر اعتقاد به مشی مبارزاتی و سیاسی ایشان به امام است. چرا که اگر اینگونه نبود حاضر نمی شد تنها دختر خود را به وصلت کسی در آورد که پدرش تبعیدی است و منزل و خانواده اش تحت نظر و هر لحظه احتمال...


سرکار خانم فاطمه طباطبایی در خاطرات خود آورده اند:


پس از خواستگاری و خواستن جواب قطعی، پدرم مرا صدا کرد و گفت: ازدواج شوخی بردار نیست و ما در وضعیتی هستیم که زودتر باید پاسخ بدهیم. البته وصلت با خانواده آیت الله خمینی خطراتی دارد. ایشان سخت مغضوب شاه است و امکان دارد، تا پایان زندگی در تبعید باشد و موقعیت ایشان از این نیز سخت تر شود. احمد آقا نیز، سرنوشتش با سرنوشت پدرش پیوند خورده و ممکن است برای او و خانواده اش هم وضع دشواری پیش اید.


سپس به مشکلی که برای عروس بزرگ حضرت امام در ایام مبارزات و تبعید پیش آمده بود اشاره کرد و ادامه داد: عروس آیت الله خمینی (معصومه خانم) هنگام هجوم مأموران ساواک به خانه اش سقط جنین شده... این رخدادها برای تو هم ممکن است پیش بیاید، اما این یک سوی ماجراست و البته سوی دیگری هم می تواند داشته باشد. آنچه باید به تو بگویم این است که من احمد آقا را درس خوان، سالم، مؤمن، متعهد و... دیدم. اگر به مسائل معنوی و دینی بیشتر از مادی و دنیوی بها می دهی این شخص جوان خوبی است... حالا خودت تصمیم بگیر. من هیچ تحمیلی نمی کنم و هیچ اجباری به آری گفتن نداری. و...


پس از این وصلت حضرت امام اظهار خشنودی و شادمانی نمود. با اینکه خودش در این امر خیر حضور نداشت و در تبعید بود، ولی طی نامه ای در نهم آبان 1348 خطاب به عروس خود از آقای سطانی به عنوان «سید العلماء الاعلام» سخن گفته و می فرماید:


«خوشوقتم از اینکه احمد با فامیل اصیل محترم بزرگى متصل شد. امید است ان شاء اللَّه تعالى در زیر سایه اجداد طاهرینتان خوش و خرم و سعادتمند باشید. ان شاء اللَّه تعالى این وصلت، میمون، مبارک و سرشار از نیکبختى و سعادت دنیا و آخرت باشد. بحمد اللَّه تعالى شما از کرائم اخلاق موروثه از پدر بزرگوار و اجداد پدرى [آقای سلطان العلما، از علمای بروجرد] و مادر محترمه و معظمه و اجداد مادرى [آقای سید صدرالدین صدر و حاج آقا حسین قمی] برخوردار هستید. امید است ان شاء اللَّه تعالى احمد نیز از این کرامتها برخوردار شود. این جانب از دعاى خیر شماها را فراموش نمى کنم. خدمت حضرت مستطاب سید العلماء الاعلام و حجت الاسلام آقاى سلطانى - دامت برکاته - و علیا محترمه خانم والده [خانم صدیقه صدر]- دام عمرها- سلام برسانید.»


 از دیگر نامه هایی که حضرت امام بعدها به حاج احمد آقا نوشته نیز این تکریم ها نسبت آقای سلطانی و خاندان طباطبایی بدست می آید.


حضرت امام در 16 آبان 49 در نامه ای به فرزندش احمد آقا مرقوم می کنند:


 «احمد عزیز... ان شاء اللَّه تعالى عروسى مبارک بر شما و بر خانم محترمه شما باشد و سالهاى طولانى با سلامت و خوشى بگذرانید. من هر وقت حرم مى روم به شماها دعا مى کنم، ان شاء اللَّه تعالى مستجاب شود... با حضرت آقاى سلطانى هم در این امور مشورت کنید، هر طور صلاح است عمل کنید...»


این ارتباط فامیلی و صمیمی دو خاندان ادامه داشت و دوستی بین امام و آقای سلطانی نیز نزدیکتر و ارادت ها بیشتر می شد تا آنجا که پس از شهادت حاج آقا مصطفی، فرزند ارشد و وصی حضرت امام در آبان 56، دو ماه بعد (دی ماه 56) حضرت امام آیت الله سلطانی را به همراه سه نفر دیگر از اساتید حوزه به عنوان وصی خویش برگزید:


«... وصى خود قرار دادم حضرات حجج اسلام آقاى حاج آقا مرتضى پسندیده و آقاى حاج شیخ مرتضى حائرى و آقاى حاج سید محمد باقر سلطانی و آقاى حاج شیخ حسینعلى منتظرى- دامت برکاتهم- را در...»


حضرت آیت الله سلطانی در اوج مبارزات و انقلاب نیز امام را تنها نگذاشت. در پاریس نیز مدتی در کنار امام بودند و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در تائید نظام اسلام و رهبری انقلاب تلاش های فراوانی انجام داد و در اولین دوره مجلس خبرگان قانون اساسی به نمایندگی از سوی مردم استان لرستان برگزیده شد و بر مفاد قانون اساسی نظارتی دقیق نمود.


چند خاطره جالب از ارتباط این دو شخصیت بزرگ


آقای دکتر صادق طباطبایی، فرزند آیت الله سلطانی و از مبارزان پیش انقلاب که در پیروزی انقلاب هم نقش مهمی داشت، نقل می کنند:


یک قضیه ای که مرحوم پدر اصرار داشت در زمان حیاتشان به کسی گفته نشود، این بود که؛ حاج احمد در حضور جمعی از یاران امام تعریف کردند: در همان ماه های اول انقلاب، یعنی در اردیبهشت یا خرداد سال 1358 بود که شبی خواهرم (خانم فاطمه طباطبایی) زنگ می زند به منزل و به پدرم می گوید، امام می خواهند با شما صحبت کنند. امام که آن موقع در قم اقامت داشتند، گوشی را می گیرند و به پدرم می گویند: «مطلبی می خواهم به شما بگویم که الآن احمد برایتان توضیح خواهد داد!» چون حال خیلی مساعدی نداشتند گوشی را به احمد آقا می دهند. ظاهراً با این جمله می خواستند تأکید کنند که مطلب موثق است. احمد آقا گوشی را می گیرد؛ ایشان مثل ما به پدرم آقاجون می گفتند. احمد آقا می گوید: «آقاجون! آقا می گویند که شما ولایتتان را به من تفویض کنید.» آقا جون در جواب می گوید: «ما هر چه داریم از شما داریم. شما بر ما ولایت دارید. من بر کسی ولایت ندارم.» احمد آقا می گوید: «امام می گویند من نه تعارف می کنم و نه شوخی! من احساس مسؤولیت شرعی می کنم و تکلیف برایم شاق است. باید اجازه داشته باشم که تصمیم بگیرم. بنابرین شما این اجازه را به من بدهید و ولایت خود را به من تفویض کنید.» آقاجون می گویند: «این بزرگواری و شکسته نفسی شماست؛ اما چون عنوان شرع را رویش گذاشته اید، من هر چه دارم در اختیار شماست و از جانب من مختار هستید؛ اما من یک خواهشی از شما دارم و آن اینکه جز کسی که الآن رابط است، هیچکس دیگر از این ماجرا اطلاع پیدا نکند.» خواهرم از قسمت اول این قضیه که برقراری اتصال بود مطلع بود، اما از قسمت دوم و صحبت ها جز مرحوم احمد آقا هیچکس اطلاع نداشت.


آقا صادق طباطبایی ادامه می دهند: در سال های حیات امام، گاه و بیگاه پدرم و امام یک سری ملاقات هایی با یکدیگر داشتند، آن هم در ساعاتی خیلی غیر عادی. یکی از خصوصیات جالب رابطه بین امام و آقاجون این بود که هر وقت آقاجون به تهران می آمدند و به منزل احمد آقا وارد می شدند، خواهرم را می فرستادند به امام اطلاع دهد که آقاجون  می خواهند به دیدار شما بیایند، اما قبل از اینکه خواهرم جواب را بیاورد، خود امام می آمدند. پدرم می گفت من هیچ وقت نتوانستم بر امام سبقت بگیرم و ادای احترام بکنم.


ایشان در جای دیگر نقل می کنند: آن چیزی که پدرم را مورد عنایت امام قرار داده بود و بارها آن را ذکر می کردند، فضایل علمی ایشان نبود... آن چیزی که امام را واداشت که بگویند من به آقای سلطانی غبطه می خورم خصائل روحی ایشان بود؛ اولاً به شدت از ریا گریزان بود و عطوفت و مهر و محبت در ایشان مبنا داشت و... سال 55 که به نجف رفته بودم، یک شب شام منزل امام بودم، موقع خداحافظی ایشان یک بسته ای به من دادند و گفتند: این یک عباست، این را بدهید به آقای سلطانی، البته به ایشان بگویید که من نمی توانم متناسب با شأن شما چیزی بدهم. یک خودنویس پارکر هم به خود من داد. بعد گفتند: قدر پدرت را بدان، ایشان بسیار مرد والاگهری است!.


 رحلت


حضرت آیت‏الله سلطانى طباطبایى پس از هشتاد و پنج سال زندگى در عصر روز شنبه سى و یکم خرداد 1376 ش (پانزدهم صفر 1418 ق) در جماران (محل سکونت امام خمینی که مهمان دخترشان، سرکار خانم فاطمه طباطبایی بود) بدرود حیات گفت و پیکرش پس از تشییعی با شکوه در قم و اقامه نماز توسط آیت الله العظمی فاضل لنکرانی، به تهران منتقل و در جوار مرقد امام خمینی به خاک سپرده شد.


خانم طباطبایی در کتاب «اقلیم خاطرات» در باره رحلت پدر می نویسند: پدر به دلیل ضرورت درمان در تهران مدتها در منزل ما در جماران  بستری بود و از نزدیک شاهد لحظه ارتحالشان بودم. ایشان به گونه ای اعجاب آور یکباره در بستر نشستند و با تعظیم و احترام در حالی که به  نقطه ای خیره شده بودند، دعوت حق را با سلام بر اباعبدالله الحسین و ذکر «یاسیدی»  لبیک گفتند و چشم از جهان فروبستند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 21 خرداد 1394 :: نویسنده :

دعای سحر,دعای سحر همراه با ترجمه

 

 

دعای سحر دعایی است که به مسلمانان توصیه شده است که در سحرهای ماه رمضان آن را بخوانند.


بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

 به نام خداوند بخشنده مهربان

 

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ بَهاَّئِک بِاَبْهاهُ وَکُلُّ بَهاَّئِکَ بَهِىُّ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِبَهاَّئِکَ کُلِّهِ

خدایا از تو خواهم به درخشنده ترین مراتب درخشندگیت با اینکه تمام مراتب آن درخشنده است خدایا درخواست می کنم به همه مراتب درخشند گیت



اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ جَمالِکَ بِاَجْمَلِهِ وَکُلُّ جَمالِکَ جَمیلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِجَمالِکَ کُلِّهِ

خدایا از تو خواهم به زیباترین مراتب جمالت با اینکه تمام مراتب جمالت زیبا است خدایا از تو خواهم به همه مراتب جمالت



اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ جَلالِکَ بِاَجَلِّهِ وَکُلُّ جَلالِکَ جَلیلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِجَلالِکَ کُلِّهِ

خدایا از تو خواهم به باشکوهترین مراتب جلالت با اینکه تمام مراتب جلال تو باشکوه است خدایا از تو خواهم به همه مراتب جلالت


اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ عَظَمَتِکَ بِاَعْظَمِها وَکُلُّ عَظَمَتِکَ عَظَیمَهٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِعَظَمَتِکَ کُلِّها

خدایا از تو خواهم به بزرگترین مرتبه عظمتت با اینکه تمام مراتب عظمتت بزرگ است خدایا از تو خواهم به همه مراتب عظمتت



اَللّهُمَّ اِنّى اَسَئَلُکَ مِنْ نُورِکَ بِاَنْوَرِهِ وَکُلُّ نُورِکَ نَیِّرٌاَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِنُورِکَ کُلِّهِ

خدایا از تو خواهم به نورانى ترین مراتب روشنیت با اینکه تمام مراتب روشنیت نورانى است خدایا از تو خواهم به همه مراتب نورت


اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ رَحْمَتِکَ بِاَوْسَعِها وَکُلُّ رَحْمَتِکَ واسِعَهٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِرَحْمَتِکَ کُلِّها

خدایا از تو خواهم به وسیعترین مراتب رحمتت با اینکه تمام مراتب رحمتت وسیع است خدایا از تو خواهم به همه مراتب رحمتت



اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ کَلِماتِکَ بِاَتَمِّها وَکُلُّ کَلِماتِکَ تاَّمَّهٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِکَلِماتِکَ کُلِّهَا

خدایا از تو خواهم به تمامترین کلمات (و سخنانت ) با اینکه همه سخنانت تمام است خدایا از تو خواهم به همه سخنانت



اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ کَمالِکَ بِاَکْمَلِهِ وَکُلُّ کَمالِکَ کامِلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِکَمالِکَ کُلِّهِ

خدایا از تو خواهم به کاملترین مرتبه کمالت با اینکه تمام مراتب کمالت کامل است خدایا از تو خواهم به همه مراتب کمالت



اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ اَسماَّئِکَ بِاَکْبَرِها وَکُلُّ اَسْماَّئِکَ کَبیرَهٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاَسْماَّئِکَ کُلِّها

خدایا از تو خواهم به بزرگترین نامهایت با اینکه تمام نامهایت بزرگ است خدایا از تو خواهم به همه نامهایت



اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ عِزَّتِکَ باَعَزِّها وَکُلُّ عِزَّتِکَ عَزیزَهٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِعِزَّتِکَ کُلِّها

خدایا از تو خواهم به عزیزترین مقام عزتت گرچه همه مراتب عزتت عزیز است خدایا از تو خواهم به همه مراتب عزتت



اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ مَشِیَّتِکَ بِاَمْضاها وَکُلُّ مَشِیَّتِکَ ماضِیَهٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِمَشِیَّتِکَْ کُلِّها

خدایا از تو خواهم به حق گذراترین مشیتت گرچه تمام مراتب مشیتت گذرا است خدایا از تو خواهم تمام مراتب مشیتت



اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ قُدْرَتِکَ بِالْقُدْرَهِ الَّتى اسْتَطَلْتَ بِها عَلى کُلِّشَىْءٍ وَکُلُّ قُدْرَتِکَ مُسْتَطیلَهٌ

خدایا از تو خواهم به حق آن قدرتت که احاطه پیدا کردى بدان بر هر چیز گرچه تمام مراتب قدرتت چنین است



اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِقُدْرَتِکَ کُلِّهاْ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ عِلْمِکَ بِاَنْفَذِهِ وَکُلُّ عِلْمِکَ نافِذٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ

خدایا از تو خواهم به همه مراتب قدرتت خدایا از تو خواهم به حق نافذترین مراتب دانشت گرچه تمام مراتب دانشت نافذ است خدایا از تو خواهم



بِعِلْمِکَ کُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ قَوْلِکَ بِاَرْضاهُ وَکُلُّ قَوْلِکَ رَضِىُّ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِقَوْلِکَ کُلِّهِ

به تمام مراتب دانشت خدایا از تو خواهم به حق پسندیده ترین سخنانت با اینکه همه سخنانت پسندیده است خدایا از تو خواهم به حق همه سخنانت



اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنَْ مَساَّئِلِکَ بِاَحَبِّها اِلَیْکَ وَکُلُّ مَساَّئِلِکَ اِلَیْکَ حَبیبَهٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِمَساَّئِلِکَ کُلِّها

خدایا از تو خواهم به حق محبوبترین خواسته هایت پیش تو گرچه همه خواسته هایت پیش تو محبوب است خدایا از تو خواهم به حق همه خواسته هایت



اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ شَرَفِکَ بِاَشْرَفِهِ وَکُلُّ شَرَفِکَ شَریفٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِشَرَفِکَ کُلِّهِ

خدایا از تو خواهم به حق شریفترین مراتب شرفت با اینکه تمام مراتب آن شریف است خدایا از تو خواهم به همه مراتب شرفت



اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ سُلْطانِکَ بِاَدْوَمِهِ وَکُلُّ سُلطانِکَ داَّئِمٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِسُلْطانِکَ کُلِّهِ

خدایا از تو خواهم به حق ابدى ترین مراتب سلطنت گرچه تمام مراتب سلطنتت جاویدان است خدایا از تو خواهم به حق تمام مراتب سلطنتت



اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ مُلْکِکَ بِاَفْخَرِهِ وَکُلُّ مُلْکِکَ فاخِرٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِمُلْکِکَ کُلِّهِ

خدایا از تو خواهم به حق گرانمایه ترین مراتب فرمانرواییت گرچه تمام مراتب فرمانرواییت گرانمایه است خدایا از تو خواهم به همه مراتب فرمانرواییت



اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ عُلُوِّکَ بِاَعْلاهُ وَکُلُّ عُلُوِّکَ عالٍ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِعُلُوِّکَ کُلِّهِ

خدایا از تو خواهم به والاترین مقام بلندت گرچه همه مراتب آن والاست خدایا از تو خواهم به همه مراتب بلندیت



اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ مَنِّکَ بِاَقْدَمِهِ وَکُلُّ مَنِّکَ قَدیمٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِمَنِّکَ کُلِّهِ

خدایا از تو خواهم به حق قدیمترین نعمتت گرچه همه نعمتهایت قدیم است خدایا از تو خواهم به حق نعمتهایت



اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ آیاتِکَ بِاَکْرَمِها وَکُلُّ آیاتِکَ کَریمَهٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِآیاتِکَ کُلِّها

خدایا از تو خواهم به حق گرامى ترین آیاتت گرچه همه آیات تو گرامى است خدایا از تو خواهم به حق همه آیاتت



اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِما اَنْتَ فیهِ مِنَ الشَّاْنِ وَالْجَبَرُوتِ وَاَسْئَلُکَ بِکُلِّ شَاْنٍ وَحْدَهُ وَ

خدایا از تو خواهم بدانچه در آنى از شاءن و مقام و بزرگى واز تو خواهم به هر شاءن و مقامى جدا و



جَبَرُوتٍ وَحْدَها اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِما تُجیبُنى [بِهِ] حینَ اَسْئَلُکَ فَاَجِبْنى یا اَللّهُ

بهر بزرگى جداگانه خدایا از تو خواهم به آنچه اجابت کنى دعایم را هنگامى که از تو خواهم که اجابت کنى اى خدا


پس هر حاجت که دارى از خدا بطلب که البتّه برآورده است انشاءالله .

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 21 خرداد 1394 :: نویسنده :
دیدم تو خواب وقت سحـر
شهزاده ای زریــن کمــــر
نشستـه بر اســـب سفیـــد
می اومـد از کوه و کمــــر

می رفت و آتش به دلم می زد نگاهش
می رفت و آتش به دلم می زد نگاهش

کاشکی دلم رسوا بشـه ، دریا بشـه ، این دو چشـم پر آبــم
روزی که بختم وا بشه ، پیدا بشه ، اون که اومد تو خوابم

شهزاده ی رویـــــای من شایــــد تویــی
اون کس که شب در خواب من آید تویی تــــو…

از خــواب شیـرین ، ناگـه پریــدم ،او را ندیـــدم ، دیگــر کنــارم به خـدا
جانم رسیده ، از غصه بر لب ،هر روز و هر شب ، در انتظارم به خـدا

دیدم تو خواب وقت سحـر
شهزاده ای زریــن کمــــر
نشستـه رو اســـب سفیـــد
می اومـد از کوه و کمــــر

می رفت و آتش به دلم می زد نگاهش
می رفت و آتش به دلم می زد نگاهش




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 18 خرداد 1394 :: نویسنده :
اعمال عمومی ماه رمضان

ـ روزه داشتن: چنانچه افراد مکلّف عذر شرعی نداشته باشند، روزه های این ماه بر آنان واجب است.

2 ـ صدقه دادن(1)

ترک گناه است.(2)

بروید.»(3)

تعقیبات خوانده شود.

«اللّهم ارزقنی حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کلّ عام...

یاعلیُّ یاعظیم، یاغفور یارحیم، انت الرّب العظیم...

اللّهم ادخل علی اهل القبور السّرور، اللّهم اغن کلّ فقیر...»

صورت کامل آن ها در مفاتیح الجنان، آمده است.(4)

معافند، مکروه است که پرخوری کنند.(5)

این ماه در مفاتیح ذکر شده است.(6)

مسافرت های غیر ضروری کراهت دارد.(7)

9 ـ احترام به کوچک و بزرگ:

حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله هنگام ورود این ماه در فرازی از مواعظ خود فرموده است:

«به بزرگان احترام گذارید و کودکان را مورد مهربانی و عطوفت قرار دهید، با نزدیکان خود رفت و آمد داشته باشید. آن که در این ماه اخلاقش را نیکو نماید، جواز عبور از صراط را به دست آورده است.»(8)

10 ـ اطعام روزه داران(9)

11 ـ خواندن دعای افتتاح در هر شب(10)

12 ـ خواندن نافله هر شب(11)

13 ـ غسل

در شب های فرد و تمام شب های دهه آخر ماه مبارک رمضان، غسل مستحب است.(12)

14 ـ رعایت آداب افطار:

الف ـ هنگام افطار، پس از تلاوت سوره قدر، دعای زیر خوانده شود.

«اللهم لَکَ صُمتُ وَ عَلی رزقِکَ افطرْتُ وَ عَلَیکَ تَوکلتُ؛ پروردگارا برای تو روزه گرفتم و با رزقِ تو افطار کردم و بر تو توکل کردم.»

ب ـ با غذای حلال، روزه خود را باز نماید و بهتر است با خرما باشد.

ج ـ بهتر است افطار بعد از نماز مغرب و عشا باشد، مگر آن که ضعف بر او غلبه کرده باشد، یا گروهی منتظر او باشند.(13)

رمضان خوانده شود. (14)

رمضان.(15)

الله احد...

شب دوم ـ چهار رکعت، در هر رکعت بعد از حمد بیست مرتبه سوره اناانزلناه فی لیلة القدر...

شب سوم ـ ده رکعت در هر رکعت بعد از حمد پنجاه مرتبه سوره قل هو الله احد....

شب چهارم ـ هشت رکعت در هر رکعت بعد از حمد بیست مرتبه سوره انا انزلناه فی لیلة القدر...

شب پنجم ـ دو رکعت در هر رکعت بعد از حمد پنجاه مرتبه سوره قل هو الله احد....» و بعد از سلام صد مرتبه صلوات.

شب ششم ـ چهار رکعت در هر رکعت بعد از حمد یک مرتبه سوره تبارک الذی بیده الملک

شب هفتم ـ چهار رکعت در هر رکعت بعد از حمد سیزده مرتبه سوره انا انزلناه فی لیلة القدر...

شب هشتم ـ دو رکعت در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه سوره قل هو الله احد.... و بعد از سلام هزار مرتبه سبحان الله

شب نهم ـ شش رکعت در بین نماز مغرب و عشا خوانده شود که در هر رکعت بعد از حمد هفت مرتبه آیة الکرسی و بعد از اتمام، پنجاه مرتبه اللهم صل علی محمد و آل محمد.

شب دهم ـ بیست رکعت در هر رکعت بعد از حمد سی مرتبه سوره قل هو الله احد...

شب یازدهم ـ دو رکعت در هر رکعت بعد از حمد، بیست مرتبه سوره انا اعطیناک الکوثر

شب دوازدهم ـ هشت رکعت در هر رکعت بعد از حمد سی مرتبه انا انزلناه فی لیلة القدر

شب سیزدهم ـ چهار رکعت در هر رکعت بعد از حمد بیست و پنج مرتبه سوره قل هو الله احد

شب چهاردهم ـ شش رکعت در هر رکعت بعد از حمد سی مرتبه سوره اذا زلزلت الارض زلزالها...

شب پانزدهم ـ چهار رکعت در دو رکعت اول بعد از حمد صد مرتبه سوره قل هو الله احد و در دو رکعت دیگر پنجاه مرتبه سوره قل هو الله احد

شب شانزدهم ـ دوازده رکعت در هر رکعت بعد از حمد دوازده مرتبه سوره الهیکم التکاثر

شب هفدهم ـ دو رکعت در رکعت اول بعد از حمد هر سوره که بخواهد، بخواند و در رکعت دوم بعد از حمد صد مرتبه قل هو الله احد و بعد از سلام صد مرتبه لا اله الا الله

شب هیجدهم ـ چهار رکعت در هر رکعت بعد از حمد بیست و پنج مرتبه انا اعطیناک الکوثر

شب نوزدهم ـ پنجاه رکعت در هر رکعت بعد از حمد سوره اذا زلزلت الارض زلزالها...

شب بیستم تا شب بیست و چهارم ـ در هر یک هشت رکعت به هر سوره ای که بخواهد بخواند.

شب بیست و پنجم ـ هشت رکعت در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه سوره قل هو الله احد

شب بیست و ششم ـ هشت رکعت در هر رکعت بعد از حمد صد مرتبه سوره قل هو الله احد

شب بیست و هفتم ـ چهار رکعت در هر رکعت بعد از حمد بیست و پنج مرتبه سوره قل هو الله احد

شب بیست و هشتم ـ شش رکعت در هر رکعت بعد از حمد صد مرتبه آیة الکرسی و صد مرتبه قل هو الله احد و صد مرتبه سوره کوثر و بعد از نماز صد مرتبه صلوات

شب بیست و نهم ـ دو رکعت در هر رکعت بعد از حمد بیست مرتبه سوره قل هو الله احد

شب سی ام ـ دوازده رکعت در هر رکعت بعد از حمد بیست مرتبه قل هو الله احد و بعد از نماز صد مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد.

قابل توجه اینکه، در تمام نمازهای ذکر شده هر دو رکعت، با یک سلام است.

اعمال مخصوص شب ها و روزهای

شب اول:

1 ـ زیارت حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام (16)

در ضمن اعمال شب اول آمده است.(17)

روز اول:

1 ـ غسل(18)

خواست بخواند.(19)

3 ـ معطر کردن

4 ـ دعای روز اول ماه رمضان خوانده شود.(20)

مناسبت های روز سوم:

1 ـ نزول انجیل بر حضرت عیسی علیه السلام 2 ـ وفات شیخ مفید در سال 413 ه . ق 3 ـ جنگ تبوک در سال 9 ه . ق.

روز ششم:

مناسبت های این روز عبارتند از:

1 ـ نزول تورات بر حضرت موسی علیه السلام 2 ـ ولایتعهدی امام رضا علیه السلام در سال 201 ه . ق.

اعمال:

1 ـ نماز؛ این نماز دو رکعت است که در هر رکعت بعد از سوره حمد 25 مرتبه قل هو الله احد... خوانده شود.

2 ـ دعای روز ششم.

شب سیزدهم:

اعمال شب سیزدهم ماه مبارک رمضان:

1 ـ نماز: دو رکعت است که مطابق نماز سیزده رجب است که در هر رکعت بعد از حمد سوره یس، ملک و اخلاق خوانده شود.(21)

2 ـ خواندن دعای مجیر(22)

شب چهاردهم:

1 ـ چهار رکعت نماز مطابق دستور شب سیزدهم رجب که در دستور شب سیزدهم ماه رمضان ذکر شد.

2 ـ قرائت دعای مجیر

اعمال شب پانزدهم:

1 ـ شش رکعت نماز؛ مطابق نمازی است که در شب سیزدهم و چهاردهم ذکر شد.

2 ـ دعای مجیر

3 ـ زیارت امام حسین علیه السلام (23)

روز پانزدهم:

مناسبت: ولادت با سعادت امام حسن مجتبی علیه السلام در سال سوم هجری قمری.

روز هفدهم:

جنگ بدر در سال دوم هجرت در این روز اتفاق افتاد(24)

روز نوزدهم:

مناسبت: ضربت خوردن حضرت علی علیه السلام در سال 40 ه . ق

شب نوزدهم ماه مبارک رمضان با شب های بیست و یکم و بیست و سوم ـ که به عنوان شب قدر در روایات از آن یاد شده است ـ از فضایل بسیاری برخوردار بوده و دارای اعمال مشترک و اعمال مخصوص هستند که در ذیل توضیح داده می شود:

الف ـ اعمال مشترک:

1 ـ غسل ؛ باید مقارن غروب آفتاب انجام شود، بهتر است که نماز شام با این غسل خوانده شود.(25)

«استغفر الله و اتوب الیه» خوانده شود.

3 ـ احیاء

4 ـ قرآن بر سر گرفتن

5 ـ خواندن صد رکعت نماز

6 ـ خواندن دعای مخصوص (اللهم انی اَمسَیتُ لَکَ عبدا داخرا...(26)

7 ـ صدقه

8 ـ خواندن دعای جوشن کبیر

ب ـ اعمال مخصوص شب نوزدهم:

1 ـ خواندن صد مرتبه «استغفر الله ربی و اتوب الیه»

2 ـ خواند صد مرتبه «اللهم العن قتلة امیر المؤمنین»

روز بیستم:

مناسبت: فتح مکه در سال هشتم ه . ق

روز بیست و یکم:

مناسبت: شهادت حضرت علی علیه السلام در سال 40 ه . ق

شب؛ اعمال مشترک آن در شب نوزدهم توضیح داده شد.

روز؛ اعتکاف (یک عمل مستحبی است که حداقل مدت سه روز یا بیشتر جهت عبادت در مسجد می مانند)در دهه آخر ماه مبارک رمضان فضیلت بسیار دارد.

شب بیست و سوم

1 ـ اعمال مشترک که در اعمال شب نوزدهم ذکر شد.

2 ـ خواندن دعای «اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن...

3 ـ خواندن سوره های عنکبوت، روم و دخان.

4 ـ خواندن هزار بار سوره قدر

5 ـ خواندن دعای مخصوص (اللهم امدد لی فی عمری و اوسع لی فی رزقی...(27)

شب بیست و هفتم

اعمال مخصوص این شب عبارتند از:

1- غسل

2- از امام زین العابدین علیه السلام نقل شده است که این دعا را در این شب مکرر می خواند: «اللهم ارزقنی التجافی عن دار الغرور و الاِنابة الی دار الخلود و الاستعداد للموت قبل حُلولِ الفوتِ؛(28)

رسیدن فوت برایم فراهم کن.»

روز بیست و نهم ماه

مناسبت: جنگ حنین در سال هشتم ه . ق

شب سی ام

دستورات ویژه شب سی ام:

1 ـ خواندن دعای وداع با ماه رمضان (دعای 45 صحیفه سجادیه)(29)

2 ـ زیارت امام حسین علیه السلام (30)

3 ـ محاسبه اعمال یک ماه (31)

یس(32)

5 ـ غسل (33)

الیه»(34)

7 ـ خواندن دعای زیر:

«اللهم لاتجعله آخرالعهد من صیامی لشهر رمضان و اعوذ بک اَن یَطْلُعَ فَجْرُ هذه اللیلَةِ الاّ فقد غفرتَ لی؛ خدایا این ماه رمضان را آخرین ماه رمضان عمر من قرار مده و پناه می برم به تو از این که این شب پایان یابد و طلوع فجر دمیده باشد، الا این که مرا مورد غفران و آمرزش خود قرار دهی.»

روز سی ام

دستورات ویژه روز سی ام:

1 ـ خواندن این دعا را که از امیر المؤمنین علیه السلام نقل شده است: «اللهم انی اسئلک اخبات المخبتین و اخلاص الموقنین و موافقة الابرار و استحقاق حقایق الایمان و الغنیمة من کل بِر و السلامة مِن کل اثم و وُجوبَ رَحمَتِکَ و عزائم مغفرَتِکَ و الفوزَ بالجنَة و النجاة من النار؛(35) خدایا از تو فروتنی و خاکساری در خواست می کنم و همچنین اخلاص موقنین و همنشینی با نیکان را و رسیدن به حقایق ایمان و بهره مندی از هر نیکی را و سلامت ماندن از هر گناهی را و وصول به رحمت تو را و بخشش گناهانم را و رسیدن به بهشت و نجات از آتش را»

2 ـ توسل به ائمه اطهار علیهم السلام

مرحوم میرزا جواد ملکی تبریزی در این مورد در کتاب «المراقبات» آورده است: «چون این روز (سی ام ماه مبارک رمضان) روز تقدیم اعمال است، در آخر آن به ائمه توجه نموده و با تضرع و تواضع از آنان طلب اصلاح کارهای خویش را بنماید»(36)

پی نوشت ها:


1 ـ بحار الانوار، ج 98، ص 82.

2 ـ همان، ج 96، ص 356، ح 25.

3 ـ همان، ج 1 و3، ص 386، ح 1 و 3.

4 ـ مفاتیح الجنان، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص 177 ـ 176.

5 ـ عروة الوثقی، ج 2، ص 221.

6 ـ مفاتیح الجنان، ص 202.

7 ـ عروة الوثقی، ج 2، ص 221.

8 ـ بحار الانوار، ج 96، ص 356، ح 25.

9 ـ مصباح کفعمی، ص 632.

10 ـمصباح المتهجد، ص 520.

11 ـ مفاتیح الجنان، ص 238.

12 ـ عروة الوثقی، ج 1، ص 459.

13 ـ مفاتیح الجنان، ص 178.

14 ـ مصباح المتهجد، ص 520 و مفاتیح الجنان، ص 179.

15 ـ بحار الانوار، ج 97، ص 358 و مفاتیح الجنان، ص 238 و زاد المعاد، علامه مجلسی، فصل آخر، اعمال ماه رمضان.

16 ـ بحارالانوار، ج 101، ص 99، ح 29.

17 ـ مفاتیح الجنان، ص 171، چاپ دفتر نشر فرهنگ.

18 ـ عروة الوثقی، ج 1، ص 459.

19 ـ مفاتیح الجنان، ص 220.

20 ـ همان، ص 239؛ مصباح کفعمی، ص 612.

21 ـ مفاتیح الجنان، ص 142.

22 ـ همان، 223 ـ مصباح الکفعمی، ص 268.

23 ـ بحارالانورا، ج 101، ص 99، ح 29.

24 ـ تقویم عبادی، ص 90.

25 ـمفاتیح الجنان، ص 225.

26 ـ همان.

27 ـ همان، ص 235.

28 ـ همان، ص 236.

29 ـ مصباح کفعمی، ص 634.

30 ـ بحار الانوار، ج 101، ص 99، ح 29؛ وسائل الشیعة، ج 10، ص 369.

31 ـ المراقبات، ص 161،

32 ـ مفاتیح الجنان، ص 236.

33 ـ وسائل الشیعه، ج 2، ص 952.

34 ـ مفاتیح الجنان، ص 236.

35 ـ همان.

36 ـ المراقبات، ص 166.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 18 خرداد 1394 :: نویسنده :
عنوان: متن صلوات شعبانیه بهمراه ترجمه


از امام سجاد (ع) صلواتی وارد شده است که در هر روز ماه مبارک شعبان ، در وقت زوال باید خواند . این صلوات در مصباح المتهجد و کتاب های دیگر آمده است .
در آسمان ، دریایی است که آن را دریای برکات گویند و بر لب آن دریا درختی است که آن را درخت تحیّات نامند . بر آن درخت آشیانة مرغی است به نام مرغ صلوات و وقتی مؤمنی در ماه شعبان برسیّد پیغمبران (ص) صلوات فرستد ، خدا آن مرغ را امر نماید تا در آن دریا غوطه خورد و پرهای خود را بفشارد و هر قطره ای که از پرهای آن مرغ بریزد ، ملکی خلق نماید و جمیع آن فرشتگان به تقدیس و تحمید و مدح و ثنای پروردگار مشغول گردند و ثواب آنها در دیوان اعمال صلوات فرستنده ثبت گردد .
شایسته یادآوری است که درروایت آمده یک صلوات در ماه شعبان برابر است با ده صلوات در غیر ماه شعبان . 1 . وسائل الشیعه ، ج 10 ، ص 492 ، باب 28 ، و مصباح المتهجد ، ص 28

بسم الله الرحمن الرحیم
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد

شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ، وَمَوْضِعِ الرِّسالَةِ، وَمُخْتَلَفِ الْمَلائِکَةِ
درخت نبوت و جایگاه رسالت و محل رفت و آمد فرشتگان

وَمَعْدِنِ الْعِلْمِ، وَاَهْلِ بَیْتِ الْوَحْىِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ و آل‏ مُحَمَّدٍ
و معدن دانش و خاندان وحى خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد

الْفُلْکِ الْجارِیَةِ، فِى اللُّجَجِ الْغامِرَةِ، یَأْمَنُ مَنْ رَکِبَها، وَیَغْرَقُ‏ مَنْ تَرَکَهَا،
کشتى جارى در اقیانوسهاى بیکران ایمن شود هر که سوار آن کشى گردد و غرق شود کسى که آن را واگذارد،

الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مارِقٌ، وَالْمُتَاَخِّرُ عَنْهُمْ زاهِقٌ وَاللّازِمُ لَهُمْ ‏‏لاحِقٌ،
هر که بر ایشان تقدم جوید از دین بیرون رفته و کسى که از ایشان عقب ماند به نابودى گراید

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، الْکَهْفِ الْحَصینِ
ولى ملازم ایشان حق خواهد رسید خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد آن پناه‏گاه محکم

وَغِیاثِ‏ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَکینِ، وَمَلْجَأِ الْهارِبینَ، وَعِصْمَةِ الْمُعْتَصِمینَ،
و فریادرس بیچاره درمانده و پناه گریختگان و دستاویز محکم براى وسیله‏جویان

اَللّهُمَ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، صَلوةً کَثیرَةً تَکُونُ لَهُمْ رِضاً،
خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد درود بسیارى که موجب خوشنودى ایشان گردد
وَلِحَقِ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَدآءً وَقَضآءً، بِحَوْلٍ مِنْکَ وَقُوَّةٍ یا رَبَّ الْعالَمینَ
حق محمد و آل محمد اداء گشته و انجام وظیفه ما شده و باشد به جنبش و نیروى تو ای پروردگار عالمیان

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، الطَّیِّبینَ الْأَبْرارِ الْأَخْیارِ،
خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد آن پاکان نیکوکار اى پروردگار جهانیان برگزیده

الَّذینَ‏ اَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ، وَفَرَضْتَ طاعَتَهُمْ وَوِلایَتَهُمْ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ،
آن کسانى‏که حقوقشان را واجب کردى و اطاعت و دوستیشان را فرض نمودى خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد

وَاعْمُرْ قَلْبى‏بِطاعَتِکَ، وَلا تُخْزِنى‏ بِمَعْصِیَتِکَ
و آباد کن دل مرا به اطاعت خود و به وسیله نافرمانیت رسوایم مکن

وَارْزُقْنى‏ مُواساةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَیْهِ مِنْ رِزْقِکَ بِما وَسَّعْتَ عَلَىَّ مِنْ فَضْلِکَ،
و روزى من گردان که کمک مالى دهم بر کسى‏که روزیت را بر او تنگ کردى بوسیله آنچه بر من فراخ گرداندى از فضل خویش

وَنَشَرْتَ عَلَىَّ مِنْ عَدْلِکَ، وَاَحْیَیْتَنى‏ تَحْتَ ظِلِّکَ، وَهذا شَهْرُ نَبِیِّکَ‏ سَیِّدِ رُسُلِکَ،
و گستردى بر من از عدل خویش و مرا در زیر سایه‏ات زنده داشتى و این ماه پیمبرت و آقاى رسولانت

شَعْبانُ الَّذى‏ حَفَفْتَهُ مِنْکَ بِالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ،
ماه شعبان است که اطراف آن را به رحمت و خوشنودى خود پوشاندى

الَّذى‏ کانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَالِه‏ وَسَلَّمَ، یَدْاَبُ فى‏ صِیامِهِ‏ وَقِیامِهِ،
آن ماهى که رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم کوشش بسیار داشت در روزه‏ و شب زنده‏داریش

فى‏ لَیالیهِ وَاَیَّامِهِ، بُخُوعاً لَکَ فى‏ اِکْرامِهِ وَاِعْظامِهِ، اِلى‏ مَحَلِ حِمامِهِ،
هم در شبها و هم در روزهایش بخاطر فروتنى در برابر تو در مورد گرامى داشتن و بزرگداشتنش هم‏چنان تا هنگام مرگش

اَللّهُمَّ فَاَعِنَّاعَلَى الْأِسْتِنانِ بِسُنَّتِهِ فیهِ، وَنَیْلِ الشَّفاعَةِ لَدَیْهِ،
خدایا پس ما را کمک ده تا روش او را در این ماه پیروى کنیم و به شفاعتى که نزد او است برسیم

اَللّهُمَّ وَاجْعَلْهُ لى‏ شَفیعاً مُشَفَّعاً وَطَریقاً اِلَیْکَ مَهیَعاً، وَاجْعَلْنى‏ لَهُ‏ مُتَّبِعاً،
خدایا قرار ده او را براى من شفیعى پذیرفته و راهى بسویت که همواره باشد و مرا پیرو او گردان

حَتّى‏ اَلْقاکَ یَوْمَ الْقِیمَةِ عَنّى‏ راضِیاً، وَ عَنْ ذُنُوبى‏ غاضِیاً، قَدْ اَوْجَبْتَ لى‏ مِنْکَ الرَّحْمَةَ وَالرِّضْوانَ،
تا به جایى که در روز قیامت تو را در حالى دیدار کنم که از من خوشنود باشى و گناهانم را نادیده‏گیرى و براى من واجب کرده‏باشى از جانب خود رحمت و خوشنودى را

وَاَنْزَلْتَنى‏ دارَ الْقَرارِ وَمَحَلَّ الْأَخْیارِ،
و مرا در خانه همیشگى (بهشت جاویدان) و منزلگاه نیکان فرود آرى.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

کانال تلگرام
سیر و سلوک. کشکول بروجردی
https://telegram.me/kashkooleboroojerdii

هوالحی
یامن لا اله الاهو
مخفی نماند بر طالبان حقیقت و سالکان کوی محبت که انفع المعارف معرفت نفس ناطقه انسانی است از انچه موجب کمالات اوست یا رذائل و نقصان او که خدای سبحان در قران فرقان فرمود (فالهمها فجورها وتقواها) لذا بعداز معرفه الله در قوس نزول معرفتی شریفتر از معرفت نفس نیست که همان شیوه اساتید بزرگوارما و مرحوم سید علی اقای قاضی طباطبایی است . این حقیر فقیر سراپا تقصیر مدعو به رضا بن محمد بن امرالله بن علی بن شهباز بن حاج علی عسکر بروجردی بران شدم انچه از خرمن وجود بزرگان حیا تلمذ نموده ویا از صحف نوریه عرفانیه انها دریافت نموده ونکاتی را یادداشت برداشته ام در محضر دوستان و برادران ایمانی قرار دهم که تقدیر اینگونه رقم خورد که ان پرده نشین شاهد بازاری شود (الهم وفقنا بما تحب وترضی)وسلام علیکم و علینا وعلی عبادالله الصالحین

کشکول ، مجموعه ای است از عبارات کوتاه و ارزنده در تمام زمینه های فرهنگی ، اجتماعی ، اخلاقی ، مذهبی ، هنری ، تاریخی ، سیاسی ، اقتصادی ، ادبی ، طنز ، ضرب المثل و ... که برای جمع آوری و تنظیم این نوشتار مطالعه و زحمت فراوانی کشیده شده است که به آسانی انسان می تواند آن را در حافظه ی خود ضبط و در تمام طول عمر استفاده کند . چرا که در زندگی ماشینی و پررنج و بی حوصلگی و خستگی امروز ، اشخاص کمتر وقت می کنند کتاب یا مجله ای حتی مقاله ای در یک روز ، گاهی در ماه و سال بخوانند و پس از خواندن نمی دانند هدف نویسنده چه بوده و چه نتیجه ای از آن گرفته است و گاهی انسان چهارصد صفحه از یک کتاب را می خواند ، حتی یک جمله ی مفید و آموزنده ای به دست نمی آورد .


مدیر وبلاگ :
مطالب اخیر
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما درباره مطالب و موضوعات وبلاگ چیست ؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :