تبلیغات
کشکول بروجردی - مطالب هفته اول خرداد 1394
کشکول بروجردی
کشکول .عرفان . سیروسلوک. پرسش و پاسخ .علوم غریبه . مناظره. پاسخ به شبهات.توصیه اخلاقی
پنجشنبه 7 خرداد 1394 :: نویسنده :
محمد جان .....



قحطی خداپرستی است،مردم دارند از بی غیرتی می میرند،در دکان بشریت دو سیر عرفان پیدا نمی کنی،دربوتیک های مردانگی غیرت زنانه می فروشند! مرگها قسطی شده باید یواش یواش بمیری و زجر بکشی زیرا کوپن شهادت اعلام نمی شود.. و ماهم از بس که تنبلیم همیشه کوپنمان باطل می شود...

در فروشگاههای زنجیره ایی معصیت،باید گناهان جور واجور بخری،آری ! ارزان ! ارزانتر از پاکدامنی و توبه،تقوا و اخلاص. اصلا به حراج گذاشته شده است کالای گناه علامت استاندارد جهانی دارد: ((لذت))!!

بازار چشم چرانی شلوغ است،تولیدیهای معصیت بالاترین حد تولید را دارند.تو در این آشفته بازار چه کالایی داریی؟

فریزرهای خدا ترسی خراب است و اخلاقها فاسد شده اند. تنور انتخابات داغ است هرکس خمیری دارد می چسباند تا نانی بخورد...!!

حدود 25 سال است که زمستانمان بهار است ! بهار و پائیزمان تابستان است.. اصلا زمستان نداریم یا زمستان در زمستان است.. چند سالیست که بعد از جنگ خشکسالی شده.. دوکوهه نامی نامأنوس است ولی همه تخت جمشید را می شناسند....

بن بست زیارت است.با خط سریع السیر بی تقوایی سریع به مقصد می رسی!!! اورژانس امربه معروف خراب است..خیابان امر به منکر شلوغ است و اتوبان بلاتکلیفی یک طرفه است.

در ادارات باید از خط ویژه پارتی بروی وگرنه در ترافیک بی آشنایی می مانی...

غیبت واجب است،تهمت مستحب است،صداقت حرام است و ایثار و فداکری مکروه است و خنده دار.....!!!

شهوترانی تحسین می شود،جشنواره دارد آنهم از نوع فجری!!!... حسادت مورد تقدیر است،داروخانه های معنوی دارو ندارد اما اگر مشابه بخواهی زیاد است .. مثل نماز که مشابه اش را درست کردند سینه زنی و دیوانگی برای ارباب!!! هرچقدر می گوئیم این دارو مکمل است گوششان بدهکار نیست... بعضی وقتها حس می کنم از ارباب هم اربابترند... خیلی راحت نسخه هم می پیچند و به حرف پزشکان گوش نمی دهند..!!

هوا مسموم است،شیمیایی است،باید ماسک غیرت دینی بزنی وگرنه در دود بی غیرتی خفه می شوی!!!

در راسته ی امام"روح الله" عطاری"سید علی" را بلدی؟آنجا همیشه بوی گل سرخ میدهد بالای درب مغازه نوشته : " گل محمدی باش تا احتیاج به ادکلن انگلیسی پیدا نکنی" تو که می خواهی بوی گل نرگس بدهی،می خواهی بوی گل یاس بدهی؟ بوی گل محمدی بدهی؟
پس (( مرد باغیرت میهنم ، باغیرت بمان ، زن پاکدامن کشورم ، پاکدامن بمان))




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 7 خرداد 1394 :: نویسنده :

داستان آموزنده,داستان,داستانک

داستان آموزنده “شمس و مولانا”

می گویند:روزی مولانا ،شمس تبریزی را به خانه اش دعوت کرد.شمس به خانه ی جلال الدین رومی رفت و پس از این که وسائل پذیرایی میزبانش را مشاهده کرد از او پرسید:آیا برای من شراب فراهم نموده ای؟

مولانا حیرت زده پرسید:مگر تو شراب خوارهستی؟!

شمس پاسخ داد:بلی.

مولانا:ولی من از این موضوع اطلاع نداشتم!!

ـ حال که فهمیدی برای من شراب مهیا کن.

ـ در این موقع شب ،شراب از کجا گیر بیاورم؟!

ـ به یکی از خدمتکارانت بگو برود و تهیه کند.

- با این کار آبرو و حیثیتم بین خدام از بین خواهد رفت.

- پس خودت برو و شراب خریداری کن.

- در این شهر همه مرا میشناسند،چگونه به محله نصاری نشین بروم و شراب بخرم؟!

ـ اگر به من ارادت داری باید وسیله راحتی مرا هم فراهم کنی چون من شب ها بدون شراب نه میتوانم غذا بخورم ،نه صحبت کنم و نه بخوابم.

مولوی به دلیل ارادتی که به شمس دارد خرقه ای به دوش می اندازد، شیشه ای بزرگ زیر آن پنهان میکند و به سمت محله نصاری نشین راه می افتد.

تا قبل از ورود او به محله مذکور کسی نسبت به مولوی کنجکاوی نمیکرد اما همین که وارد آنجا شد

مردم حیرت کردند و به تعقیب وی پرداختند.آنها دیدند که مولوی داخل میکده ای شد و شیشه ای شراب خریداری کرد و پس از پنهان نمودن آن از میکده خارج شد.

هنوز از محله مسیحیان خارج نشده بود که گروهی از مسلمانان ساکن آنجا، در قفایش به راه افتادند و لحظه به لحظه بر تعدادشان افزوده شد تا این که مولوی به جلوی مسجدی که خود امام جماعت آن بود و مردم همه روزه در آن به او اقتدا می کردند رسید.در این حال یکی از رقیبان مولوی که در جمعیت حضور داشت فریاد زد:”ای مردم!شیخ جلاالدین که هر روز هنگام نماز به او اقتدا میکنید به محله نصاری نشین رفته و شراب خریداری نموده است.” آن مرد این را گفت و خرقه را از دوش مولوی کشید. چشم مردم به شیشه افتاد.مرد ادامه داد:”این منافق که ادعای زهد میکند و به او اقتدا میکنید، اکنون شراب خریداری نموده و با خود به خانه میبرد!” سپس بر صورت جلاالدین رومی آب دهان انداخت و طوری بر سرش زد که دستار از سرش باز شد و بر گردنش افتاد. زمانی که مردم این صحنه را دیدند و به ویژه زمانی که مولوی را در حال انفعال و سکوت مشاهده نمودند یقین پیدا کردند که مولوی یک عمر آنها را با لباس زهد و تقوای دروغین فریب داده و درنتیجه خود را آماده کردند که به او حمله کنند و چه بسا به قتلش رسانند.در این هنگام شمس از راه رسید و فریاد زد:”ای مردم بی حیا!شرم نمیکنید که به مردی متدین و فقیه تهمت شرابخواری میزنید،این شیشه که میبینید حاوی سرکه است زیرا که هرروز با غذای خود تناول میکند.”

رقیب مولوی فریاد زد:”این سرکه نیست بلکه شراب است.”

شمس در شیشه را باز کرد و در کف دست همه ی مردم از جمله آن رقیب قدری از محتویات شیشه ریخت و بر همگان ثابت شد که درون شیشه چیزی جز سرکه نیست.

رقیب مولوی بر سر خود کوبید و خود را به پای مولوی انداخت ،دیگران هم دست های او را بوسیدند و متفرق شدند.آنگاه مولوی از شمس پرسید:برای چه امشب مرا دچار این فاجعه نمودی و مجبورم کردی تا به آبرو و حیثیتم چوب حراج بزنم؟

شمس گفت:برای این که بدانی آنچه که به آن مینازی جز یک سراب نیست،تو فکر میکردی که احترام یک مشت عوام برای تو سرمایه ایست ابدی، در حالی که خود دیدی،با تصور یک شیشه شراب همه ی آن از بین رفت و آب دهان به صورتت انداختند و بر فرقت کوبیدند و چه بسا تو را به قتل میرساندند.این سرمایه ی تو همین بود که امشب دیدی و در یک لحظه بر باد رفت.پس به چیزی متکی باش که با مرور زمان و تغییر اوضاع از بین نرود.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 7 خرداد 1394 :: نویسنده :
چند ماه قبل، آقای خمینی را خواب دیدم که جلوی من نشسته؛ ولی ضعیف و رنجور. ناگهان سکته کرد و از دنیا رفت. این، بدین معناست که نهضت ایشان تاکنون بوده؛ ولی دچار مشکل می‌شود. برای پیشگیری از آسیب دیدن نهضت، به آقای خامنه‌ای پیغام دادم که: من اقداماتی انجام داده‌ام؛ لیکن خود ایشان هم باید کارهایی را انجام دهد. بعد از مدتی، ایشان آقای حجازی را فرستاد و توضیح خواست.» با توجه به این که تاریخ این خاطره بهمن ماه سال 1386 است به نظر می‌رسد، فتنه‌ای که در سال 1388 رخ داد، از مصادیق مشکلات نهضت امام خمینی بوده است، که حضرت آیت‌ا... بهجت در مورد آن هشدار داده بودند.
محمدحسین قادری- حدود چهار سال پیش و در آخرین روزهای اردیبهشت شیعیان جهان، غم از دست دادن مرجعی عالیقدر و فقیهی عالم، حضرت آیت‌ا... محمدتقی بهجت فومنی را به سوگ نشستند. همه گان معتقدند مهم‌ترین و اصلی‌ترین رمز شخصیتی ایشان بندگی خالص خداوند است، طوری که می‌توان گفت، آیت‌ا... بهجت هرچه را از خداوند دریافت کرده، در پرتو عبودیت و بندگی‌اش بوده است. در روایات آمده که توفیقات الهی به بندگان به تناسب اندازه و وسعت نیت داده می‌شود. از دیگر رموز برگزیدگی و موفقیت آیت‌ا... بهجت، عمل به دانسته‌هایشان بوده است. سفارش و توصیه ایشان به شاگردانشان این بود که: «نخست در طلب خود راستگو باشید تا در راستای آن به کمال و سعادت دست یابید و در نهایت به دانسته‌های خود عمل كنید.»
به گفته‌ی شاگردان ایشان، استاد معتقد بود که هرچه بندگی بیشتر باشد، معرفت افزایش می‌ یابد و بنابر این انسان با عبودیت بیشتر به مرتبه بالاتری از معرفت دست می‌ یابد زیرا معرفت خدا با عبودیت رابطه متقابل دارند. آنچه در ملاقات با آیت‌ا... بهجت به ذهن می‌رسید، این بود كه ایشان زندگی را شوخی نگرفته و در مکالمات‌ شان با بعضی از شخصیت‌ هایی كه بعداً به مقامات عالی معنوی رسیدند، به اهمیت جدی بودن دنیا و پرهیز از سهل‌انگاری توصیه داشتند. ایشان در طول زندگانی خود از محضر اساتیدی چون آیت‌ا... سید ابوالحسن اصفهانی، آیت‌ا... محمدحسین غروی اصفهانی (کمپانی)، مرحوم آیت‌ا... نائینی و آیت‌ا... بروجردی استفاده بردند. یکی از سوال و جواب‌های معروفی که در مورد آقای بهجت وجود دارد در مورد راه‌های سیر و سلوک است. بسیاری از کسانی که خواهان رسیدن به فیض الهی از راه کمال و سلوک بوده اند از ایشان در مورد این مسیر پرسیده‌اند و جواب استاد این بوده است: در انجام واجبات بکوشید و از حرام پرهیز کنید. در واقع ایشان سفارش به صداقت برای دستیابی به کمال و سعادت داشتند. با این جواب می‌توان گفت، ایشان معتقد بود که اگر راست می‌گویید كه طالب كمال و سعادت هستید، می‌بینید که چه چیز خوب و درست است پس آن را زیر پا نگذارید، ایشان با توجه به تأکیدات اهل بیت(ع) به نماز اول وقت و توسل به ساحت مقدس معصومین(ع) بویژه امام عصر(عج) عنایت ویژه داشتند و معتقد بودند كه اگر انسان همواره خود را در محضر خداوند ببیند، در اصلاح اخلاق، عقاید و رفتار نیز می‌كوشد و خود به خود به سوی گناه و زشتی نمی‌رود. یکی از خصوصیت‌های دیگر آقای بهجت توجه به موضوعات و جامع نگری‌شان بود، با این که شاید در خیلی از موارد توان و قدرت اجرایی و دخالت در امور را هم داشتند، اما همیشه سعی در ارائه نظر، راه‌کار و رهنمون داشتند. از این نمونه در زندگی ایشان بسیار وجود دارد، ایشان در مورد وجود و آسیب‌هایی که رشوه در حکومت اسلامی دارد، تاکیدات داشته‌اند که از آن جمله، فرموده‌اند: «خطر نفوذ بیگانگان در مسئول رده بالای کشور از طریق دادن رشوه، جدّی است. در گذشته، علمای بزرگ، زیر بار آنان نرفتند و برخی هم در اثر مقاومت، شهید شدند.» توجه به نهضت انقلاب اسلامی از جمله مواردی بود که آقای بهجت به آن توجه داشتند. در خاطره‌ای از ایشان آمده است، که فرمودند:«چند ماه قبل، آقای خمینی را خواب دیدم که جلوی من نشسته؛ ولی ضعیف و رنجور. ناگهان سکته کرد و از دنیا رفت. این، بدین معناست که نهضت ایشان تاکنون بوده؛ ولی دچار مشکل می‌شود. برای پیشگیری از آسیب دیدن نهضت، به آقای خامنه‌ای پیغام دادم که: من اقداماتی انجام داده‌ام؛ لیکن خود ایشان هم باید کارهایی را انجام دهد. بعد از مدتی، ایشان آقای حجازی را فرستاد و توضیح خواست.» با توجه به این که تاریخ این خاطره بهمن ماه سال 1386 است به نظر می‌رسد، فتنه‌ای که در سال 1388 رخ داد، از مصادیق مشکلات نهضت امام خمینی بوده است، که حضرت آیت‌ا... بهجت در مورد آن هشدار داده بودند.  




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 7 خرداد 1394 :: نویسنده :
منازل سیر و سلوک

سیر و سلوک متشکّل از سه سیر کلی است که عبارتند از:

اوّل: «سیر من الخلق الی الحق»؛ بریدن از ماسوی الله برای پیوند به خداوند.

دوّم: «سیر من الحق فی الحق»؛ ادامه و استمرار پیوند با خدای سبحان و سعی در تحکیم آن پیوند تا نیل به مقام آدمیّت.

سوّم: «سیر من الحق الی الخلق»؛ بازگشت به میان خلق و اجتماع به منظور هدایت مردم، پس از کامل شدن و رسیدن به مقام عبودیّت.

 سیر اوّل حرکت عرفانی انسان، سیر به سوی خداوند متعال است و در آن حرکت باید مسیری باریک‌تر از مو و برنده‌تر از شمشیر را بپیماید تا به مطلوب برسد و خود این سیر، دارای هفت منزل می‌باشد. در واقع می‌توان گفت سیر و سلوک دارای سه منزل کلّی است که منزل اوّل آن دارای هفت منزل است و عمدۀ اهداف سیر و سلوک برای سالک عادی در همین هفت منزل تحقّق می‌یابد. منازل بعدی که مربوط به «سیر من الحق فی الحق» و «سیر من الحق الی الخلق» می‌باشد، پس از لقاء که منزل هفتم از سیر اوّل است طی خواهد شد و موضوع بحث کنونی ما نیست. آنچه در این مباحث بدان پرداخته خواهد شد، شرح منازل هفتگانه‌ای است که استاد بزرگوار ما حضرت امام خمینی«ره» مکرّراً در دروس اخلاقی خود می‌فرمودند: چهل سال خون جگر می‌خواهد که انسان بتواند یکی از این منازل را بپیماید. منازل هفتگانه عبارتند از: 

منزل اوّل: یقظه (بیداری)؛ این حرکت از یقظه که همان توجّه و تفکّر است شروع می‌شود. اگر انسان خواب باشد مثل کرم ابریشم دور خودش را در این دنیا می‌تند و ارتباطش با دیگران قطع می‌شود. پس منزل اوّل بیداری است و این همان توجّه است که استاد بزرگوار ما علامه طباطبایی«ره» هنگام رحلت، مرتب همین مسئله را متذکّر شدند و فرمودند توجّه، توجّه، توجّه. 

منزل دوّم: توبه؛ در منزل دوّم باید یک حالت پشیمانی در مقابل خداوند برای سالک پیدا شود و بفهمد که نیاز به یک شستشوی باطنی دارد.

منزل سوّم: تقوی؛ بعد از انجام توبه و پاک شدن سالک از گناه، در منزل سوم روح خشیت از خداوند در عمق وجود او به حکومت خواهد رسید.

منزل چهارم: تخلیه؛ تخلیه یعنی کندن و ریشه‌کن‌‌کردن درخت رذالت از دل. سالک در این منزل رذایلی مانند حسادت، خود خواهی، دنیا طلبی، ریاست طلبی، هوا پرستی و... را از وجود خود پاک می‌نماید.

منزل پنجم: تحلیه؛ پس از ریشه‌کن کردن رذیلت‌ها، مملکت دل سالک، به زیور شجرۀ طیبۀ فضائل اخلاقی آراسته می‌شود و به مرور زمان درخت فضائل را در وجود خویش بارور می‌کند، به گونه‌ای که خودش و دیگران از میوۀ این درخت، بهره‌مند می‌شوند. حتّی به مرحله‌ای می‌رسد که دیگران را برخودش مقدم می‌دارد:

«وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً» [1]

منزل ششم: تجلیه؛ در منزل ششم نور خدا در وجود انسان جلوه‌گر می‌شود. قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

«یَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ یَسْعى‏ نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ بِأَیْمانِهِمْ» [2]

«یَوْمَ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذینَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قیلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً»[3]

مؤمن در روز قیامت که خورشید و ماه و ستارگان همه خاموشند، با این نور که در دنیا برای خود فراهم کرده راه را می‌پیماید و آن کسانی که نور ندارند می‌گویند اجازه دهید ما از نور شما استفاده کنیم و مؤمنین جواب می‌دهند ما اجازۀ این کار را نداریم. این نور باید در دنیا تهیه شود.

پیامبر اعظم«صلی الله علیه و آله و سلم» در روایتی می‌فرمایند:

«اتَّقُوا فِرَاسَةَ الْمُؤْمِنِ فَإِنَّهُ یَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»[4]

این نور در دنیا ممکن است برای کسانی باشد که اصلاً سواد معمولی هم ندارند. امّا بین حق و باطل را خوب تشخیص می‌دهند. خداوند منّان می‌فرماید:

«إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقانا» [5]

که فرقان همان قدرت تشخیص حق از باطل است.

منزل هفتم: لقاء؛ در منزل هفتم سالک، فانی فی  الله می‌شود و به لقای پروردگار نائل می‌آید. خداوند در حدیث قدسی می‌فرماید:

«لَمْ یَسَعْنِی سَمَائِی وَ لَا أَرْضِی وَ وَسِعَنِی قَلْبُ عَبْدِی الْمُؤْمِنِ» [6]

یعنی من در جهان نمی‌گنجم، این جهان مخلوق من است، امّا اگر می‌خواهی جایی برای من پیدا کنی آنجا دل مؤمن است. این دل مؤمن است که هیچ چیز و هیچ کس در آن غیر از خدا وجود ندارد. انسان در این مقام به جایی می‌رسد که در می‌یابد عالم محضر خداست و در می‌یابد که وقتی به نماز می‌ایستد، در حال صحبت کردن با خداوند است. سپس مکالمۀ او با پروردگار متعال تبدیل به معاشقه می‌شود.

پیامبر اکرم«صلی الله علیه و آله و سلم» می‌فرمایند:

«الرَّكْعَتَانِ فِی جَوْفِ اللَّیْلِ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنَ الدُّنْیَا وَ مَا فِیهَا» [7]

ارزش دو رکعت نماز در دل شب پیش من از دنیا و آنچه در دنیا است، بالاتر است.

انسانی که این منزل را بپیماید، مصداق ولیّ خدا می‌شود. دیگر ترس و غم و غصه در او راه ندارد و سراسر وجودش سرور و شادی است.

«أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» [8]

از نظر عرفا و اهل دل، منزل لقاء، منزل آخر است. امّا بنابر تعبیر استاد بزرگوار ما حضرت امام خمینی«ره» همۀ این منازل در حقیقت مقدّمه بوده و تازه سالک به ابتدای راه رسیده است. چنین انسانی نمی‌شود از حرکت بایستد. توقّف در وادی سلوک، آهسته آهسته سالک را به منزل اوّل برمی‌گرداند و سپس از مسیر خارج می‌سازد.

 

 

پی نوشت ها:

[1]. الإنسان / 8

[2]. الحدید / 12

[3]. الحدید / 13

[4]. الکافی، ج 1، ص 218

[5]. الانفال / 29

[6]. بحارالأنوار، ج 55 ، ص 39   

[7]. وسائل‏الشّیعة، ج 8، ص 156

[8]. یونس /





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 3 خرداد 1394 :: نویسنده :
غزل کردی (انتظار)
چَو انتظاری
 چشم انتظاری
ای عزیزم!بیقرارم بیقراری تا وه کی؟  ای عزیزم بیقرارم بیقراری تا به کی

چُوَریدم بَورَوه لحظه شِماری تا وه کی؟
منتظرت هستمم برگرد لحظه شماری تا به کی

بَو له سر کَه انتظارم هام وه حسرت روژ و شو
بیا و این انتظار را به آخر برسان زیرا روزو شب همواره در حسرت تو هستم

دی وه حسرت مِردمه چَو انتظاری تا وه کی؟
در حسرت دیدار تو مرده ام چشم انتظاری تا به کی

خَو له چه وم بردیه یادت عزیزم به وره وه
خواب از چشمانم برده است یاد تو ای عزیزم برگرد

تا وه صو هر آخ کیشم آه و زاری تا وه کی؟
تا صبح همواره آه می کشم این آه و زاری تا یه کی

بی کَسِم دایِم له دُیوریت کَس له آماجم نیه
از دوری تو همیشه بی کَسَم و کسی هم در دسترسم نمی بینم

بی کَسی تاوانی درده درده داری تا وه کی؟ 
تاوان بی کسی درد است این درد تا به کی

عاشق بالای عزیزت ایی دل دیوانسه
عاشق بالا بلندی زیبای تو دل دیوانه ی من است

لیلی م مجنوندم دیوانه واری تا وه کی؟
لیلی ام مجنون تو هستم دیوانه وار تا به کی

راز عشقت فَره ساله دی بیسه کوره ی دِلم
راز عشقت  سالهای زیادی است که گره کور  دل من  شده است

وه خدا صورم نمن دی راز داری تا وه کی؟
به خدا دیگر طاقت و صبر ندارم راز این عشق تا به کی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 3 خرداد 1394 :: نویسنده :
زن نیز همانند مرد در برابر خانواده و شوهر خود، مسؤولیت هایی دارد که باید به آنها عمل کند؛ این مسؤولیت ها عبارتند از:

1. اطاعت از شوهر در امور خانواده

همان گونه که در بحث اختیارات و وظایف اختصاصی مرد بیان شد. مردان مسؤولیت سرپرستی و مدیریت کلان خانواده را بر عهده دارند و تصمیم گیری نهایی در امور خانواده و تشخیص مصالح آن بر عهده آنان است.
در مقابل این اختیار و وظیفه ی مرد، زن موظف است به تصمیم گیری های شوهر در امور مربوط به خانواده گردن نهد. تعیین محل سکونت، منزل مسکونی، اشتغال زن، تحصیل او و... اموری است که تصمیم گیری درباره ی آنها بر عهده ی مرد گذاشته شده و زن موظف به پذیرش تصمیم شوهر است. هنگامی که خداوند می فرماید: « الرجال قوامون علی النساء»، (1) مردان را سرپرست خانواده و همسر معرفی می کند از سوی دیگر، زن نیز باید سرپرستی شوهر بر خود را بپذیرد؛ و گرنه این حکم، لغو خواهد بود.
در روایات رسیده از معصومین (ع) نیز بر لزوم اطاعت زن از شوهر تأکید شده است.
پیامبر اکرم (ص) فرموده است:
«یا معاشر النساء... واطعن ازواجکن؛ (2) ای بانوان، . . از شوهرانتان اطاعت کنید. »
به نظر ایشان بهترین زنان، آنهایی هستند که از شوهران خود اطاعت می کنند و بدترین آنان، زنانی که از شوهر انشان اطاعت نمی نمایند.:
«ان خیر نسائکم... التی تسمع قوله و تطیع امره... ان شر نسائکم. . التی لا تسمع قوله و لا تطیع امره...؛ (3) بهترین زن های شما آنهایی هستند که... به حرف شوهر خود گوش می دهند و از او اطاعت می کنند؛ ... و بدترین زنان آنهایی هستند که... به حرف شوهر خود گوش نمی دهند و از او اطاعت نمی نمایند. »
در بحث وظایف مرد، این مسأله را شرح دادیم.

2. حفظ عفت و وفاداری نسبت به شوهر

نظر اسلام این است که زن باید عفیف و پاکدامن باشد؛ این پاکدامنی وظیفه ی دینی و اسلامی او است؛ اما چون بخشی از آثار و منافعش به شوهر برمی گردد، جزء حقوق شوهر نیز به حساب می آید.
زن حق ندارد بدون اجازه ی شوهر از خانه بیرون برود؛ هر چند برای عیادت پدرش باشد؛ او حق ندارد پای اغیار را بدون رضای شوهر به خانه باز کند؛ هر چند که از بستگان او باشند؛ همچنین حق ندارد افراد خائن را به خانه راه دهد یا با نامحرمان، همدم و هم صحبت شود؛ زیرا در همه این حالات، حق شوهر تباه می شود. (4) بدین لحاظ در منابع اسلامی، بر این مسأله به شدت تأکید شده است.
قرآن کریم می فرماید:
« فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ...؛ (5) زنان صالح، آنهایی هستند که همواره مطیع شوهر خود هستند و در غیاب او، حقوق وی را در مقابل حقوقی که خدا برای آنان قرار داده، حفظ می کنند. »
بر اساس این آیه، زنان صالح و درستکار، کسانی هستند که در برابر نظام خانواده متعهد می باشند و نه تنها در حضور شوهر، بلکه در غیاب او "حفظ الغیب" می کنند؛ یعنی در نبود او، مرتکب خیانت (مالی، ناموسی، شخصیتی شوهر و اسرار خانواده) نمی شوند؛ ایشان در برابر حقوقی که خداوند برای آنها قائل شده که با جمله "بما حفظ الله" به آن اشاره گردیده، وظایف و مسؤولیت های خود را به خوبی انجام می دهند. ( 6)
بدین ترتیب، یکی از حقوق شوهر که آیه ی شریفه، رعایت آن را بر زنان واجب دانسته، حفظ عفت و پاکدامنی است.
امام رضا (ع) فرموده است:
«ما افاده عبد فائده خیراً من زوجه صالحه اذا رآها سرته و اذا غاب عنها حفظته فی نفسها و ماله؛ (7) برای هیچ بنده ای، نعمتی بهتر از همسر شایسته ای نیست که با دیدن او مسرور شود و در نبود وی، خود و اموالش را محافظت کند. »
و حدیثی از امام صادق (ع) نیز در تأیید این مطلب می آوریم:
«ثلاثه لا یکلمهم الله و لا یزکیهم و لهم عذاب الیم، منهم المراه توطی فراش زوجها؛ (8) خداوند با سه دسته سخن نمی گوید، ایشان را پاک نمی گرداند و به عذاب دردناک دچار می شوند: یکی از آنها، زنی است که فراش و رختخواب شوهر خود را در اختیار مرد دیگری قرار می دهد. »

خودآرایی زن برای دیگران

یکی از صفات زنان شایسته آن است که خود را برای همسر می آرایند؛ اما در مقابل نامحرم از این کار خودداری می کنند.
پیامبر اکرم (ص) در این باره می فرماید:
«ان خیر نسائکم... المتبرجه مع زوجها، الحصان علی غیره...؛ (9) همانا بهترین زنان، شما زن هایی هستند که... خود را برای شوهر می آرایند؛ اما در مقابل غیر او خود را حفظ می کنند. »
زن مجاز است خودش را تنها در برابر همسرش بیاراید؛ او باید از اینکه آراسته در برابر دید مردان بیگانه قرار گیرد، پرهیز کند. آرایش کردن و خوشبو ساختن خود برای دیگران و خارج از محیط خانه، از دید شرع، کاری حرام و گناهی بس بزرگ است.
امام صادق(ع) از پدران بزرگوار خود (ع) نقل می کند که فرموده اند:
«نهی رسول الله (ص) ان تخرج المراه من بیتها بغیر اذن زوجها... و نهی ان تتزین لغیر زوجها، فان فعلت کان حقاً علی الله ان یحرقها بالنار؛ (10) پیامبر اکرم (ص) از اینکه زن بدون اذن شوهرش ازخانه اش خارج شود... و نیز از اینکه برای غیر شوهرش خود را بیاراید، نهی نمود [و فرمود: ] اگر زنی چنین کند، بر خدا حق است که او را در آتش دوزخ بسوزاند. »
همچنین پیامبر اکرم (ص) فرمود:
«ای امراه تطیبت وخرجت من بیت زوجها فهی ثلعن حتی ترجع الی بیته متی ما رجعت؛ (11) هر زنی که خود را خوشبو سازد و از خانه شوهرش خارج شود؛ تا زمان بازگشت به خانه، بازگشت او هر زمان که باشد؛ مورد لعن و نفرین است. »
آرایش و خودنمایی زن برای مردان بیگانه، علاوه بر حرمت شرعی، از لحاظ مصالح خانواده و اجتماع بسیار زیانبار است؛ بدین صورت که اگر بنا باشد زنان با خودآرایی در جامعه ظاهر شوند و به جلب نظر و توجه مردان دیگر بپردازند، هر مردی که از خانه خارج می شود، با زنان آراسته و جذابی روبه رو می شود که دل و دیده او را به سوی خود جذب می کنند؛ این مجذوب شدن به طور طبیعی از توجه و علاقه ی مرد به همسرش می کاهد. گویی هر بار که او زنی آراسته را می بیند ناخودآگاه همسر خویش را در ذهن با او مقایسه می کند؛ و کدام زن می تواند با همه ی زنان رقابت کند و همچنان موقعیت خود را نزد همسرش حفظ کند؟ از این رو، یکی از علت های اصلی تحریم خودآرایی و دلربایی زنان برای مردان بیگانه، حفاظت از خانواده و روابط همسری است و از این حکم اسلامی، زنان بیش از مردان سود می برند.
اصولاً پس از ازدواج، زن و مرد باید توجه خود را فقط به یکدیگر معطوف سازند و بر اساس عهد و پیمانی که با هم بسته اند، جز به یکدیگر نیندیشند و از هر چه توجه آنها را به زنان و مردان بیگانه مشغول می دارد، پرهیز کنند؛ زیرا تنها در این صورت است که پاک ترین و صمیمی ترین احساس ها میان آنها ایجاد می شود و آن دو به یکانگی و همدلی در کانون خانواده دست می یابند.
بنابراین، مرد باید چشم از زنان دیگر بپوشد و زن نیز به جای جلب توجه مردان دیگر، تنها به فکر جلب نظر همسر خویش باشد و دست از خودنمایی و دلربایی در برابر مردان بیگانه بر دارد. زن زمینه ای قوی برای خودنمایی و نشان دادن خود برای شکار دل مرد دارد که باید از آن در محیط خانه و در مورد شوهر خود استفاده کند؛ اگر این زمینه به طور جدی کنترل نشود، بسیار ویرانگر است و بنیان روابط زناشویی را در هم می ریزد. (12)

3. حفظ اموال شوهر

یکی از وظایف زن در خانواده، آن است که در نبود شوهر در خانه، در نگهداری اموال او بکوشد و بدون اجازه ی او خرج یا بخشش نکند.
قرآن کریم می فرماید:
« فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ... .؛ (13)
زنان صالح و درستکار، همواره مطیع شوهر خود هستند و در غیاب او، حقوق وی را نسبت به حقوقی که خدا برای آنان قرار داده، حفظ می کنند. »
همان گونه که گفتیم، یکی از حقوق شوهر بر زن، حفظ اموال او است.
پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
«ما استفاد امرء مسلم فائده بعد الاسلام افضل من زوجه مسلمه تسره اذا نظر الیها و تطیعه اذا امرها وتحفظه اذا غاب عنها فی نفسها و ماله؛ (14) بزرگ ترین نعمتی که به یک مرد مسلمان ( پس از نعمت اسلام) داده شده، همسر مسلمانی است که وقتی او را می نگرد، باعث مسرت و شادی او می شود؛ زمانی که از او چیزی می طلبد، اطاعت می کند و هنگامی که در کنار او نیست، خود و اموال شوهر را محافظت می نماید. »
در خانواده ای که محبت و مودت باشد، زن و شوهر همواره تلاش خواهند کرد مصالح و منافع یکدیگر را حفظ کنند؛ آنان همسر و منافع همسر را از منافع خود جدا نمی دانند و در حفظ آن کوتاهی نخواهند کرد؛ این امر به محبت و صفای زندگی آنان و رضامندی شان از زندگی خانوادگی خواهد افزود و آنها را غرق در احساس خوشی و شادمانی خواهد نمود.

4. تدبیر منزل

خانواده یک نهاد اجتماعی است. در هر نهاد اجتماعی، کارها بر اساس همکاری و تعاون پیش می رود و اگر برخی از اعضا همکاری نکنند، آن نهاد دچار اختلال و آشفتگی خواهد گردید. در اسلام، وظیفه ی مدیریت کلان خانواده بر عهده ی مرد و اداره ی درون خانه بر عهده ی زن می باشد.
از پیامبر اکرم (ص) روایت شده است:
« کل نفس من بنی آدم سید، فالرجل سید اهله و المراه سیده بیتها؛ ( 15)
هر یک از فرزندان آدم، فرمانروا است؛ مرد فرمانروای اهل و عیال خویش و زن فرمانروای خانه خویش می باشد. »
مردها به حکم آن که سرپرست خانواده اند و وظیفه دارند. هزینه اداره خانواده و مخارج همسر و فرزندان را تأمین کنند، به طور معمول روزها در خارج از خانه به سر می برند. در این وضعیت اگر زن، کارهای خانه ( پخت و پز، شستن لباس ها، ظروف و... را انجام ندهد، این کارها بر روی هم انباشته می شود و امور آن مختل می گردد و کم کم شیرازه ی خانواده را از هم می پاشد؛ از این رو، ضرروی است که خانم ها کارهای داخل خانه را انجام دهند و شوهر را در اداره ی خانواده یاری کنند.
امام صادق (ع) از پدر بزرگوار خود نقل می کند که فرمود:
«تقاضی علی (ع) و فاطمه (ع) الی رسول الله (ص) فی الخدمه، فقضی علی فاطمه (ع) بخدمه ما دون الباب و قضی علی علی (ع) بما خلفه؛ قال: فقالت فاطمه (ع) فلا یعلم ما داخلنی من السرور الا الله باکفائی رسول الله (ص) تحمل رقاب الرجال؛ (16) علی (ع) و فاطمه (ع) از پیامبر (ص) درخواست کردند که کارهای خانه را میان آنها تقسیم کند. ایشان کارهای داخل خانه را به فاطمه (س) و کارهای بیرون خانه را به علی (ع) واگذار کرد. حضرت فاطمه (س) پس از این قضاوت پیامبر (ص) فرمود: کسی جز خدا نمی داند از این که پیامبر (ص) مرا از رنج معاشرت با مردان معاف داشت، چقدر خوشحال شدم. »
پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرماید:
«ایما امراه رفعت من بیت زوجها شیئاً من موضع الی موضع ترید به صلاحاً نظر الله الیها، و من نظرالله الیه لم یعذبه؛ (17)
هر زنی که در خانه ی شوهر به منظور اصلاح امور خانه، چیزی را جا به جا کند، خدا به او نظر رحمت کند؛ و کسی که خدا به او نظر کند عذابش نخواهد کرد».
همچنین آن حضرت فرمود:
«ما من امراه تسقی زوجها شربه من ماء الا کان خیراً لها من عباده سنه صیام نهارها و قیام لیلها؛ (18) هر زنی که جرعه آبی به دست شوهر خود دهد، برای او بهتر است از عبادت یک سال که روزهایش را روزه باشد و شب ها را به عبادت و شب زنده داری بگذرانند.
کار در خانه برای زن، از نظر قانونی، لازم نیست؛ ولی برای اداره ی هر چه بهتر خانه و کمک رسانی به شوهر در مدیریت خانواده، امری بسیار مهم و حیاتی است و اگر زن از انجام آنها سرباز زند، مرد در اداره ی خانواده ناتوان خواهد بود؛ از این رو صلاح زن نیز در آن است که کارهای درون خانه را انجام دهد و خود را در اداره ی خانه سهیم نماید.
همچنین اخلاق اسلامی حکم می کند مردها، همسران خود را در انجام کارهای خانه کمک کنند و آنان را در انجام وظایف مربوط به مدیریت داخل منزل یاری رسانند.

پی نوشت ها :

1. نساء (4)، 34.
2. بحار الانوار، ج 22، ص 145.
3. التهذیب، ج 7، ص 400.
4. طاهری، سیری در مسایل خانواده، ص 60.
5. نساء (4)، 34.
6. تفسیر نمونه، ج 3، ص 371.
7. کافی، ج 5، ص 327.
8. همان، ص 543.
9. وسائل الشیعه، ج 20، ص 28.
10. همان، ص 161.
11. همان.
12. راهنمای همسران جوان، ص 161.
13. نساء (4)، 34.
14. کافی، ج 5، ص 327.
15. پاینده، نهج الفصاحه، ص 460، ح 2177.
16. بحار الانوار، ج 43، ص 81.
17. وسائل الشیعه، ج 21، ص 451.
18. همان، ج 20، ص 172.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

کانال تلگرام
سیر و سلوک. کشکول بروجردی
https://telegram.me/kashkooleboroojerdii

هوالحی
یامن لا اله الاهو
مخفی نماند بر طالبان حقیقت و سالکان کوی محبت که انفع المعارف معرفت نفس ناطقه انسانی است از انچه موجب کمالات اوست یا رذائل و نقصان او که خدای سبحان در قران فرقان فرمود (فالهمها فجورها وتقواها) لذا بعداز معرفه الله در قوس نزول معرفتی شریفتر از معرفت نفس نیست که همان شیوه اساتید بزرگوارما و مرحوم سید علی اقای قاضی طباطبایی است . این حقیر فقیر سراپا تقصیر مدعو به رضا بن محمد بن امرالله بن علی بن شهباز بن حاج علی عسکر بروجردی بران شدم انچه از خرمن وجود بزرگان حیا تلمذ نموده ویا از صحف نوریه عرفانیه انها دریافت نموده ونکاتی را یادداشت برداشته ام در محضر دوستان و برادران ایمانی قرار دهم که تقدیر اینگونه رقم خورد که ان پرده نشین شاهد بازاری شود (الهم وفقنا بما تحب وترضی)وسلام علیکم و علینا وعلی عبادالله الصالحین

کشکول ، مجموعه ای است از عبارات کوتاه و ارزنده در تمام زمینه های فرهنگی ، اجتماعی ، اخلاقی ، مذهبی ، هنری ، تاریخی ، سیاسی ، اقتصادی ، ادبی ، طنز ، ضرب المثل و ... که برای جمع آوری و تنظیم این نوشتار مطالعه و زحمت فراوانی کشیده شده است که به آسانی انسان می تواند آن را در حافظه ی خود ضبط و در تمام طول عمر استفاده کند . چرا که در زندگی ماشینی و پررنج و بی حوصلگی و خستگی امروز ، اشخاص کمتر وقت می کنند کتاب یا مجله ای حتی مقاله ای در یک روز ، گاهی در ماه و سال بخوانند و پس از خواندن نمی دانند هدف نویسنده چه بوده و چه نتیجه ای از آن گرفته است و گاهی انسان چهارصد صفحه از یک کتاب را می خواند ، حتی یک جمله ی مفید و آموزنده ای به دست نمی آورد .


مدیر وبلاگ :
مطالب اخیر
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما درباره مطالب و موضوعات وبلاگ چیست ؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :