تبلیغات
کشکول بروجردی - مطالب هفته چهارم دی 1394
کشکول بروجردی
کشکول .عرفان . سیروسلوک. پرسش و پاسخ .علوم غریبه . مناظره. پاسخ به شبهات.توصیه اخلاقی
چهارشنبه 30 دی 1394 :: نویسنده :
"این مرد کیست؟"
متولد اردبیل بود. به نیروی هوایی ایران پیوست و برای دوره های ارشد
جنگنده F-4 به آمریکا اعزام شد. در سال ۱۳۵۱ با خانم مرین نامیور که دختر یکی از خانوادهای سرشناس سناتورهای آمریکایی بود ازدواج کرد.
در روز نیروی هوایی آمریکا، در حضور زبده ترین خلبانان جهان در نیویورک،
داوطلبانه جهت حضور در خطرناکترین مانور هوایی جهان، با نام: چهار راه مرگ،
به نمایندگی از ایران اعلام آمادگی کرد.
برج مراقبت به دلیل جوانی او، خطرناک بودن این عملیات را اعلام نمود!
اما تجربه و دانش وی در سطوح مختلف آموزشی در آمریکا،
موفق بودن عملیات را در حضور نمایندگان مختلف دنیا تضمین می‌نمود.
پس از اجرای موفقیت آمیز عملیات، تماشاگران به احترام او از جای خود بلند می شوند
و این خلبان ورزیده را به شدت تشویقش می کنند
و در پاسخ آنهایی که می‌پرسیدند این مرد کیست؟
همه می‌گفتند: خلبان غفور جدی اردبیلی، نماینده نیروی هوایی ایران!!
غفور جدی بعد از انقلاب، به علت داشتن همسر آمریکایی از پایگاه هوایی بوشهر
و نیروی هوایی اخراج شد!
در روز سوم حمله صدام به ایران، خود را به درب پایگاه رساند.
او را به درون پایگاه راه ندادند! فریاد زد:
"من با پول و سرمایه این آب و خاک خلبان شده ام! اکنون به من نیاز است!
همسر و خانواده ام را گرو یک F-4 میگذارم.
"با او موافقت کردند و چندی بعد، پس از شکار چندین هواپیمای عراقی،
در یک عملیات برون مرزی در خاک عراق به آسمانها پر کشید و جاودانه شد.
زمانی که در آمریکا دوره خلبانی را می گذراند،
در پاسخ به یکی از استادانش که از او خواست شهروندی آمریکا را بپذیرد
و در نیروی هوایی امریکا خدمت کند،
پاسخ داده بود: "دوست دارم کفن ام پرچم ایران باشد..."
آنان به تاریخ پیوستند... یاد و نامشان گرامی باد...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 29 دی 1394 :: نویسنده :


هر گونه عدم اطاعت والدین که موجب آزرده‌خاطر شدن آن‌ها شود را عاق والدین می‌گویند.




عاق والدین

با ورود تکنولوژی و مدرنیته در جوامع اسلامی، گسستگی و سردی روابط عاطفی بیش از پیش نمایان گشته و نتیجه آن دوری افراد از اطرافیان خصوصاً والدین شده است، در اینکه منظور از عاق والدین چیست، می‌توان گفت هر گونه عدم اطاعت و آزار و اذیت پدر و مادر به انحاء مختلفی با رفتار و کردار را که موجب آزرده خاطر شدن ایشان شود، عاق والدین می‌گویند که از گناهان کبیره است، در قرآن مجید از قول عیسی بن مریم حکایت می‌کند که «وَبَرًّا بِوَالِدَتِی وَلَمْ یَجْعَلْنِی جَبَّارًا شَقِیًّا»؛ و مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده و جابر و عصیانگر قرار نداده است.

در همان سوره در اوصاف یحیی(ع) چنین آمده است: «وَبَرًّا بِوَالِدَیْهِ وَلَمْ یَکُن جَبَّارًا عَصِیًّا»؛ و نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود و جبار و عصیانگر نبود، در این دو آیه شریفه عاق والدین را به سه صفت یاد فرمود: جبار(گردن‌کش و ستمگر)، شقی(تیره‌بخت) و عصی(نافرمانی‌کننده و گنهکار) و به هر یک از آن‌ها وعده عذاب داده شده است.

سعید وطن‌دوست در کتاب مسلمان شناسنامه‌ای درباره عواقب عاق والدین در دنیا و آخرت می‌نویسد: با توه به این آیات و روایات بسیاری که در این باب آمده است، می‌توان عواقب عقوق والدین در دنیا و آخرت را این گونه بر شمرد:

1-موجب خشم خدا و پیغمبر(ص) است.

2-مانع قبولی نماز است.

3-سلب توفیق می کند و گره در کار می‌ اندازد.

3-دعا اجابت نمی‌شود.

4-فقر و تنگدستی می‌آورد.

5-موجب جوان‌مرگی است.

6- سبب گرفتگی زبان هنگام مرگ برای ادای شهادتین است.

7-مایه حزن و اندوه و عذاب دنیاست.

8-خداوند با عاق والدین سخن نمی گوید.

9-خداوند نگاه رحمت به او ندارد.

10-عاق والدین از جمله فراموش‌شدگان است.

11-بهشت بر عاق والدین حرام است.

متأسفانه وضع تمدن ماشینی چنان است که رابطه پدران و مادران را از فرزندان خیلی زود قطع می‌کند، آن چنان که کمتر روابط عاطفی بعد از بزرگ شدن در میان آن‌ها دیده می‌شود.

در حدیثی از امام صادق می‌خوانیم: مردی نزد پیامبر(ص) آمده، عرض کرد: ای پیامبر(ص) به چه کسی نیکویی کنم؟ فرمود: به مادرت، عرض کرد: بعد از او به چه کسی؟ فرمود: به مادرت، بار سوم عرض کرد: بعد از او به چه کسی؟ فرمود: به مادرت، در چهارمین بار که این سؤال را تکرار کرد، فرمود: به پدرت.

در حدیث دیگری می‌خوانی: جوانی نزد پیامبر(ص) برای شرکت در جهاد آمد (آنجا که جهاد واجب عینی نبود)، پیامبر(ص) فرمود: آیا مادری داری؟ عرض کرد: آری! فرمود: در خدمتمادر باش که بهشت زیر پای مادر است، شاید این سفارشات به دلیل زحماتی است که مادر در طی دوران رشد کودک متحمل شده است: «وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ إِحْساناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ کُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً»؛ ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، مادرش او را با ناراحتی حمل می‌کند و با ناراحتی وضع حمل می کند و دوران حمل و از شیرگرفتنش ۳۰ ماه است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 29 دی 1394 :: نویسنده :

گناه زنا و عواقب آن

سوال من درباره زنا و عواقب آن درروایات است.

هركدام از دو طرف زنا راضی به این عمل باشند حكم زنا روی آنها میرود و به عمل او زنا می گویند، به تحقیق مختصر زیر توجه شود:

1- زنا، یعنی عمل منافی با عفت، به زن اجنبی كه غیر همسر شرعی او است. ( زن اجنیی ؛ یعنی زنی كه باید با او ارتباط همسری نداشته باشد وهمچنین زنی كه در صورت داشتن شرایط ، می تواند با او ازدواج كند) – به عبارت دیگر، زنا: نزدیكی مرد با زن به صورت غیرمشروع است. ارتباط با نامحرم بدون عقد ورابطه ازدواج هرچند با رضایت باشد زنا است

2- زنای با محارم از گناهان بزرگ است كه اگر از روی علم و آگاهی و در حال كمال عقل و بلوغ باشد، علاوه بر عذاب اخروی، در دنیا هم اگر برای حاكم شرع و دادگاه اسلامی ثابت شود حد آن اعدام است. این حكم الهی است و رضایت طرفین هیچ تأثیری در حكم ندارد.

3- گفتنی است از نظر اسلام هر گونه لذت بردن جنسی از نامحرم و به طور كلی از غیر همسر شرعی، حرام و ممنوع است؛ اعم از این كه این لذت بردن به وسیله نگاه كردن باشد یا در قالب ارتباط كلامی و دوستانه، یا ارتباطی عمیق تر مثل دست دادن و لمس بدن و یا شدیدتر از آن، یعنی رابطه جنسی برقرار كردن كه به آن زنا گفته می شود كه در صورت اثبات نزد حاكم شرع موجب اجرای حد خواهد شد و صرف رضایت دختر مجوزی برای جواز زنا نمی باشد.

4- زنا و ارتباط نامشروع زن و مرد نامحرم دو حالت دارد: 1. زنای محصنه 2. زنای غیر محصنه

هر گاه یكی از طرفین خواه زن یا مرد یا هر دو آنها، دارای همسر (متأهل باشند)، این عمل نامشروع نسبت به او محصنه محسوب می شود و هر گاه یكی از آنها یا هر دوی آنها مجرد (فاقد همسر) باشند، نسبت به آنها غیر محصنه خواهد بود. به عبارت دیگر مردی كه زن دارد اگر با زن دیگری زنا كند و نیز زنی كه شوهر دارد با مرد دیگری زنا نماید، آن را زنای محصنه گویند كه در صورت اثبات و فراهم بودن شرایط آن، بر آنها حد جاری می شود و حد آن رجم یعنی سنگسار كردن زانی و زانیه است.

5- جوان مجرد كه همسر ندارد خواه مرد باشد یا زن، اگر با دیگری زنا كند آن را زنای غیر محصنه گویند و حدش تازیانه است.

6- البته باید توجه داشت اگر مرد مجرد با زن شوهردار زنا كند، حد زن رجم است ولی حد مرد تازیانه است چون زنای در حق مرد زنای غیرمحصنه است و نیز اگر دختر مجردی با مردی كه همسر دارد زنا كند. تنها مرد را سنگسار می كنند و بر زن تازیانه می زنند.

7- در قانون مجازات : حد زنا در موارد زیر رجم است :

الف) زنای مرد محصن یعنی مردی كه دارای همسری دایمی است و با او در حالی كه عاقل بوده جماع كرده و هر وقت نیز بخواهد می تواند با اوجماع كند.

ب) زنای زن محصنه با مرد بالغ، زن محصنه زنی است كه دارای شوهر دایمی است و شوهر در حالی كه زن عاقل بوده با او جماع كرده است و امكان جماع با شوهر را نیز داشته باشد».

تبصره همین ماده می گوید: « زنای زن محصنه با نابالغ موجب حد تازیانه است» اما این مجازات در صورتی اعمال می شود كه زنا ثابت بشود

سؤال : برای ترك عادت چه باید كرد؟ الف :توجه به آیات واحادیث در این مورد. ب :متذكر بودن دائم .ج: توجه به آثار دنیوی واخروی عمل ؛اكنون به مطالب زیر توجه كنید

1- وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى‏ إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبیلاً «الإسراء : 32 » و به زنا نزدیك مشوید، چرا كه آن همواره زشت و بد راهى است.

2- وَ الَّذِینَ لَا یَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَاهًا ءَاخَرَ وَ لَا یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتىِ حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقّ‏ِ وَ لَا یَزْنُونَ وَ مَن یَفْعَلْ ذَالِكَ یَلْقَ أَثَامًا(68) یُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ یخَْلُدْ فِیهِ مُهَانًا(69)إِلَّا مَن تَابَ وَ ءَامَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئكَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیَِّاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَ كاَنَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا(70)وَ مَن تَابَ وَ عَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ یَتُوبُ إِلىَ اللَّهِ مَتَابًا(71)«سوره فرقان»

و كسانى‏اند كه با خدا معبودى دیگر نمى‏خوانند و كسى را كه خدا [خونش را] حرام كرده است جز به حق نمى‏كُشند، و زنا نمى‏كنند، و هر كس اینها را انجام دهد سزایش را دریافت خواهد كرد. (68)براى او در روز قیامت عذاب دو چندان مى‏شود و پیوسته در آن خوار مى‏ماند. (69)مگر كسى كه توبه كند و ایمان آورد و كار شایسته كند. پس خداوند بدیهایشان را به نیكیها تبدیل مى‏كند، و خدا همواره آمرزنده مهربان است. (70)و هر كس توبه كند و كار شایسته انجام دهد، در حقیقت به سوى خدا بازمى‏گردد. (71)

3- آنچه از روایات در رابطه با اثرات دنیوی و اخروی این عمل ذكر شده است بدین قرار است:

آثار دنیوی:

-در پی داشتن خشم وغضب پروردگار. « فَسَخَطُ الرَّبِّ وَ یُسْخِطُ الرَّحْمَنَ »

- صفا و نورانیت و نیز آبرو را از انسان میبرد.« فَیَذْهَبُ بِنُورِ الْوَجْهِ یَذْهَبُ بِمَاءِ الْوَجْهِ »

- دین را از بین می برد .« یُبْطِلُ الدِّینَ »

- روزى را قطع و حبس مى‏كند، فقر می آورد،خیر وبركت روزی را می برد. « یُورِثُ الْفَقْرَ یَمْحَقُ الرِّزْقَ وَ الَّتِی تَحْبِسُ الرِّزْقَ الزِّنَا»

- شیوع و آشكار شدن آن باعث ظهور زلزله می شود.« إِذَا فَشَا الزِّنَا ظَهَرَتِ الزَّلْزَلَةُ»

-عمر را كم می كند و باعث تسریع در مرگ و مرگ ناگهانی می شود.« یُعَجِّلُ الْفَنَاءَ یَنْقُصُ الْعُمُرَ مَوْتُ الْفَجْأَةِ»

آثار اخروی:

- در پی داشتن خشم وغضب پروردگار.« فَسَخَطُ الرَّبِّ وَ یُسْخِطُ الرَّحْمَنَ »

- سختى حساب و تشدید عذاب . « سُوءُ الْحِسَابِ »

- دخول یا خلود در آتش دوزخ .« وَ الْخُلُودُ فِی النَّارِ وَ یُخَلِّدُ فِی النَّارِ نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ »

- عدم عنایت و توجه خداوند به او. « لَا یُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لَا یُزَكِّیهِمْ »

4- ونیز مشكلات روحی و روانی كه این عمل در مراحل بعدی زندگی به دنبال خواهد داشت و پیداش بیماری های خطرناك و غیر قابل درمان و ایجاد بی بند و باری و هرج و مرج در نظام خانواده كه به دنبال آن مشكلات و بزه های اجتماعی نیز وجود دارد و ... را می توان از آثار این عمل شنیع دانست.

5- روایات دیگر مرتبط با این مطالب :

- ....عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ ع قَالَ لِلزَّانِی سِتُّ خِصَالٍ ثَلَاثٌ فِی الدُّنْیَا وَ ثَلَاثٌ فِی الْآخِرَةِ أَمَّا الَّتِی فِی الدُّنْیَا فَیَذْهَبُ بِنُورِ الْوَجْهِ وَ یُورِثُ الْفَقْرَ وَ یُعَجِّلُ الْفَنَاءَ وَ أَمَّا الَّتِی فِی الْآخِرَةِ فَسَخَطُ الرَّبِّ وَ سُوءُ الْحِسَابِ وَ الْخُلُودُ فِی النَّارِ

زنا شش اثر دارد: سه اثر در دنیا سه اثر در آخرت، اما آثار دنیوی زنا، آبرو را می‌برد، رزق را كم می‌كند و مرگ و نیستی را نزدیك می‌نماید اما آثار اخروی آن، پس غضب پروردگار و سختی حساب ودخول در آتش و جاودان ماندن آن را ایجاب می‌نماید

- عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ وَجَدْنَا فِی كِتَابِ عَلِیٍّ ع قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا كَثُرَ الزِّنَا مِنْ بَعْدِی كَثُرَ مَوْتُ الْفَجْأَةِ هرگاه پس از من زنا زیاد شود مرگ ناگهانی زیاد خواهد شد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 27 دی 1394 :: نویسنده :
دلم دوواره هواته کرده

هوای سکوت و صداته کرده

یه زخم کهنه

یه داغ تازه

مخا دلمه

ا پا بنازه

آخه چجوری ای همه

خیاله حاشا بکنم

هویت گمشدمه چجوری پیدا بکنم

دلم گرفته ا خودم

دلم گرفته ا همه

دلم یه خلوتی مخا

که ای روزا خیلی کمه

دلم یه خلوتی مخا

که با خودم روراس بشم

یه خلوتی که تو هواش

یه نفس سیر بکشم

بذار تمام شهر هم

ای حسه انکار بکنن

بنای خاطراتمه

ایجوری آوار بکنن

دیه بریدم

هوامه نری

دلم گرفته

صدامه نری

بیا و امشو

خودت صدام کو

تو دروچای

چشامه واکو

هر شو

خاو چشاته دیدم

نودی

شکستمو بریدم

وختی

دیه دلم اپا نشت

اینجا

صدای تونه شنیدم

جور اذان عاشقانه

اینجا صدای تونه شنیدم

اینجا

خودمه پیدا کردم

امرو

به آرزوم رسیدم







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 دی 1394 :: نویسنده :

مراتب نفس (اماره، لوامه، مطمئنه )

آیا خداوند از ابتدای خلقت انسان را دارای سه نفس اماره، لوامه، مطمئنه آفریده است؟ چرا؟

شاید این توهم پیش آید که انسان دارای سه روح یا نفس جداگانه باشد در حالی که این توهمی نادرست است. انسان یک روح و یک نفس بیشتر
ندارد. منتهی این یک نفس دارای مراتب و درجات متفاوتی است. یک مرتبه نازله از نفس همان نفس اماره است که به بدی ها امر می کند
مرتبه بالاتر از آن نفس لوامه و سرزنش کننده است که انسان را پس از ارتکاب گناه،‌ سرزنش و نکوهش می کند.
مرتبه بالاتر از نفس لوامه، نفس مطمئنه است که انسان به یک آرامش و اطمینان نفسانی رسیده است.
بنابراین بستگی دارد که کدام یک از مراتب مذکور در انسان به فعلیت و شکوفایی رسیده باشد. البته ممکن است چند مرتبه از مراتب نفس در
انسان به فعلیت رسیده باشد، هم نفس اماره و هم نفس لوامه. اما پیروزی از آن مرتبه ای است که در انسان حالت ملکه و رسوخ پیدا کرده و
غالب شده باشد. استاد شهید مرتضی مطهری در ذیل آیه دوم سوره قیامت درباره مراتب نفس می فرمایند.
مراتب نفس انسان
نفس انسان در قرآن با سه صفت معرفی شده است که هر یک از این صفات نشان دهنده یک درجه و یک مرتبه از نفس انسان است. یکی از
نفس اماره که از زبان حضرت یوسف نقل می فرماید: « وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسی إِنَّ النَّفْسَ َلأَمّارَةٌ بِالسُّوءِ»(یوسف/53) در اینجا نفس
اماره- که «اماره» صیغه مبالغه است- یعنی نفس فرمان دهنده و به شدت فرمان دهنده و در کمال استبداد فرمان دهنده. مقصود
همان حالتی از نفس است که در آن حالت هواها بر انسان حاکم و غالب است و انسان صد در صد محکوم خواهش های نفسانی خودش است.
نفس اماره به سوء یعنی نفسی که به انسان فرمان به بدی می دهد و انسان یک خاصیت بیشتر ندارد و آن این است که همیشه فرمان به بدی می
دهد.
ولی در جای دیگر شکل دیگری دارد: نفس لوامه،‌نفس ملامتگر. نفس ملامتگر یعنی قوه ای که در درون انسان است و خود انسان را در
کار بد مورد ملامت قرار می دهد، یعنی اگر کار بد بکند ملامت می کند که چرا ما این کار را کردیم؟ و اگر کار خوب را نکرده یا کم کرده
است، باز خودش را ملامت می کند: چرا فلان کار خوب را من نکردم یا فلان کار خوب را من کم کردم. درست نقطه مقابل نفس اماره.
او فرمان به بدی می دهد؛ این برعکس، مثل یک قاضی عادل می آید انسان را و در واقع آن نفس اماره را مورد ملامت و سرزنش قرار می
دهدف می گوید چرا این کار را کردی، نمی بایست می کردی؛ چرا آن کار خوب را کم کردی؟
یکی دیگر صفت مطمئنه است که آن درجه بالاتر است: «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ (27)ارْجِعی إِلى‏ رَبِّكِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً (28)فَادْخُلی فی
عِبادی (29)وَ ادْخُلی جَنَّتی(30)(فجر/27-30)ای نفس آرامش یافته، این نفس به حقیقت واصل شده،‌ ای نفس از هر گونه دغدغه و
شک و شبه و دو دلی و تردید و ترس و جبن و همه چیز رهایی یافته و به آرامش و طمأنینه کامل رسیده!
حال این چگونه است؟ آیا واقعا در انسان سه نفس، سه جان، سه روح وجود دارد: یک روح فرمان به بدی می دهد، یک روح ملامتگر است،
یک روح دیگر مطمئنه است؟ یا نه، انسان دارای یک روح و یک جان بیشتر نیست ولی انسان در مراحل و مراتب خودش مختلف است.
بعضی نفوس در مرحله حیوانیت اند، یک قدم از حیوانیت بالاتر نرفته اند. این گونه نفوس جز وسوسه های شیطانی چیزی در درونشان
نیست.تمام القائاتی که(در این نفوس) می شود شرور و بدیهاست. در واقع این گونه نفوس را باید نفوس ساقط شده و سقوط کرده تلقی
کرد. در اینها از انسانیت، دیگری چیز باقی نمانده و چیزی وجود ندارد. حیوانی هستند به صورت انسان. دائما در فکر شکم، در فکر
تن: از هر راهی و هر جور شده است، پول در بیاوریم، کجا را بخوریم، کجا را ببلعیم، چگونه بخوابیم و ... اصلا غیر از این چیزی
سرش نمی شود.
اما انسان در یک درجه بالاتر، روح انسانی و روح ایمانی در او زنده است، او این گونه نیست، بلکه یک آدمی است دو شخصیتی، کأنه دارای دو
شخصیت است، هم نفس اماره بر او حاکم است هم نفس انسانی و روح ایمانی. این است که اگر کار بدی به حکم نفس اماره انجام بدهد او می
آید در مقابل ایستادگی می کند. اولا تا آنجا که بتواند نمی گذارد و ثانیا اگر کاری کرد لااقل این قدر هست که به حسابش می رسد، می آید و
می گوید: ای دل غافل! این چه کاری بود من کردم؟! همین چیزی که ما به آن «وجدان» می گوییم.
البته هر کسی دارای نفس لوامه است منتها بعضی افراد، حاکم بر آنها نفس اماره است و به نفس لوامه چندان مجالی داده نمی شود مگر وقتی
که کار از کار بگذرد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

کانال تلگرام
سیر و سلوک. کشکول بروجردی
https://telegram.me/kashkooleboroojerdii

هوالحی
یامن لا اله الاهو
مخفی نماند بر طالبان حقیقت و سالکان کوی محبت که انفع المعارف معرفت نفس ناطقه انسانی است از انچه موجب کمالات اوست یا رذائل و نقصان او که خدای سبحان در قران فرقان فرمود (فالهمها فجورها وتقواها) لذا بعداز معرفه الله در قوس نزول معرفتی شریفتر از معرفت نفس نیست که همان شیوه اساتید بزرگوارما و مرحوم سید علی اقای قاضی طباطبایی است . این حقیر فقیر سراپا تقصیر مدعو به رضا بن محمد بن امرالله بن علی بن شهباز بن حاج علی عسکر بروجردی بران شدم انچه از خرمن وجود بزرگان حیا تلمذ نموده ویا از صحف نوریه عرفانیه انها دریافت نموده ونکاتی را یادداشت برداشته ام در محضر دوستان و برادران ایمانی قرار دهم که تقدیر اینگونه رقم خورد که ان پرده نشین شاهد بازاری شود (الهم وفقنا بما تحب وترضی)وسلام علیکم و علینا وعلی عبادالله الصالحین

کشکول ، مجموعه ای است از عبارات کوتاه و ارزنده در تمام زمینه های فرهنگی ، اجتماعی ، اخلاقی ، مذهبی ، هنری ، تاریخی ، سیاسی ، اقتصادی ، ادبی ، طنز ، ضرب المثل و ... که برای جمع آوری و تنظیم این نوشتار مطالعه و زحمت فراوانی کشیده شده است که به آسانی انسان می تواند آن را در حافظه ی خود ضبط و در تمام طول عمر استفاده کند . چرا که در زندگی ماشینی و پررنج و بی حوصلگی و خستگی امروز ، اشخاص کمتر وقت می کنند کتاب یا مجله ای حتی مقاله ای در یک روز ، گاهی در ماه و سال بخوانند و پس از خواندن نمی دانند هدف نویسنده چه بوده و چه نتیجه ای از آن گرفته است و گاهی انسان چهارصد صفحه از یک کتاب را می خواند ، حتی یک جمله ی مفید و آموزنده ای به دست نمی آورد .


مدیر وبلاگ :
مطالب اخیر
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما درباره مطالب و موضوعات وبلاگ چیست ؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :