تبلیغات
کشکول بروجردی - مطالب هفته دوم دی 1394
کشکول بروجردی
کشکول .عرفان . سیروسلوک. پرسش و پاسخ .علوم غریبه . مناظره. پاسخ به شبهات.توصیه اخلاقی
شنبه 12 دی 1394 :: نویسنده :
 
علما به راستی گهر های ناب و بی مانندی هستند كه هرگز نباید از هم نشینی با آنان بی بره ماند همین علما بودن كه چه سختی بر جان خویش خریدند و دروازه های جهل را برای مردم گشودند و جا پای ائمه اطهار و انبیای الهی گذاشتند تا جامعه اسلامی را رهنون كنند

نواب اربعه
 
ابوالحسن علی بن محمد سمری
 ابوالقاسم حسین بن روح
 محمد بن عثمان بن سعید  عثمان بن سعید عمری  
علمای قرن چهارم 
صاحب بن عباد شیخ صدوق ابن قولویه  مسعودی  علی بن بابویه  محمد بن یعقوب کلینی  

علمای قرن پنجم 
نجاشی  ابوالفتح كراجکی
 سید مرتضی سید رضی شیخ مفید
  ابن براج
 دوریستی سلار بن عبدالعزیز شیخ طوسی 
 
علمای قرن ششم 
 صاحب احتجاج شیخ طبری شیخ طبرسی مفید ثانی مرحوم قزوینی
شیخ منتخب الدین رازی ابوالفتوح رازی سید فضل الله راوندی قطب راوندی عبد الجلیل قزوینی
شازان بن جبرئیل قمی
 سدیدالدین حمّصی
 ابن ادریس حلی ابن شهر آشوب مازندرانی ابن زهره 
 
علمای  قرن هفتم 
سیدجمال الدین سادات طاووس ابن مطهّر  ابن نما ابن معدّ
محقق اول خواجه نصیرالدین طوسی فاضل آبی محمد بن محمد بن محمد غیاث الدین
شیخ طبری بهاء الدین اربلی ابن سعید حلّی ابن میثم بحرینی علی بن سلیمان بحرینی 

علمای قرن هشتم
 شهـــید اول قطب الدین رازی فـخرالـمحــقّقین سید عمیـــدی جمال الدین علاّمه حلّی
***** ***** سید علاء الدین و ابن نما ***** ***** 
 
علمای قرن نهم 
سیدعلی نیـلی نجـفی ابن متـّوج فاضل مقـداد نصیرالدین کاشـانی علی بن خـازن
***** واعظ کاشفی سبـزواری جلال الدین دوانـی علی بن یونس عامـلی ابن فهـد حلّی 


علمای قرن دهــم 
شیخ ابراهیم قطیفی محقق ثــانی محقق میسی عاملی سید حسن موسوی کرکی علی بن هلال جزائری
عزّالدین سید حسین آخوند ملا عبدالله یزدی شهید ثــانی مرحوم زواری امیر منصــور
کمال الدین نظری سید صائـغ عبدالعـالی کـاشـانی عزّالدین شیخ حسین
صاحب معالـم صاحب مـدارک امیرحسین مجتـهد شهید بخـارا مقدس اردبیلی
***** ***** علی بن محمد شهید عاملی ***** ***** 


علمای قرن یازدهم 
سیـد ماجــد سید ابراهیم حسینی همدانی میرزا محمد استرآبادی ملا عبدالله شوشتری قاضی نورالله مرعشی شوشتری
سید زین العابدین کاشانی شیخ لطف الله عاملی اصفهانی شیخ عبدالنبی جزائری دو سبط بزرگوار شیخ بهـــائی
مرحوم فیض کاشانی مرحوم فیـّاض مرحوم ملا صـدرا میرفنـدرسکی مرحوم میــرداماد
ملا محمد صالح مازندرانی مجلـسی اول میرزا محمد شیروانی حاج میرزا رفیعا نائینی محقق خوانساری
شیخ جواد کاظمینی شرف الدین شـولستانی علی نقی کمره شیرازی ملا عبدالله بشـروئی سلطان العـلماء
محقق سبزواری فخرالدین طریـحی سید علیخان حـویزی سید خلـف حـویزی حاج ملا خلیل قزوینی
سید هاشم بحرانی شیخ احمـد بحرانی شیخ حـرّ عاملی علاء الدین گلسـتانه آقا رضی قزویـنی
***** ***** قاضی سعید قـمی ***** ***** 
 
علمای قرن دوازدهم
شیخ سلمان بحرانی سیدعلی خان مدنی قاضی کمره ی (خمینی) سید جزائری علامه ی مجلسی
سراب مفسر قمی جدّ بحرالعلوم و پدرش آقا حسین جیلانی آقا جمال خوانساری
میر کبیر ابوالحسن شریف بهاءالدین اصفهانی میرزا عبدالله تبریزی فاضل هندی
سید خوانساری صاحب حدائق ملا اسماعیل خواجویی آیات خاتون آبادی سید صدرالدین قمی
سید بحرالعلوم مرحوم نراقی وحید بهبهانی آیات قزوینی آقا محمد بیدآبادی
میرزا مهدی اصفهانی مشهدی شیخ حسین آل عصفور آقا محمدعلی بهبهانی شیخ عبدالصمد همدانی شیخ ابوعلی 


علمای قرن سیزدهم 
شیخ اسدالله کاظمینی میرزای قمی صاحب قوانین سید علی طباطبائی سید جواد عاملی شیخ جعفر کبیر کاشف الغطاء
فاضل نراقی سید محمد مجاهد محقق اعرجی سید دلدار سید عبدالله کاظمینی
سید محمد مهدی خوانساری شریف العلماء ملا علی نوری اصفهانی حجة الاسلام قزوینی آیات مازندرانی
سیدمحمدتقی پشت مشهدی شیخ خضر نجفی شیخ حسین تبریزی شمس الدین بهبهانی شیخ محمد تقی اصفهانی
صاحب فصـول حاج محمد ابراهیم کرباسی حجة الاسلام اصفهانی سید محمد معصوم سید سلیمان طباطبائی نائینی
حاج شیخ احمد نائینی اصفهانی شریعتمدار تـهرانی آیات برغانی شیخ حسن کاشف الغطاء صاحب ضـوابـط
سید جعفر دارابی کشفی صـاحب جـواهـر ملا حسن یزدی شیخ محمد تقی نـوری صدرالدین عاملی اصفهانی
امیر حسین مدرس شیخ محسن خنفر نجفی حاج ملااسدالله بروجردی سعید العلمای مازندرانی محمد قلیخان هندوستانی
شیخ العراقین شیخ انصاری سید حسین بروجردی سید محمد شفیع چاپلقی میرزا زین العابدین خوانساری
ممتازالعلماء حاج ملاهادی سبزواری حجة الاسلام گلپایگانی ملا حسینعلی تویسرکانی ملافاضل دربندی
فاضل رشتی شهشهانی آل حـــیدر میرزا ابوالـقاسم کلانتری سیداسدالله شفتی اصفهانی
سید حسین موسوی بهبهانی آیت الله سیدحسین کوه کمره ای ملا محمد تقی هروی ملا محمد صادق قمی حاج ملاعلی تهرانی
شیخ جعفر شوشتری میرزا محمد تنکابنی فاضل اردکانی حاج شیخ محمدباقر اصفهانی سید مهدی قزوینی
فاضل ایـروانی حاج ملا علی کنی میـرحامد حسین هندی شیخ عبدالرحیم نهاوندی حاج سید جواد قمی
آل حجّت شیخ محمد حسین کاظمینی آل یـاسین شیخ محمد حسین اصفهانی سیـد صالح خلخالی
شیخ محمود عراقی سلطان آبادی مرحوم حسینقلی همدانی فاضل مراغه ای حاج میرزا زین العابدین بارفروشی مازندرانی
    شیخ لطف الله لاریجانی     
 


علمای قرن چهاردهم 
صاحب روضات آیات آذربایجانی تاج العلمای هندوستانی آیت الله رشتی حاج میرزا محمدحسن شیرازی
حاج اشرفی مازندرانی ملامحمدباقر فشارکی اصفهانی شیخ محمدحسین سلطان آبادی سید ابوالحسن جلوه حاج میرزا محمدهاشم خوانساری
سید اسـتاد سید الحکمای تبریزی ابوالمعالی اصفهانی حاج میرزا حسین شهرستانی سید جمال الدین اسدآبادی
شیخ هادی تـهرانی سید اسماعیل علوی علامه ی نوری آیت الله آشتیانی حاج آقا مصطفی خمینی
حاج ملا علی نهاوندی آقا رضا همدانی فاضل مامقانی فاضل شرابیانی شیخ محمد طه
حاج میرزا حسین خلیلی تهرانی سید مصطفی کاشانی شیخ حسنعلی تهرانی حاج میرزا محمدابراهیم خوئی محدث کاظمیـنی
حاج ملا علی علیاری سید عبدالله بهبهانی شیخ علی رشتی میرزا محمد باقر شیرازی حاج شیخ فضل الله نوری
ملا محمد علی خوانساری آقا نجفی اصفهانی آیات نجف آبادی مرحوم آخوند خراسانی فـخر الاسـلام
حاج سید اسماعیل صـدر مرحوم خلخالی آیات محلا تـی مدرسین یـزدی میرزا حسن سبزواری
سید علی سیستانی شریعت اصفهانی حاج سید صادق قمی میرزای مجاهد علامه یـزدی
شیخ عبدالنبی نوری ملکـی آیت اللهی سید محمدرضا مرعشی ملا حبیب الله کاشانی
شیخ عبدالله مامقانی آیت الله گیلانی سید ابوتراب خوانساری آیت الله فیروزآبادی شیخ کبیر مازندرانی
آیت الله کبیر قمی آیات بـلاغی آیت الله بیـرجندی حاج میرزا حسین علوی شیخ بادکوبـه
میرزا حسین نائینی مرحوم حائری یزدی ممتاز العلماء فرزندان میـرزای بـزرگ سید حسن صدر
آقا ضیاء عراقی محدث قـمی مرحوم مدرس حائری قمی میرزا ابوالحسن انگجی
سید علی یزدی شیخ محمدرضا اصفهانی آیت الله کمپانی شیخ حسنعلی اصفهانی شیخ فیّاض زنجانی
آیت الله قمی آیت الله غروی اصفهانی آیت الله بافقی آیت الله اصفهانی سید محمد باقر قزوینی
آیت الله خراسانی مرحوم آیت الله اشراقی آیات تنکابنی شیخ کاظم شیرازی قاضی طباطبایی
آیات اراکی ناظم الشریعه بهبهانی آیت الله کبـیر مرحوم شاه آبادی آیت الله نهاوندی
آیـت الله صـدر آیت الله حجت کوه کمره آیت الله خوانساری مرحوم مدرس تبریزی آیت الله فیض قمی
علامه ی امینی آل کاشف الغطاء شرف الدین لبنانی امین عاملی مدرّس بابلی
آیت الله صافی سیدجمال الدین گلپایگانی آیت الله اصطهباناتی آیت الله معصومی سردار کابلی
میرزا مهدی شیرازی آیت الله بروجردی آیت الله ذوالنّوری آیت الله یـثربـی آیت الله اردبیلی
آیت الله شهرستانی شیخ عبدالنبی عراقی آیت الله لنگرودی آیت الله سید عبدالهادی شیرازی آیت الله کاشانی
آیت الله عارف كامل حضرت محمد جواد انصاری همدانی
آیت الله آملی علامه حائری مازندرانی آیت الله حکیم آقا بزرگ تهرانی فقیه سبزواری
آیت الله بهبهانی آیت الله میلانی آیت الله ارباب آیت الله شاهرودی سید مهدی خوانساری
آیت الله سید محمدباقر صدر شهید مطهری علامه طباطبائی آیت الله طالـقانی آخوند ملا علی همدانی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 11 دی 1394 :: نویسنده :

بیزارم از تمام رفیقان نارفیق
اینها چقدر فاصله دارند تا رفیق


من را به ابتذال نبودن کشانده اند
روح مرا به مسند پوچی نشانده اند


تا این برادران ریاکار زنده اند
این گرگ سیرتان جفاکار زنده اند


یعقوب درد میکشد و کور می شود
یوسف همیشه وصله ناجور می شود


اینجا نقاب شیر به کفتار می زنند
منصور را هر آئینه بر دار می زنند


اینجا کسی برای کسی ، کس نمی شود
حتی عقاب درخور کرکس نمی شود


ما میرویم گرچه ز الطاف دوستان
بر جای جای پیکرمان زخم خنجر است


ما میرویم مقصدمان نامشخص است
هرجا رویم بی شک ازانجا بهتر است


ازسادگی است گر به کسی تکیه کرده ایم
اینجا که گرگ با سگ گله برادر است





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

{ حضرت آیت الله شیخ محمد جواد انصاری همدانی }

 

 

شرح حال اجمالی عارف کم نظیر جناب حضرت آیت الله شیخ محمد جواد انصاری همدانی (ره) به نقل از علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی ( ره ) :

.......................................

بسم الله الرّحمن الرّحیم

سطور ذیل، شرح و ترجمه أحوال حضرت آیة الله مرحوم حاج شیخ محمّد جواد انصارى همدانى رحمة الله علیه است كه بقلم این حقیر سیّد محمّد حسین حسینى طهرانى به رشته تحریر درآمده در وقتى كه از همدان از اینجانب طلب نموده بودند؛ این حقیر صورت آن مرقومه را در اینجا براى حفظ، یادداشت نمودم:

فرید عصر و حسنه دهر، ترجمان قرآن و سلمان زمان آیة الله العظمى عالم عابد زاهد ناسك، عالم بالله و بأمر الله، مرحوم فردوس وِساده حاج شیخ محمّد جواد انصارى همدانى رضوان الله علیه، فرزند مرحوم حجّة الإسلام حاج ملاّ فتحعلى همدانى كه نیز از بزرگان علماى عصر خود بوده‏اند، در سنه 1320 هجریّه قمریّه چشم به جهان بگشود.

و در همان دوران طفولیّت تحت سرپرستى والد ماجد مقدّمات علوم ادبیّات فارسى و عربى و منطق را فرا گرفت، و در دوران شباب فقه و اصول فقه را نزد علمائى كم نظیر مانند مرحوم حجّة الإسلام خلخالى و حجّة الإسلام حاج سیّد على عرب كه از برجستگان علماء و اعاظم فقهاء بوده‏اند در شهر خود فرا گرفت. و رشته‏هاى طبّ خمسه یونانى و أبوبكر زكریّاى رازى و دیگران را نزد دانشمند عالیقدر طبیب حاذق و حكیم متبحّر مرحوم حاج میرزا حسین كوثر همدانى آموخت و در این زمینه نیز به مرتبه عالى رسید.

مرحوم حاج شیخ محمّد جواد پس از اتمام تحصیلات فوق به جهت تكمیل فقه واصول و نیل به درجه اجتهاد، در حدود سى‏سالگى رهسپار دیار مقدّس قم گردید و در حوزه مقدّسه علمیّه مدّتها در محضر درس مرحوم استاد بى‏بدیل، مرجع وقت حضرت آیة الله العظمى حاج شیخ عبدالكریم حائرى أعلى الله مقامَه الشّریف حاضر مى‏شد و بهره‏ها مى‏برد تا در این رشته تخصّصى نیز به مقام عالى نائل آمده و به اجازات اجتهاد متعدّدى از مراجع ذى قیمت وقت فائز و در مسائل فقهیّه صاحب فتوى گردید، بطورى كه بعضى از دوستان و آشنایان از ساكنین همدان و غیره از آن مرحوم تقلید نموده‏اند.

در همین ایّام بود كه نسیم نفحات قدسیّه الهى بر دلش وزید، و بارقه جذبات عالم عِلوى بر قلبش رسید، و به مصداق كلام مولى الموحّدین أمیرالمؤمنین علیه السّلام «حَتَّى دَقَّ جَلِیلُهُ و لَطُفَ غَلِیظُهُ و بَرَقَ لَهُ لَامِعٌ كَثِیرُ الْبَرْقِ»{ «نهج البلاغه» طبع مصر با شرح عبده: ص 349، خطبه 212: «تا اینكه در اثر ریاضت و مجاهده در راه خدا بدنش نحیف گشت و نفسش لطیف و مصفّى شد و برقى پر نور در درونش درخشید.»}یكباره شراشر وجودش دگرگون شد و جذبه عالم قدس تار و پود وجود او را بر باد داده با نور الهى به دنبال گمشده خود براى رسیدن به حرم امن و امان، اضطراب و تشویشى بس هائل در او پدید آمد. خواب و خوراكِ او را ربود. روزها در بیابانها و كوههاى اطراف قم میرفت و تا شبانگاه بتماشاى مظاهر جمال و حیات مى‏پرداخت و با تنهائى و خلوت، انسى عجیب گرفت.

و چون سالیانى چند از رحلت عالم نِحریر و عارف بى‏بدیل، استاد كامل اخلاق و معارف الهى إنسان العَین و عین الإنسان مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملكى تبریزى أعلى الله مقامه الشّریف میگذشت، هرچه نزد شاگردان معروف او تردّد نمود و براى فتح و گشایش رفت و آمد كرد اثرى نیافت، تا رفته رفته آتش عشق در نهاد او رو به فزونى گذارد و هموم و غموم فراق، جان او را مشتعل ساخت، ناله جانسوز او هر بیننده‏اى را متأثّر میكرد و گریه جانگداز او هر نظركننده‏اى را میگداخت؛ كه ناگهان پرده غیب بالا رفت و حجابهاى ظلمانى و نورانى بر كنار شد؛ نسیم جانبخش رحمت از حرم الهى بوزید و آب حیات جاودانى به بقاى حق بر دل سوخته او بعد از فناى او از مراحل نفس سرازیر شد و از جزئیّت به كلّیّت پیوست.

در این هنگام به موطن اصلى خود همدان مراجعت نموده براى دستگیرى عاشقان و دلباختگان حرم انس الهى سكنى گزید. با نهایت آرامش و سكون براى رسانیدن حق و تبلیغ شریعت غرّاء و ابلاغ احكام و مسائل شرعیّه و معارف الهیّه و تربیت نفوس ناقصه اهتمامى عجیب نمود.

در هر مسجدى خالى و مخروبه بود، اقامه جماعت مى‏نمود. بسیارى از اوقات در مسجد پیغمبر و أخیرا در زاویه‏اى از مسجد جامع شهر اقامه جماعت داشت. مأمومین او غالبا مردمان پاكدل و پاكیزه ضمیر و عارى از هوى و هوس بودند.

در جلسات شبانه و روزانه سیّار در منزل شیفتگان حقائق تردّد مى‏نمود،و شاگردانى بس ارجمند و عالیقدر تربیت نمود كه هر یك از آنان در همدان موجب عبرت همگان و حجّت الهى بر مردمان در اخلاق و كردار بودند. در روزهاى جمعه با معیّت شاگردان به صحرا میرفت و با یك دنیا از خلوص و صفا و حقیقت به تماشاى آیات الهى در مظاهر امكان و افق وسیع حیات مى‏پرداخت.

مرحوم انصارى رضوان الله علیه براى برآوردن نیازمندى‏هاى مسلمانان اهتمامى وافر داشت. و در امر به معروف و نهى از منكر ساعى بود. و در كمك و مساعدت به فقرا و مسكینان و ارباب حوائج بى‏اختیار بود. و در بذل و انفاق بى‏نظیر بود. به بسیارى از خانواده‏هاى مستمند كه در گوشه و كنار شهر بودند و ابدا كسى از حال آنان اطّلاع نداشت مساعدت‏ها مى‏نمود، و با دست خود براى آنان غذا و لباس و فراش مى‏برد. و در إخفاى این امور به حدّى دقیق بود كه حتّى از شاگردان خاصّ خود مخفى میداشت.

مرحوم انصارى رحمة الله علیه نه تنها یك مرجع دینى و عالم روحانى بود، بلكه مانند یك فرد از افراد خانواده در برآوردن نیازمندى‏هاى آنان مى‏كوشید. در زمستانهاى سرد همدان براى معالجه مَرْضى و عیادت بیماران آنان به منزلشان میرفت و چه بسا خود تهیه دوا مى‏نمود. و تا فرد گرفتارى را از گرفتارى آزاد نمى‏نمود آرام نمى‏گرفت. آرامش دل او در آرامش خلق خدا بود و نگرانى او در اضطراب آنان.

بنابراین اگر گفته شود كه مرحوم انصارى قُدّس سرُّه یكى از اولیاى برجسته قرن اخیر بود كه قولاً و عملاً و اعتقادا و سرّا در ممشاى ائمّه طاهرین صلوات الله علیهم أجمعین قدم میزد و نمونه‏اى بود كه سیره و اخلاق و معارف آن بزرگواران را به عصر خود معرّفى مى‏نمود، سخن به گزاف نرفته است.

مرحوم انصارى رَحِمَهُ اللهُ مدّت بیست و پنج سال در همدان به همین منوال زندگى نمود تا بالأخره بواسطه عارضه قلبى در روز جمعه دوّم شهر ذوالقعدة الحرام 1379 هجریّه قمریّه دعوت الهى را لبّیك گفت و مرغ روحش به آستان قدس پرواز نمود. در تشییع جنازه او تعطیل عمومى شد، و اكابر علماى متّقى و پرهیزگار همدان شركت كردند، و سه روز در مسجد جامع مجلس ترحیم بر پا بود. جنازه او را به قم حمل و در یكى از مقبره‏هاى شمالى در جوار قبر حضرت علىّ بن جعفر سلام الله علیهما به خاك سپردند

قضایائى از مرحوم انصارى

درجه تقرّب حضرت آقا به اساتید و رفقاى سلوكیشان به گونه‏اى بوده است كه ایشان را نه فقط در رعایت آداب سیر إلى الله قوى و مصمّم میدیدند و بر اساس عشق شورانگیز الهى ایشان، عالى‏ترین ره‏آوردهاى طىّ طریق را خالصانه در اختیارشان میگذاشتند، بلكه معظّمٌ له را بعنوان محرم أسرار خویش تلقّى نموده قضایا و حقائقى را كه براى دیگران بازگو نمى‏كردند و همیشه در پرده كتمان نگه میداشتند براى ایشان بى محابا بیان میكردند؛ كه این حالت را در برخورد مرحوم آقا سیّد جمال الدّین گلپایگانى با ایشان دیدیم. درباره مرحوم آیة الله انصارى هم همینطور است. و البتّه میدانیم بسیارى از این أسرار را نیز آقا در خزانه دل خویش مخفى نگه داشته و تنها گوشه‏هائى كه نشر آن روا بوده است را در آثار خویش ثبت فرموده‏اند. اینك برخى از این قضایا را مرور مى‏كنیم:

ملكوت جنازه حاكم جائر

«مرحوم رضوان آرامگاه آیة الحقّ و الیقین، ترجمان قرآن و سلمان زمان، آیة الله حاج میرزا جواد آقاى انصارى همدانى أعلى الله تعالى مقامه الشّریف نقل میفرمود كه: من در یكى از خیابانهاى همدان عبور میكردم، دیدم جنازه‏اى را به دوش گرفته و بسوى قبرستان میبرند و جمعى او را تشییع مى‏نمودند، ولى از جنبه ملكوتیّه او را به سمت یك تاریكى مبهم و عمیقى مى‏بردند؛ و روح مثالى این مرد متوفّى در بالاى جنازه او با جنازه میرفت و پیوسته میخواست فریاد كند كه: اى خدا مرا نجات بده، مرا اینجا نبرند ! ولى زبانش به نام خدا جارى نمى‏شد. آنوقت رو میكرد به مردم و مى‏گفت: اى مردم مرا نجات دهید، نگذارید ببرند ! ولى صدایش به گوش كسى نمى‏رسید. آن مرحوم أعلى الله شأنه میفرمود: من صاحب جنازه را مى‏شناختم؛ اهل همدان بود و حاكم ستمگرى بود.»

پذیرائى حضرت سلمان از مرحوم انصارى

«مرحوم آیة الحقّ عارف بالله حاج شیخ محمّد جواد انصارى همدانى رضوان الله تعالى علیه میفرمودند: من در سابق الأیّام به زیارت قبر غیر معصوم و امام نمى‏رفتم، چون تصوّر میكردم كه فقط از قبور ائمّه علیهم السّلام كه به مقام طهارت مطلقه رسیده‏اند بسط و گشایش حاصل میشود ولى از قبور غیر آنها اثرى مترتّب نیست.تا در سفر اوّلى كه به عتبات عالیات با جمعى از تلامذه روحانى خود به جهت زیارت مشرّف شدیم، یكروز در ایّام اقامت در كاظمین علیهما السّلام براى تماشاى بناى مدائن و ایوان شكسته كسرى ـ كه حقّاً موجب عبرت بود ـ از بغداد به صوب مدائن رهسپار شدیم و پس از تماشاى مدائن و بجاى آوردن دو ركعت نماز در آن ایوان كه مستحبّ است، به سمت قبر سلمان و حذیفه كه در قُرب آن ایوان قرار دارد به راه افتادیم و ما در كنار قبر سلمان نه به جهت زیارت بلكه به جهت رفع خستگى و استراحت با جمیع احباب و دوستان نشسته بودیم كه ناگهان سلمان از ما پذیرائى نمود و خود را بصورت واقعیّه خود نشان داد و به حقیقت خود تجلّى نمود. چنان روح او لطیف و صاف و بدون ذرّه‏اى از كدورت و چنان واسع و زلال بود كه ما را در یك عالم از لطف و محبّت و سعه و صفا فرو برد. و چنان در فضاى وسیع و لطیف و بدون گره از عالم معنى ما را داخل كرد كه حقّا مانند فضاى بهشت پر لطف و صفا، و چون ضمیر منیر عارف بالله مانند آبِ صافى، زلال و مانند هوا لطیف بود.من از اینكه به جهت زیارت در كنار قبر او نیامده بودم شرمنده شدم و سپس به زیارت پرداختیم. و از آن پس نیز به زیارت قبور غیر ائمّه طاهرین علیهم السّلام هم، از علماء بالله و مقرّبان و أولیاء خدا میروم و مدد مى‏گیرم؛ و به زیارت قبور مؤمنین در قبرستان میروم؛ و به شاگردان خود توصیه نموده‏ام كه از این فیض الهى محروم نمانند»

نماز جماعت فرشتگان

«مرحوم آیة الله جمال العارفین حاج شیخ محمّد جواد انصارى همدانى أسكَنه اللهُ بُحبوحةَ جِنانه میفرمودند:

روزى وارد در مسجدى شدم دیدم پیرمردى عامى مشغول خواندن نماز است و دو صف از ملائكه در پشت سر او صف بسته و به او اقتدا نموده‏اند، و این پیرمرد خود أبدا از این صفوف فرشتگان اطّلاعى نداشت. من دانستم كه این پیرمرد براى نماز خود اذان و اقامه گفته است. چون در روایت داریم: كسى كه در نمازهاى واجب یومیّه خود اذان و اقامه هر دو را بگوید دو صف از ملائكه و اگر یكى از آنها را بگوید یك صف از ملائكه به او اقتدا مى‏كنند كه درازاى آن فیما بین مشرق و مغرب باشد.

 مكاشفه تلاوت قرآن از صداى سگ

«یكى از اساتید بزرگ ما در علم عرفان الهى مرحوم رضوان مقام عرفان الحقّ و الیقین آیة الله آقاى حاج شیخ محمّد جواد انصارى همدانى رحمة الله علیه میفرمودند: یك نفر از سالكین كه شب براى نماز شب برخاسته بود شنیده بود كه سگ همسایه سوره والشّمس را میخواند.

این جانب چنین گمان دارم كه این قضیّه براى خود ایشان بوده است؛ ولیكن چون بزرگان غالبا در مقام بیان، این گونه امور را نسبت به خود نمیدهند فلهذا به عنوان یك نفر سالك بیان كرده‏اند. و باز در نزد حقیر، خواندن سگ سوره والشّمس را مكاشفه بوده است كه براى ایشان از صداى سگ حاصل شده است، چون ایشان در آن وقت به مجاهدات نفسانیّه براى تزكیه نفس اشتغال داشته‏اند این سوره كه داراى سوگندهاى بسیار براى اثبات نجاح و رستگارى نسبت به تزكیه كنندگان نفس است براى ایشان تحقّق پذیرفته است .

 

  سلام الله علیه

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

به چادرت می خندند؛به تاج بندگیت طعنه می زنند؛مبادا دلسرد شوی بانــــــــو

چه کسی قدر محبّت تو را می داند؟



چه کسی عمق لطافت تو را می داند؟



چه کسی می داند، پشت آن پوشش سخت، پشت آن اخم عمیق، چه پَری پنهان است؟!



چه کسی می داند، جنس مغروریت تو از چه ها سرشار است؟



چه کسی می داند، گهر عفت تو به چه سان نایاب است؟

چه کسی می داند، راز خندیدن آرام تو را؟



چه کسی می داند، حکمت پوشیدن آن ساق تو را؟



چه کسی هست بداند که تو هم دلگیری؟



از هجوم صاعقه بر گل سرخ می میری؟



چه کسی هست بداند که تو هم غمگینی؟



وقتی از کل وجود، خلاصه در تمکینی؟!



چه کسی هست بداند که چه ظلمی شده است؟



مــــــــرد و قـــــــــوامیـــــت و تکـــــــیه گهی، چه تمنای بزرگی شده است؟!



چه کسی هست بداند تو اگر حساسی،

طبع این جنس لطیف است و نه طنّازی!



چه کسی هست بداند که تو سهمی داری؟



زینت و مهر و نفق نـــــــه، که تو حقـــــی داری!



چه کسی هست بداند که تو «بانــــــو» حقت،



زن، بلا، برده، عروسک نیست، این ها به جــــــفاست!



حق تو داده شده



سهم تو داده شده



و خـــــدا خواست تو «ریحــــــــان» باشی!



“چه کسی ها…” به کنار،



به یقین می دانم



خورشید هم از جنس «ریحــــــــــانه» است،



و جهان می میرد، از نبود خورشید!



بانــــــــــــــو!



حق خود را دریــــــــــاب!



سهم ریحــــــــــانگیت را ارزان مفروش!



ســـــخت است ولی،



تو بانـــــــوی روزهای سختی!



با وجود همه ی سختی ها



«ریحــــــــــانه» باش و «ریحــــــــــانه» بمان بانــــــــو…



« إنَّ المَرأَةَ رَیحانَةٌ »





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 10 دی 1394 :: نویسنده :
چگونه می توان گناهان چشم را ترک کرد؟

پاسخ

قبل از هر چیز توجه به دو نکته ضروری است:

١. عالَم محضر خدا است، یعنی خدا و رسول و مومنین(اهل بیت) کارهای ما را می بینند. «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ: و بگو [هر کاری می خواهید] بکنید، که به زودی خدا و پیامبر او و مؤمنان در کردار شما خواهند نگریست.»[١]

٢. باید همیشه توجه داشت که گناهان دارای عواقبی اعم از کیفر و عقاب در آخرت و یا آثار وضعی در دنیا هستند.

با توجه به این دو نکته، حال از دیدگاه قرآن و سنت به این مطلب نگاه می کنیم: خداوند متعال در قرآن به رسول اعظم فرموده است: «قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یغُضّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ...وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَتِ یغْضضنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ: ای رسول ما! به مردان مومن بگو، چشم های خود را از نگاه به نامحرمان فروگیرند... و به زنان با ایمان نیز اعلام کن تا دیدگان خود را از هر نامحرمی فروگیرند.»[٢]

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «النَّظَرُ سَهْمٌ مَسْمُومٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِیسَ فَمَنْ تَرَکهَا خَوْفاً مِنَ اللَّهِ أَعْطَاهُ اللَّهُ إِیمَاناً یجِدُ حَلَاوَتَهُ فِی قَلْبِه: نگاه به نامحرم، تیری از تیرهای شیطان است. هر کس آن را به خاطر ترس از خدا ترک کند، خداوند نیز به او ایمانی می بخشد که در دلش لذت شیرینی آن را احساس می کند.»[٣]

همچنین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرموده است: «عفُّوا عَن نساء الناس تَعِفَّ نُساءَکم: در مورد زنان مردم عفت بورزید تا دیگران نیز در مورد زنان شما عفت بورزند و زنان شما از تعرض نامحرمان در امان بمانند»[٤]

هر که باشد نظرش در پی ناموس کسان

پی ناموس وی افتد نظر بوالهوسان

بابا طاهر هم چنین گفته است:

ز دست دیده و دل هر دو فریاد

که هر چه دیده بیند دل کند یاد

بسازم خنجری نیشش ز فولاد

زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

 

اما راهکار و درمان خطای چشم:

١. کوچک نشمردن هیچ گناهی هرچند به نظر ناجیز باشد؛

٢. عزم جدی و آهنین بر ترک معصیت و مراقبت جدی و دائمی نسبت به تمام کارهای خود؛

٣. شرط نمودن با خدا مبنی بر ترک معصیت و هم چنین از او کمک خواستن از او برای توفیق در این کار؛

٤. هر گاه فکر گناه و وسوسه آن به ذهن آمد بلافاصله آن را از لوح ذهن خارج کردن و توجه خود را به خدا و امور شریفه مشغول داشتن؛

جدیت و موفقیت در این امر پیروزی بزرگی است و در واقع دفع دشمن شیطان نفس از همان خاکریز اول است. قرآن مجید در وصف پارسایان می فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسهُمْ طائفٌ مِّنَ الشیطانِ تَذَکرُوا فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ: پرهیزگاران هنگامی که گرفتار وسوسه های شیطان شوند، به یاد (خدا و پاداش و کیفر او) می افتند؛ و (در پرتو یاد او، راه حق را می بینند و) ناگهان بینا می گردند.»[٥]

٥. مطالعه و تفکر پیرامون عواقب سوء و وخیم گناه؛ در محضر حق تعالی دانستن و او را به یقین در همه حال مراقب و بینای به افعال خود نگریستن.

٦. توجه به چهره کریه و زشت واقعی سیئات؛ برای ترک معاصی لازم است در بسیاری از موارد انسان از مکروهات و چه بسا از برخی مباحات نیز چشم پوشد تا او را به انجام زشتی ها نزدیک نسازند.

٧. در حد ممکن دوری جستن از مکان ها و شرایطی که آدمی را به گناه ترغیب می نماید؛

٨. تقویت اراده؛

٩. محاسبه نفس. هر روز در صورت رخداد خطا، خود را محاکمه و توبیخ نمودن و بلافاصله استغفار کردن.

در پایان باید گفت که: بهترین راه منصرف کردن نگاه و دیده، بازداشتن نگاه از تیزی و خیره نگاه نمودن است. حضرت علی علیه السلام فرمودند: «کسی که چشم خود را پایین اندازد، دلش آسوده گردد، تأسف کمتر خورد و از نابودی در امان ماند»[٦]. همچنین می فرماید: «هر که نگاه هایش پاک باشد، اوصافش نیکو شود»؛ «کسی که عنان چشم خود را رها کند، زندگی اش را به زحمت می اندازد و کسی که نگاه هایش پیاپی باشد، حسرت هایش دائمی و پیاپی خواهد بود»[٧] و نیز فرمود: «بسا هوسی از نیم نگاهی حاصل است»[٨].

 

[١] توبة، آیه ١٠٥.

[٢] سوره نور، آیه ٣٠.

[٣] مستدرک الوسائل، ج ،١٤ ص ٢٦٩.

[٤] الکافی، ج ٥، ص ٥٥٤.

[٥] سوره اعراف، آیه ٢٠١.

[٦] غرر الحکم، ص ٩١٢٢ – ٩١٢٥.

[٧] تحف‏العقول، ص ٩٧.

[٨] بحارالانوار، ج ٧١، ص ٢٩٣.



نوشته شده توسط :
پنجشنبه ١٠ دی ١٣٩٤-٠٥:٤٠ ب.ظ




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 10 دی 1394 :: نویسنده :

هفتاد گناه زبان !

کتاب

در روایت آمده بیشترین افرادی که به جهنم می روند به خاطر زبانشان است. هفتاد گناه پای زبان می نویسند. این هفتاد گناه چیست ؟

خداوند در قرآن کریم به نعمت زبان اشاره فرموده و می فرماید: «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خلق الانسان عَلَّمَهُ الْبَیانَ»1

زبان عمده ترین وسیله ای است که مردم به کمک آن با یکدیگر ارتباط فکری برقرار می کنند و ایجاد تفاهم و انتقال مفاهیم از طریق زبان صورت می گیرد. در یک جمله زبان ملاک ارزش و معرف شخصیت انسان و ترازوی عقل اوست.

حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: «المرءُ مخبوء تحت لسانه؛2 شخصیت هر کس در پی زبان اوست» زبان با تمام فوائدی که برایش ذکر می شود مفاسد و آفاتی نیز دارد که باید آنها را شناخت تا با کنترل زبان، از ابتلاء به آن آفات پیشگیری و اجتناب ورزید.

در قرآن کریم آمده است: ای کسانی که ایمان آورده اید نباید قومی قوم دیگر را مسخره کند، شاید آنها از اینها بهتر باشند، و نباید زنانی زنان دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند.از یکدیگر عیب مگیرید، و به همدیگر لقبهای زشت مدهید، چه ناپسندیده است نام زشت پس از ایمان. و هر که توبه نکرد آنان خود ستمکارند.»3

خداوند در آیه دیگر می فرماید: وای بر هر بدگوی عیبجویی.« وَیْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ.» 4

 

راه نجات در چیست ؟

در روایتی داریم که حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «هر که متعهد شود محافظت آنچه میان دو فک اوست که زبان باشد، و آنچه میان دو پای اوست، من از برای او بهشت را متعهد می شوم.»5

شخصی به آن حضرت عرض کرد که: راه نجات چیست؟ فرمود: زبان خود را نگاه دار.6 و دیگری عرض کرد که: از چه چیز بیشتر بر من ترسیده شود؟ زبان او را گرفت و فرمود: این و فرمود بیشتر چیزی که مردمان را داخل جهنم می کند زبان است و شهوت.7

حضرت علی ـ علیه‎ السلام ـ می فرماید:«به خدا سوگند، باور نمی کنم بنده ای زبانش را حفظ نکند تقوائی سودمند به دست آورد.»8

پیامبر اکرم می فرماید: «بیشترین مردم به خاطر گناه و آفت زبان به جهنم می روند.» که در اینجا به بعضی از آنها اشاره می کنیم.9

در روایتی داریم که حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «هر که متعهد شود محافظت آنچه میان دو فک اوست که زبان باشد، و آنچه میان دو پای اوست، من از برای او بهشت را متعهد می شوم»

گناهان زبان :

1. غیبت. 2. نمیمه. 3. دروغ. 4. دو زبانی. 5. بهتان و افتراء. 6. قذف. 7. افشاء اسرار مؤمن. 8. دشنام 9. لعن و نفرین. 10. طعن و شماتت. 11. سُخریه و استهزاء. 12. مدح. 13. اظهار غضب. 14. غنا. 15. کثرت مزاح و خنده. 16. مراء و جدال. 17. خصومت.18. سؤال عوام از امور مشکله. 19. تکلم بدون علم. 20. تکلم بی فایده. 21. منکر خدا شدن. 22. غیر خدا را پرستش کردن. 23. دروغ بستن به خدا. 24. تکذیب آیات خدا. 25. کفران نعمت. 26. از خدا شکوه کردن. 27.


اظهار ناامیدی کردن از خداوند. 28. به خداوند دشنام دادن. 29. نسبت فرزند به خدا دادن. 30. نسبت بی عدالتی به خدا. 31. ادعای خدائی کردن. 32. از خدا درخواست بیجا کردن. 33. دعای خیر برای ستمگران. 34. نفرین کردن. 35. چون و چرا کردن در کار خدا. 36. خدا را متهم کردن که به قتل امام حسین راضی بوده. 37. با دشمنان خدا اظهار دوستی کردن. 38. منکر رسالت پیامبر شدن. 39. پیامبر را مجنون خواندن. 40. اسرار امامان معصوم را فاش کردن. 41. از سخن امام عیب گرفتن. 42. برای ظهور امام زمان وقت تعیین کردن. 43. ادعای امامت کردن. 44. حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال دانستن. 45. احکام را با قیاس سنجیدن. 46. به ناحق شهادت دادن. 47. تفسیر به رأی کردن قرآن. 48. مؤمن را خوار کردن. 49. فاسق را عزیز شمردن. 50. مؤمن را ترساندن. 51. اظهار فقر و تنگدستی کردن. 52. راز خود را به دیگران گفتن. 53. به پدر و مادر اُف گفتن. 54. عیبجوئی کردن. 55. نسبت زنا به کسی دادن. 56. خلافکار را تشویق کردن. 57. مؤمنان را با القاب زشت خواندن. 59. به مال و منال دیگران غبطه خوردن. 60. وعدة دروغ دادن. 61. صفات نیک زنان را به نامحرمان گفتن. 62. با زن نامحرم شوخی کردن. 63. فال بد زدن. 64. عذرتراشی برای ظلم ظالمان. 65. سخن برادر مسلمان خود را قطع کردن. 66. پیشگویی و کهانت. 67. منّت کشیدن. 68. با خواندن قرآن کسب روزی کردن. 69. امر سلاطین را امر خدا دانستن. 70. در کیفیت خدا سخن گفتن.10

 

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

1. معراج السعاده، احمد نراقی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ص 527.

2. گناهان زبان، محمدعلی صفری، تهران، چاپ فرهنگ، 1361.

 

پی نوشت ها :

[1]. الرحمن/ 4-1.

[2]. نوری، مستدرک الوسائل، قم، موسسه آل البیت ـ علیه السلام ـ ، 1408 ق، ج9، ص 22.

[3] . حجرات/ 11.

[4]. همزه/1.

[5] . کنزل العمال، ج 15، ص 806، ح 43205.

[6] . جامع السعادات، ج 2، ص 341.

[7] . الغزالی، محمد، احیاء العلوم، بیروت، انتشارات دارالقلم، ج 3، ص 94.

[8] . نهج البلاغه، ص 183، خطبه 176.

[9] . نراقی، احمد، معراج السعاده، ص 527.

[10] . صفری، محمدعلی، گناهان زبان، تهران، چاپ فرهنگ، چاپ اول، شهریور 1361.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

کانال تلگرام
سیر و سلوک. کشکول بروجردی
https://telegram.me/kashkooleboroojerdii

هوالحی
یامن لا اله الاهو
مخفی نماند بر طالبان حقیقت و سالکان کوی محبت که انفع المعارف معرفت نفس ناطقه انسانی است از انچه موجب کمالات اوست یا رذائل و نقصان او که خدای سبحان در قران فرقان فرمود (فالهمها فجورها وتقواها) لذا بعداز معرفه الله در قوس نزول معرفتی شریفتر از معرفت نفس نیست که همان شیوه اساتید بزرگوارما و مرحوم سید علی اقای قاضی طباطبایی است . این حقیر فقیر سراپا تقصیر مدعو به رضا بن محمد بن امرالله بن علی بن شهباز بن حاج علی عسکر بروجردی بران شدم انچه از خرمن وجود بزرگان حیا تلمذ نموده ویا از صحف نوریه عرفانیه انها دریافت نموده ونکاتی را یادداشت برداشته ام در محضر دوستان و برادران ایمانی قرار دهم که تقدیر اینگونه رقم خورد که ان پرده نشین شاهد بازاری شود (الهم وفقنا بما تحب وترضی)وسلام علیکم و علینا وعلی عبادالله الصالحین

کشکول ، مجموعه ای است از عبارات کوتاه و ارزنده در تمام زمینه های فرهنگی ، اجتماعی ، اخلاقی ، مذهبی ، هنری ، تاریخی ، سیاسی ، اقتصادی ، ادبی ، طنز ، ضرب المثل و ... که برای جمع آوری و تنظیم این نوشتار مطالعه و زحمت فراوانی کشیده شده است که به آسانی انسان می تواند آن را در حافظه ی خود ضبط و در تمام طول عمر استفاده کند . چرا که در زندگی ماشینی و پررنج و بی حوصلگی و خستگی امروز ، اشخاص کمتر وقت می کنند کتاب یا مجله ای حتی مقاله ای در یک روز ، گاهی در ماه و سال بخوانند و پس از خواندن نمی دانند هدف نویسنده چه بوده و چه نتیجه ای از آن گرفته است و گاهی انسان چهارصد صفحه از یک کتاب را می خواند ، حتی یک جمله ی مفید و آموزنده ای به دست نمی آورد .


مدیر وبلاگ :
مطالب اخیر
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما درباره مطالب و موضوعات وبلاگ چیست ؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :