تبلیغات
کشکول بروجردی - سخنان رهبر انقلاب در دیدار از واحد موسیقی سازمان صدا و سیما
کشکول بروجردی
کشکول .عرفان . سیروسلوک. پرسش و پاسخ .علوم غریبه . مناظره. پاسخ به شبهات.توصیه اخلاقی


ya abasaleh آواتار ها



اردیبهشت 1384
سخنان رهبر انقلاب در دیدار از واحد موسیقی سازمان صدا و سیما

بنده با اینكه در امر موسیقی سررشته ای ندارم و نمیتوانم در حضور اهل فن قضاوتی شایسته بكنم، لكن به مقتضای طبیعت بشری، كه قضاوتی بر مبنای ذوق و قریحه انسانی و غرایض معنوی دارد، میتوانم بگویم: اجرایتان خیلی خوب بود.
از آقای افتخاری، آقای مختاباد، آقای فیروزبخت، و همچنین بقیه آقایان كه زحمت كشیدید، تشكر میكنیم.
مقوله موسیقی جزو مقولات مطرح در جامعه، و به خصوص در صدا و سیماست. البته در صدد نیستم كه تبیین كلیاتی در امر موسیقی داشته باشم، چون پرداختن به این مقوله نیازمند شرایط و خصوصیات دیگری است. اینجا داخل استودیوی موسیقی جا دارد از بعد دیگری راجع به این هنر صحبت كنم:
اساساً موسیقی كه در تقسیم بندیهای علوم قدیم، از شعب ریاضی است، و چون با دقت و محاسبه و اندازه گیری دقیق سروكار دارد، جزو بخشهای دانش ریاضی محسوب میشود، هنر دقیقی است. به تعبیری دیگر هنر موسیقی محاسبه متكی به طبیعت و فطرت بشری است؛ كه خرد انسانی آن محاسبه را براساس تجربه استخراج كرده، و برای آن، قواعدی-موازینی گذاشته است.
البته امروز اروپاییها و غربیها در باب موسیقی پیشرفتهای زیادی كرده اند و قواعد دقیق و منظمی وضع نموده اند، وضعیت طور دیگری است. در گذشته كه صحبت از مسائل مبتلا به امروز موسیقی نبود و بدیهه نوازی و بدیهه خوانی رواج داشت، خواننده ای بنای خواندن میگذاشت و نوازنده ای هنرمندی هم كه بغل دست او نشسته بود، به نواختن میپرداخت. نوازنده اصلاً از قبل نمیدانست كه خواننده چه میخواهد بخواند. لذا تا خواننده برای خواندن دهان باز میكرد، او هم ساز خود را كوك مینمود و به همنوایی مشغول میشد. یعنی هیچ قاعده ای كه بر مبنای آن نت نوشته ای وجود داشته باشد، در كار نبود. من در این زمینه ها تجربه و آشنایی ندارم، اما از كسانی كه از اهلیت در این هنر برخوردار بوده اند، شنیده ام، حتی در زمان متداول نشدن نت آنان كه در امر نوازندگی یا خوانندگی فعال بودند، طبق فطرت و ذوقی سلیم، نظم منطقی را در كار معمول میداشته، و قواعد را رعایت میكرده اند. هفت دستگاه اصلی موسیقی و دستگاههای فرعی آن، كه تنها مربوط به موسیقی ایرانی نیست، بلكه در همه آهنگهای جهان وجود دارد، به گونه ای تكوین یافته، كه هر صدایی شما در بیاورید، در یكی از آن دستگاهها هست، و در واقع همه آهنگهای غربی و شرقی در مجموعه این دستگاهها میگنجد اگر توجه داشته باشید، مقامها و گوشه های مختلف هر دستگاه از بدو شروع تا نقطه پایان، روند منظمی را طی میكنند. یعنی از جایی آغاز میشوند؛ فرود میآیند؛ فراز دارند؛ تا جایی كه تمام میشوند. همه اینها مبین حكمفرمابودن نظم در این هنر است. بدین ترتیب میتوان نتیجه گرفت: هنر موسیقی تلفیقی از دانش، اندیشه و فطرت خدادادی است؛ كه مظهر فطرت خدادادی، در درجه اول، حنجره انسانها، و در درجه دوم، سازهایی است كه به دست انسانها ساخته شده است. پس میبینید كه پایه، پایه ای الهی است.
حال اگر در این زمینه به سراغ سرودههای مولوی برویم و بگوییم «موسیقی، انعكاس صدای افلاك است»؛ و آن را به عالم عرفانی مورد اشاره او وصل كنیم، از واقعیات به تخیلات نقبی زده ایم. زیرا گفته های او در این خصوص شبیه خیال است و نه واقعیت؛ و طبعاً مفهوم دیگری خواهد داشت. اما بی آنكه دنبال خیالپردازی برویم، در عالم واقع، صدایی كه از حنجره خواننده صادر میشود، با یك پایه الهی و خلقی كه مربوط به خدای متعال است، مانند بنایی مستحكم و وسیع پرجاذبه و رنگین شكل میگیرد.
اولین نتیجه ای كه این بیان دارد، آن است كه ما این هنر را در راه خدا مصرف كنیم. من این نكته را میخواهم به شما آقایان ـ اعم از خواننده، نوازنده، آهنگساز و موسیقیدان ـ عرض كنم كه این هنر ساخته و پرداخته نعمتهای الهی را، كه براساس یك ذوق و قریحه ذاتی و یك نظم و انتظام خردمندانه شكل میگیرد، و در واقع جان دادن به بیجانهاست، در راه خدا و رضای او مصرف كنید.
البته ما از دوران جوانی خودمان حرفهای برخی از اهالی هنر را میشنیدیم، كه روشنفكر مآبانه و واقعاً بیپایه و اساس، مبتنی به این نكته بود كه «ما هنر را در راه فكر و پیشبینی و سیاست، به كار نمیبندیم». آنها كه ادعاهایی چنین داشتند، هنرشان ـ اعم از شعر و دیگر فنون ـ بیش از سایرین در خدمت سیاستها قرار میگرفت. قصد ورود به چنین بحثهایی را ندارم. اما میخواهم بگویم: هركاری كه متكی به اراده انسان است، باید برای هدفی انجام گیرد.
هرچه هدف متعالیتر باشد، آن كار یا هنر ارزشمندتر میشود. متأسفانه هدف موسیقی در شرق، در حد تعالی خود موسیقی نبوده است. اینكه میگویم «شرق» منظورم ایران و كشورهای عربی است. و گرنه از وضعیت موسیقی در هند و چین و سایر ممالك خاور دور، خبر ندارم. به هر حال تاریخ موسیقی ایران در طول قرون متمادی ـ چه قبل و چه بعد از اسلام ـ را خوانده ام، و از سیر و سرنوشت موسیقی عرب ـ به خصوص بعد از اسلام ـ مطلعم. آنچه براساس مطالعات خود میتوانم بگویم، این است كه موسیقی در منطقه ما برای هدفهای متعالی به كار نرفته است. و این، به خلاف سیر موسیقی در اروپاست. میدانید كه من به طور طبیعی از جمله آدمهای غرب ستیزم. چنان كه هیچ ویژگی غرب، مرا مبهوت و مجذوب نمیكند. در عین حال ویژگیهای مثبت غرب را از روی محاسبه تأیید میكنم. یكی از آن ویژگیها مقوله موسیقی است. درست است كه در غرب، موسیقی رقص و لهو و سایر موسیقیهای منحط وجود دارد، اما در همان نقطه از جهان، از دیرباز موسیقیهای آموزنده و معنادار هم بوده است؛ موسیقیای كه برای گوش سپردن به آن، انسان عارف واقف خردمند، میتواند بلیت تهیه كند، در سالن اجرای كنسرت بنشیند و ساعتی، از آن لذت ببرد. در غرب موسیقیهایی كه گاهی یك ملت را نجات داده و گاهی یك مجموعه فكری را به سمت صحیحی هدایت كرده، كم نبوده است. غرب برخوردار از چنین ویژگی ای نیز بوده و هست. در شرقی كه راجع به آن گفتم (یعنی در محدوده جغرافیایی مورد اشاره) متأسفانه موسیقی از چنین اعتبار و جایگاهی برخوردار نبوده است. موسیقی در اینجا عبارت از آهنگها و آلات و ادوات لهو بوده؛ كه فقها از آن، به«موسیقی لهوی حرام» تعبیر كرده اند. فرض بفرمایید. فلان خلیفه، شبی دچار بیخوابی میشده است. موسیقیدانها همراه با كنیزكان مغنی، بایستی میآمدند تا اسباب طرب او را فراهم كنند. موسیقیدان با آن خصوصیاتی كه گفتم «اهل خرد و قریحه و ذوق است»، بایستی خود را میشكست، پای تخت خلیفه مینشست، و انواع و اقسام هنرهای خویش را نثار میكرد، تا خلیفه از حالت افسردگی ـ كه لازمه خونریزیها، قساوتها و خباثتهای وی بود ـ بیرون میآمد! این وضعیت موسیقی دربارگاه خلفا و امرای عرب بود. عین همین قضیه، در مورد سلاطین ایران هم صدق میكند. پادشاهانی كه اهل موسیقی لهو بوده، و دربارهای موسیقی طلب داشته اند كم نیستند، كه از آن جمله میتوان به دربار قاجار و پادشاهان آن سلسله اشاره كرد.
توجه میكنید كه موسیقی در خدمت چه جریانها و كسانی بوده است؟! اینكه میبینید در كلمات فقها موسیقی مقوله ای حرام و ممنوع و دست نزدنی و نزدیك نشدنی است، به همین خاطر است.
در منطق هایی كه تاریخ موسیقی ما در آن شكل گرفته است، موسیقی معنای صحیح ندارد. شما باید به آن معنا و مفهوم صحیح بدهید؛ و در واقع باعث نجات آن شوید. حرف من با موسیقیدانها این است كه موسیقی را به سمت معنا و هدفهای متعالی ببرید؛ هدفهایی فراتر از هدف عیاشی فلان عاشق كذایی كه بهمان معشوقه كذایی تر را دوست میداشته، و چون مورد بی اعتنایی وی قرار گرفته و دلش شكسته است میخواهد پای فلان ساز بنشیند، و در اثر آهنگ و ترانه سوزناك اشكی از ره فراق بریزد! چنین هدفی در استعمال موسیقی ارزشمند نیست. چه ارزشی دارد كه به خواهش دل یك نفر بسازند و بخوانند و بنوازند، و آن اندیشه ریاضی و محاسبه علمی و منطقی را ـ كه اعتبار موسیقی است ـ چنین خوار و ذلیل كنند؟! ارزش و هدف و تعالی در موسیقی، این نیست. موسیقی متعالی، موسیقی ای است كه برای هدف متعالی باشد. اگر چنین باشد، آن وقت میشود موسیقی را پاك و مقدس نامید. آن وقت میشود ما هم مثل غربیها كنسرتی داشته باشیم (عنوانش را مثلاً «محفل خوانندگی» بگذاریم، تا اصطلاح غربی به كار نبرده باشیم) كه مردم ـ اعم از معمولی و متدین ـ بلیت تهیه كنند و برای شنیدن ساز و آواز شما، به آن محفل بیایند. توجهی كه بعد از پیروزی انقلاب بایستی از طرف دست اندركاران موسیقی نسبت به موسیقی صورت میگرفت، نگرفت. البته، این بدان معنا نیست كه كارهای خوبی انجام نشده است. مسلماً شده است كه ما اینجا مینشنیم و به كار شما گوش میسپاریم. بنده آدمی نیستم كه اگر موسیقی حرامی نواخته شد، بنشینیم و به آن گوش بسپارم. آنچه در این مقوله، حرام بوده، هنوز هم حرام است. در برخورد با حرام هم جای ملاحظه نیست؛ و من هم به عنوان فردی متشرع، كه ملاكم فقه است، ملاحظه كاری نمیكنم. منتها، تلاشهایی كه بعضی از افراد دلسوز و مخلص در زمینه موسیقی از اول انقلاب كرده اند، خوب بوده است. و این، البته منهای توجه همه جانبه ای است كه گفتیم بایستی میشد، اما نشد.
به هرحال از این بعد میگویم كه خواننده ها و نوازنده های ما، مردمان متدینی هستند، كه در مقوله موسیقی، اصولی را ملاحظه میكنند. رعایت اصول از جانب آنها موجب شده كه نواهای موسیقی، تا حدودی، از حال و هوای گذشته خارج شود. امروز نواهایی وجود دارد كه یا مشكوك است و یا پاك و بی اشكال است. البته در كنارش نواهای دارای اشكال هم وجود دارد. اخیراً در پاسخ به سؤال برخی از دوستان گفته ام مسلماً كلام بر جهتگیری كار مجموعه شما، تأثیر میگذارد. به تعبیر دیگر، در بعضی اوقات، كلامی كه با آهنگ نواخته شده همراه است، وجه هدایتگری دارد. و این وجه، در معنای عرفانی، اخلاقی، اجتماعی یا سیاسی كلام، نهفته است. آن وقت است كه میتوان گفت: كلام هدایتگر، موسیقی را دارای جهت متعالی میكند.
یك وقت است كه آهنگ را با كلامی گمراه كننده همراه میكنید. فرض بفرمایید كلام، مبین سوز و گداز یك عاشق كاملاً جسمانی و مادی، برای معشوقه خود است. سوز و گداز كذا هم به خاطر این است كه عاشق به معشوقه دست پیدا كند و شبی را با او تا صبح بگذراند! هیچ هدف دیگری ندارد، و صددرصد هدف مادی است، مسلما كلامی كه برای این مقصود گفته شود، حرام است. این، هنر شماست كه بگردید و شعرهای خوب را پیدا كنید. البته شعرهای حافظ و سعدی هم، همیشه عرفانی نیست. چه بسا شعر جسمانی و مادی هم دارند. شعری را پیدا كنید و كلامی را بیابید كه حقیقتاً معنای عرفانی یا اخلاقی داشته باشد؛ مثل خیلی از غزلهای صائب و بعضی از شعرای سبك هندی، كه از جنبه اخلاقی خوب و قابل قبولی برخوردار است. كلامهایی چنین را، روی آهنگهای خود بگذارید تا آثار پسندیدهای بوجود بیاورید.
درخواست من از شما آقایان موسیقیدانها و افرادی كه در این زمینه بسیار مهم صاحب نظر و هنر هستید، این است كه احساس مسئولیت كنید، و موسیقی را نجات دهید. البته من دلم نمیخواهد مفاهیم با هم مخلوط شود. بعضی از موسیقیدانهای سنتی اصیل و ریشه دار گاهی میگویند كه «موسیقی قبل از انقلاب دچار ابتذال شده بود؛ ولی در دوران انقلاب الحمدلله، آن ابتذال از بین رفت.» من این را نمیخواهم بگویم. از دید یك متخصص، همان است كه موسیقی دچار ابتذال شده بود. خوشبختانه، به خاطر محدودیتهای قهری انقلاب، آن ابتذالها از پیكر موسیقی فرو ریخت. من تقسیم دیگری را میخواهم مطرح كنم. چون تنها به اینكه آن ابتذالها از بین برود، قانع نیستم. بلكه میگویم: در همین موسیقی غیر مبتذل سنتی عالمانه هم، شما وظیفه دارید جهتگیری درست ایجاد كنید. توقع من از شما، هدفدار كردن موسیقی است. من این توقع را هم از آقایان آهنگساز و موسیقیدان دارم. اگر شما توانستید این كار را بكنید، بدانید خشتی را خواهید گذاشت كه نه برای تمدن ایران اسلامی، بلكه برای كل جهان محفوف به همان سیاستی كه قبلاً عرض كردم، مبارك خواهد بود. حتی ممكن است دیگران هم در آینده، از این اهتمام شما بهره ببرند. گفتم كه، از وضعیت موسیقی در هند و چین و خاور دور اطلاع زیادی ندارم، و نمیخواهم درباره آن قضاوت كنم، اما بدانید، در صورت هدفدار كردن موسیقی از طرف شما، موسیقی جهان عرب و شاید دیگر ممالك اسلامی هم منتفع خواهد شد. موسیقی را هدفدار، جهتدار و معنادار، اجرا و طراحی كنید، و صبغه های لهو را، از آن بزدایید. هنر انسانی بینهایت است. اگر به این اصل معتقدید، چه لزومی دارد گوشه های مطربی و لهوی را، كه موجد تحركات فیزیكی است، از موسیقی حذف نكنید؟! شما میتوانید با حذف آن گوشه های مخرب، گوشه های جدیدی به وجود آورید. كسانی كه قبلاً گوشه های كذا را وضع، تبیین و تدوین كرده اند، مگر بالاتر از شما بوده اند؟! آنها البته، انسانهای با ذوق و دانشی بوده اند؛ چنان كه شما هم هستید. من دعوت به غم انگیز بودن و بیذوقی نمیكنم؛ بلكه دعوت من به متعالی شدن و پدیده موسیقی را از ابتلائات مادی بشر بیرون كشیدن و فراتر آوردن است. امیدوارم به این دعوت، جواب مثبت داده شود، و موسیقی را به سمت متعالی شدن سوق دهید. اگر شما هم اقدام نكنید، بالاخره گروهی میآیند و به این روش تكاملی عمل میكنند. به هرحال بشر در زندگی ناگزیر از تكامل است. در زمینه موسیقی باید آثاری پدید آورد كه برای ملتها و انسانهای صاحب اندیشه و خردمند، راهگشا باشد. والا اینكه هر آدم بی سر و پا و هر لات عرق خوری از موسیقی التذاذی ببرد و خیال كند ویژه او ساخته شده است، ارزش و اهمیتی ندارد. موسیقی ای ارزشمند است كه انسانهای خردمند و صاحب اندیشه، و افرادی كه یك حركت و تشخیص شان گاهی دنیایی را تكان میدهد، از آن بهره ببرند و استفاده كنند. به یاد دارم، در زمان گذشته كه ما مشغول مبارزه بودیم، یك وقت بحث از موسیقی و سمفونیهای بتهوون پیش آمد. از برخی مطلعین شنیدم كه شور «علیاف» در جنگ جهانی، باعث نجات شوروی شده بود! از همین آهنگ شور موسیقی شما، آهنگساز و نوازنده ای در شوروی، قطعه ای ساخته، كه ملتی را تكان داده است! من اگر چه «علیاف» را نمیشناسم و شور او را نشنیده ام اما میدانم «شور» چیست، و میدانم كه انسانی با قریحه میتواند با یك آهنگ ملتی را منقلب كند و تكان دهد. به دنبال مسائلی چنین، در وادی موسیقی باشید. موسیقی باید در این جهت برود. و صدا و سیما، موظفترین و مسئولترین مركز برای این كار است. اینكه از صدا و سیما اسم میبرم، بدین معنا نیست كه وزارت ارشاد را فراموش كنیم. وزارت ارشاد هم جزو موظف ترین هاست. اما شما جزو متعهدترین و موظفترینها هستید. پس به سراغ این كار بروید. به هرحال باز هم از آقایان تشكر میكنیم؛ و امیدواریم خداوند كمكتان كند، و ان شاءالله بتوانید همانطور كه رضای خداست و مورد خواست انقلاب و اسلام است، پیش بروید و عمل كنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 19 خرداد 1398 06:23 ب.ظ

You actually make it seem really easy together with your presentation however I to find this matter to be actually something that I think I'd by no means understand. It sort of feels too complex and very wide for me. I am taking a look forward to your next publish, I'll try to get the hold of it!
جمعه 30 فروردین 1398 12:21 ق.ظ
スーパーコピーブランド代引き後払い日本国内発送安全必ず届く
جمعه 30 فروردین 1398 12:20 ق.ظ
弊社はシャネル新作というスーパーコピー ブランドの商品特に大人気のスーパーコピーブランド種類と サイズ
سه شنبه 10 مرداد 1396 05:41 ق.ظ
Yes! Finally someone writes about foot pain at night.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 03:24 ق.ظ
I'm not sure where you are getting your information, but
great topic. I needs to spend some time learning more or understanding more.
Thanks for fantastic information I was looking for this
information for my mission.
they are from studyingy, searchig , my thinking and learning and the other sources.
سه شنبه 22 فروردین 1396 04:31 ق.ظ
Excellent items from you, man. I have keep in mind your stuff prior to and you're simply extremely excellent.

I actually like what you have obtained here, certainly like what you're stating
and the way by which you say it. You make it
entertaining and you still take care of to keep
it smart. I cant wait to learn much more from you.

That is really a wonderful site.
سه شنبه 28 اردیبهشت 1395 09:36 ب.ظ

از سر عادت نیست
که وقتی میروی
تا دم در همراهیات میکنم
و بعد تا آخرین چشمانداز
تا جایی که سر میچرخانی لبخند میزنی
مبهوت راه رفتنت میشوم باز
آخرچیزی از دلم کنده میشود
که میخواهم با چشمهام نگهش دارم
لعنت به رفتنت که قشنگ میروی
از سر عادت نیست
که هیچوقت باهات خداحافظی نمیکنم
عشق من!رفتنت
همیشه یعنی برگشتن

میشه بخندی و شاد باشی،،
جمعه 17 اردیبهشت 1395 09:35 ب.ظ
بدون تو سخته... سخت
جمعه 17 اردیبهشت 1395 09:31 ب.ظ
دل خوشم با غزلی تازه، همینم کافی ست
تو مرا باز رساندی به یقینم. کافی ست!
قانعم، بیشتر از این چه بخواهم از تو
گاه گاهی که کنارت بنشینم کافی ست!
گله ای نیست، من و فاصله ها همزادیم
گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست
آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن!
من همین قدر که گرماست زمینم کافی ست

من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه
برگی از باغچه ی شعر بچینم کافی ست

فکر کردن به تو یعنی غزلی شورانگیز
که همین شوق مرا، خوب ترینم کافی ست
..به یادتم تا ابد ،،، تا ابدمریدتم..
چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 01:41 ب.ظ
سلام عزیز انتظار زیادی ازتون ندارم فقط دلم میخواد بهم سر بزنید و نطرتون را بگین و با هم تبادل لینک داشته باشیم منتظرم گلم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

کانال تلگرام
سیر و سلوک. کشکول بروجردی
https://telegram.me/kashkooleboroojerdii

هوالحی
یامن لا اله الاهو
مخفی نماند بر طالبان حقیقت و سالکان کوی محبت که انفع المعارف معرفت نفس ناطقه انسانی است از انچه موجب کمالات اوست یا رذائل و نقصان او که خدای سبحان در قران فرقان فرمود (فالهمها فجورها وتقواها) لذا بعداز معرفه الله در قوس نزول معرفتی شریفتر از معرفت نفس نیست که همان شیوه اساتید بزرگوارما و مرحوم سید علی اقای قاضی طباطبایی است . این حقیر فقیر سراپا تقصیر مدعو به رضا بن محمد بن امرالله بن علی بن شهباز بن حاج علی عسکر بروجردی بران شدم انچه از خرمن وجود بزرگان حیا تلمذ نموده ویا از صحف نوریه عرفانیه انها دریافت نموده ونکاتی را یادداشت برداشته ام در محضر دوستان و برادران ایمانی قرار دهم که تقدیر اینگونه رقم خورد که ان پرده نشین شاهد بازاری شود (الهم وفقنا بما تحب وترضی)وسلام علیکم و علینا وعلی عبادالله الصالحین

کشکول ، مجموعه ای است از عبارات کوتاه و ارزنده در تمام زمینه های فرهنگی ، اجتماعی ، اخلاقی ، مذهبی ، هنری ، تاریخی ، سیاسی ، اقتصادی ، ادبی ، طنز ، ضرب المثل و ... که برای جمع آوری و تنظیم این نوشتار مطالعه و زحمت فراوانی کشیده شده است که به آسانی انسان می تواند آن را در حافظه ی خود ضبط و در تمام طول عمر استفاده کند . چرا که در زندگی ماشینی و پررنج و بی حوصلگی و خستگی امروز ، اشخاص کمتر وقت می کنند کتاب یا مجله ای حتی مقاله ای در یک روز ، گاهی در ماه و سال بخوانند و پس از خواندن نمی دانند هدف نویسنده چه بوده و چه نتیجه ای از آن گرفته است و گاهی انسان چهارصد صفحه از یک کتاب را می خواند ، حتی یک جمله ی مفید و آموزنده ای به دست نمی آورد .


مدیر وبلاگ :
مطالب اخیر
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما درباره مطالب و موضوعات وبلاگ چیست ؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :