تبلیغات
کشکول بروجردی - عشریه در تصوف
کشکول بروجردی
کشکول .عرفان . سیروسلوک. پرسش و پاسخ .علوم غریبه . مناظره. پاسخ به شبهات.توصیه اخلاقی
چهارشنبه 16 دی 1394 :: نویسنده :

پرداخت  یک دهم درآمد سالانه به قطب گنابادیه یا نماینده قطب -که به جای خمس و زکات است- عشریه نام دارد.

تا عصر نور علیشاه اصفهانی از روسای فرقه نعمة اللّهی صحبتی از عشریه در مقابل خمس نبوده است، بلکه دستور به پرداخت خمس و زکات داده اند. (1)
لکن از زمان ملاسلطان گنابادی بنابراین نهاده شد که اتباع فرقه ده یک از درآمد خویش را به عنوان عشریه به رئیس فرقه بپردازند. چنان که شیخ عباسعلی کیوان قزوینی - منصور علی شاه - می نویسد: «بعد از تشرف از هر دایی که داخل تازه کند و چیزی به او عاید شود چه ربح کاسبی چه اجاره املاک و چه حقوق دیوانی و حق البهاله و چه گدایی و چه هدایا و چه ارث و پیدا کردن چیزی در جائی اعم از جزئی و کلی و از گنج و گم شده و از جماد و حیوان، باید ده یک آن را بدهد به قطب تا باقی بر او حلال شود و الا همه بر او حرام است، زیرا مرید مالک مالی نمی شود». (2)
این دستور اکید بنابر گفته ملاسلطان گنابادی است که در پاسخ سؤال حاج عبدالهادی نامی از صوفیان خود می نویسد: «یک عشر از ارباح مکاسب و زراعات داده شود مغنی زکوة زکوی و از خمس خواهد بود» (3) از نوشته ملاسلطان گنابادی به این نتیجه می رسیم که «عشریه» اگر پرداخت گردد، کفایت از «خمس» می نماید و دیگر خمس بر ذمه کسی که عشریه پرداخت نموده نیست.
و همین طور شیخ محمد حسن صفی علیشاه می گوید: «هر کس مال دارد عشر مال خود را به مستحقین اهل طریقت بدهد که در همان بلد می باشند از فقرای نعمة اللّهی و بر فقرای غیر نعمة اللّهی چیزی ندهند، بلکه خیرات غیر از عشر را هم بر آنها مبذول دارند» (4) وقتی درباره احکام «عشر» در مقابل خمس از صفی علیشاه سؤال می کنند: «کسی که عشر می دهد آیا زکوة و خمس هم باید بدهد یا نه؟» در جواب می گوید: «در صورت اول عیبی ندارد و در صورت دوم بدعت است» (5) علاوه بر این که عشریه را مکفی از خمس دانسته، پرداخت خمس را بدعت می داند.

 

نص قرآن و سنت پیرامون عشریه

 حکم شرعی احکام فرعی یا به طور واضح و صریح در قرآن بیان گردیده از قبیل نکاح، طلاق یا اگر به طور صریح عنوان شده لکن جامع و کافی نیست در روایات به طور تکمیلی آن مسائل پیگیری گردیده است، مانند «نماز» و «زکوة» و «خمس» که اساس حکم در قرآن آمده است، لکن جزئیات آن از قبیل رکعات نماز در اوقات معینه، رکوع و سجود، تشهد و سلام و ... یا در مورد زکوة میزان پرداخت چیزی که به آن زکوة تعلق می گیرد و یا نحوه پرداخت خمس و احکام پیرامون آن در روایاتی که از ناحیه مقدسه رسول خدا و ائمه طاهرین مطرح شده است.
قرآن در زمینه خمس می فرماید: «فان لله خمسه و للرسول و لذی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السبیل» (6).
ذکریا بن مالک جعفی از امام صادق علیه السلام درباره معنی قول خدای تعالی (آیه قبل) سؤال کرد، امام علیه السلام فرمودند: «اما سهم خمس خدا پس متعلق به رسول است که آن را در راه خدا صرف می کند و اما خمس رسول خدا متعلق به خویشان اوست، و خمس «ذوالقربی» به خویشاوندان آن حضرت تعلق دارد و «یتامی»، یتیمان خاندان اویند، پس خدا این چهار سهم را در آن خاندان قرار داده است و اما در خصوص «مساکین» و «ابناء السبیل»، پس چون دانستی که ما صدقه یعنی انواع زکات نمی خوریم و برای ما حلال نیست، از این جهت آن سهم عوض صدقه و زکات به مساکین و ابناء السبیل ما تعلق گرفته است» (7).
در این صورت آنچه که به عنوان پرداخت حقوق واجبه شرعیه به آن تعلق دارد خمس و زکات است و در برابر خمس، اسمی در قرآن یا روایات از عشریه آنهم مکفی از خمس باشد نشده است، پس می توان مدعی بود: عشریه بدعتی است در اسلام که خلاف نص قرآن و کلام معصوم علیه السلام می باشد.

 
فقهاء و عشریه

 علاوه بر این که در قرآن و سنت نامی از عشریه مطرح نیست، فقهای امامیه که ممکن است بر اثر عنوان ثانوی بر اساس مبانی اجتهاد فتوائی در موردی بدهند که به ظاهر در قرآن و روایات به آن اشاره نشده است (8) که البته این فتوا بر اساس مبنای فقهی و ادله اربعه قرآن و سنت و عقل و اجماع می باشد. در کتب استدلالی فقهی و رساله عملیه خویش به مسئله خمس اشاره داشته اند، لکن در مورد عشریه کلامی نفرموده اند، حتی به هنگام سؤال درباره عشریه آنقدر این عنوان غریبه با فقه آل محمد صلوات الله علیه می باشد که از آن ابراز بی اطلاعی کرده اند، نه به این معنا که ندانسته اند عشریه یعنی چه، بلکه به این علت بوده که در فقه امامیه جائی برایش سراغ ندارند. (9)

 

تقسیم خمس

 
خمس را به شش قسمت تقسیم کرده اند، سهمی برای حق تعالی است سهمی دیگر از آن رسول خدا است و سهمی از آن امام علیه السلام که این سه سهم در این اعصار متعلق به صاحب الامر ارواحنا له الفداء و عجل الله تعالی فرجه می باشد. سه سهم دیگر از آنِ ایتام و در راه ماندگان و مساکین از سادات است (سادات یعنی کسانی که از طرف پدر پشت به پشت بواسطه حسن مثنی و امام سجاد منتهی می شوند به جناب عبدالمطلب) بنابراین مساکین و ایتام و در راه ماندگانی که مادرشان سید است و از طرف مادر منتهی به آن جناب می شوند، خمس برایشان حلال نیست، و در مقابل، صدقه که برای سادات حرام است برای آنان حلال است. (10)

 
تقسیم عشریه

 صوفیه هم ناگزیر احکامی برای عشریه قائل شده اند تا به روشی که در فقه شیعه معمول شده است شباهت پیدا کند. سلطان حسین تابنده با استناد به فتوای ملامحسن فیض کاشانی که در عصر غیبت سهم امام بخشوده شده است، نیمی از عشریه را می بخشد (11) در صورتی که عملاً این طور نیست، «عشر» درآمد صوفیان دریافت می شود و درباره ی نیم دیگر می نویسد: «از این رو طبق این نظر یک عشر باقی می ماند به یتامی و مساکین از بنی هاشم است» (12) البته بخشودگی سهم امام علیه السلام در ایام غیبت کبری مخصوص به زمانی می شود که فقهای امامیه به زمان حکومت های جور نمی توانند مستقلاً عمل کنند، یعنی ناگزیرند که تحت نظر حکومت ظالمانه و جائرانه ای قرار گیرند، در این زمان اگر سهم امام پرداخت نگردد بهتر است یا به لحاظ های فقهی دیگر که در روایات آمده و حضرات فقها با آشنائی کامل به آن روایات بخشودگی در زمان غیبت را پذیرفته اند و به آن فتوا داده اند.

آقای سلطان حسین تابنده نیز با یک مهارتی به طرح این چند روایت پرداخته اند زیرا آن قسمت از خمس که سهم امام علیه السلام است چون می باید به مجتهد داده شود موجب می گردد ناگزیراً اتباع فرقه با فقیه آل محمد در تماس باشند و چون عشریه را مکفی از خمس می دانند در معنا نیمی از عشریه متعلق به مجتهد جامع الشرائط می باشد که در این صورت مجتهد می تواند آنچه بدون اذن فقیه جامع الشرائط تصرف در سهم امام علیه السلام شده است از عشریه گیرنده مطالبه نموده دریافت کند، به همین لحاظ مؤلف رساله رفع شبهات سلطان حسین تابنده مسئله کهن شده بخشودگی سهم امام علیه السلام را در زمان غیبت مطرح کرده اند تا عملاً از رجوع درویشان به مرجعی که از او تقلید می کنند (البته اگر تقلید نمایند) جلوگیری به عمل آورند. در حالی که این مسئله نیاز به استنباط فقهی دارد و بستگی به رأی فقهی مجتهد جامع الشرائط داشته که فعلاً فقهای امامیه قائل به پرداخت خمس هستند. و طرح بخشودگی آن حجت شرعی ندارد.

بعلاوه مگر اتباع فرقه گنابادی مقلد فیض کاشانی هستند که به رأی او استناد شود؟! از سوی دیگر آقای سلطان حسین تابنده نباید به این موضوع تقلیدی مداخله کنند، زیرا اتباع فرقه خود را به تقلید فقیه آل محمد (ص) واداشته و در اموری که نیاز به فتوای مجتهد می باشد مانند بخشودگی خمس در غیبت دخالت کند.


 

مصرف خمس

 درباره ی مصرف خمس که نیمی از آن سهم مبارک امام علیه السلام است و نیمی سهم شریف سادات، انسان مکلف، اگر مجتهد است به رأی خود عمل می نماید، آنهم فقط در رابطه با آنچه که به او تعلق می گیرد و اگر مجتهد نیست باید به فتوای مجتهد جامع الشرائط عمل کنند.
فقهای امامیه پس از این که در کتب علمی استدلالی به طور مفصل پیرامون مسئله خمس بحث علمی دارند، در رساله ی عملیه به صورت فتوا یعنی بدون آن همه ادله استدلالی تنها حکم شرعی را بیان می فرمایند. در مورد مصرف خمس آنچه که مربوط به سهم مبارک امام است می فرمایند: «در این زمان باید به مجتهد جامع الشرائط بدهند یا به مصرفی که او اجازه می دهد برسانند». (13)
و اگر شخصی بخواهد «سهم امام» را به مجتهدی که از او تقلید نمی کند بدهد، در صورتی به او اذن داده می شود که بداند آن مجتهد و مجتهدی که از او تقلید می کند، سهم امام را به یک طور مصرف می کنند. (14)
و در مورد سهم سادات هم می فرمایند: «به سید فقیر یا سید یتیم یا سیدی که در سفر درمانده شده باید بدهند». (15)
و به قول بعضی از فقها از جمله حضرت آیه الله العظمی امام خمینی قدس سره سهم سادات را هم باید به اذن مجتهد جامع الشرائط به مصرف برسد. (16)
در این صورت شخص مکلف امامیه مذهب - که وظیفه اش تقلید کردن است - می بایست خمس را زیر نظر مجتهد جامع الشرائط به مصرف برساند.

 

مصرف عشریه

 اگر عشریه همان خمس باشد که بنابر گفته صوفی معروف ملاسلطان گنابادی و رقیب او صفی علیشاه خمس محسوب می شود، باید عیناً همان طور مصرف شود که خمس مصرف می گردد.
آقای سلطان حسین تابنده درباره مصرف عشریه پس از آن که عشریه را هم دو قسمت می کند و نیمی از آن را متعلق «به یتامی و مساکین و ابن السبیل از بنی هاشم می داند» (17) می نویسد:

«و البته کسی که بخواهد عشریه را بپردازد باید رعایت این قسمت را بنماید که اگر از اموال زکوی است به مستحقین زکات و اگر از خمس است به صاحبان خمس بپردازد، و در صورتی که بخواهد توسط پیشوا و مقتدای خود به صاحبان آن برساند تعیین کند که چقدر آن از اموال زکویه و چقدر خمسیه است تا طبق آن به مصرف برسد، و به عبارة اخری تعیین عشر بیان مقداری است که جدا و مجزی می شود ولی نسبت به پرداخت به مستحقین، موارد آن فرق می کند و باید مجزی شود، از این رو هر موقع یکی از برادران دینی چیزی به نام عشریه بپردازد، سؤال می شود که زکوی است یا خمس، مگر آن که معلوم باشد، البته همه برادران هم باید این قسمت را متذکر باشند که آنها را در محل خودشان به مصرف برسانند و بعضی هم که در سهم امام تقید بیشتری دارند و میل دارند که آن را نیز بپردازند، برای این که از دخالت نفس دورتر باشند به نواب و علماء برسانند نصف خمس را که عشر است به نام سهم امام می پردازد و نصف دیگر را خودشان در محل آن به مصرف می رسانند» (18).


شیخ محمد حسن صفی علیشاه هم می گوید «بر غیر فقرای نعمة اللّهی چیزی ندهند» (19) البته در دریافت و پرداخت عشریه این مطالب مراعات نمی شود و مستقیماً رئیس فرقه صوفیه یا نمایندگان او تصرف می کنند. در این صورت با چشم پوشی از بدعت عشریه که در مقابل خمس قرآن وضع شده است، اولاً باید عشریه را دو قسم کرد نیمی از آنها سهم امام علیه السلام است که اتباع فرق صوفیه اگر واقعاً از مجتهدی تقلید می کنند باید به مجتهد خویش بپردازند و اگر خواستند به مجتهد خویش ندهند به رئیس فرقه خود پرداخت کنند باید دو موضوع را توجه داشته باشند، اگر رئیس فرقه مجتهد است باید مصرفش با مجتهدی که از او تقلید می شود یکی باشد. و اگر مجتهد نیست فقط رئیس فرقه است باید حتماً از مجتهدی که انسان تقلید می کند مجاز باشد تا بتواند تصرف در اموراتی بکند که از جمله امتیازات و اختیارات فقیه است.


در مورد سهم سادات نیز همان طور که آقای سلطان حسین تابنده هم نوشته اند آن یتیم و مسکین و درمانده باید از بنی هاشم (20) باشد و در صورتی رؤسای فرقه صوفیه می توانند تصرف کنند که خودشان سید مستحق بوده به این معنا که به اعتبار فقهی شرائط مصرف سهم سادات را داشته باشند. در صورتی که هیچ یک از اقطاب از سادات نیستند.
در صورتی که چنین عملکردی فعلاً در فرقه صوفیه مراعات نمی شود. مأموران جمع آوری عشریه بدون این که سؤال و جوابی از دهنده بکنند، ده یک درآمدشان را جمع کرده یعنی سهم امام و سهم سادات را به رئیس فرقه که مجتهد نیست و غیر سید هم می باشد تحویل می دهند و این بنابر دستوری است که از ناحیه رئیس فرقه صورت می گیرد، مثلاً در اجازه ای که ملا علی گنابادی برای فرزند جوانش محمد حسن گنابادی معروف به صالح علی شاه به عنوان فرمان خلافت و جانشینی می باشد می نویسد: «از دستگیری و تلقین اذکار و اوراد و ادعیه و سایر امور که به این ضعیف رسیده و تصرف در عشریه و فطریه و غیرها مأذون نمودم» (21) با این اجازه استنباط می شود مسئله گرفتن عشریه از اختیارات ریاست فرقه است نه دارا بودن شرائط فقهی.
و لذا چون این بدعت گرفته شده از یهود و مسیحیت است می بایست ریشه این اجازه را هم در همان جایگاه اصلی تولد عشریه شناخت، «کاترین پاند» کشیش مسیحی می نویسد: «عشریه را باید به جایی بپردازند که از آنجا کمک معنوی و الهام می گیرند» (22) اگر به جای دیگری پرداخت شود می نویسد: «در غیر اینصورت کار درستی نکرده ای، ستاندن کمک معنوی از یک جا و پرداخت عشریه به جای دیگر، مانند این است که نزد پزشکی بروی و پولش را به پزشک دیگری به پردازی، یا برای مصرف غذا به رستورانی بروی و پولش را به رستورانی دیگر بدهی» (23) ملاحظه نمائید رئیس فرقه صوفیه هم به جانشین خود اجازه گرفتن عشریه را می دهد، یعنی اتباع می بایست عشریه خود را به او بپردازند و این همان مصرفی است که یهود و مسیحیت برای پرداخت عشریه معنی کرده اند.

 

ریشه غیر اسلامی عشریه

 

بدون تردید عشریه اساس اسلامی نداشته و از ابداعات متأخرین از صوفیه است که بر خلاف نص صریح قرآن و سنت رسول خدا و ائمه طاهرین علیهم السلام است وضع و ابداع کرده اند که به اصطلاحِ شرع اسلام بدعت محسوب می شود. سیاحان صوفی که در آثار و تالیفات ادیان و مسلک های مادی سیر و سیاحت می نمودند و از هر چمن چیده ای داشتند - که بعدها به صورت آداب و سنن در جمع خودشان به کار می گرفتند - از قوم یهود و مسیح پیروی کرده قانون عشریه را فراهم آوردند، چنان که مسیح بن مریم خطاب به کاتبان و فریسیان ریاکار می فرماید: «وای بر شما که نعناع و ثبت و زیره را عشر می دهید و اعظم احکام شریعت یعنی عدالت و رحمت و ایمان را ترک کرده اید» (انجیل متی باب 23 شماره 23) و این در تصوف به لحاظ لذتی بود که قانون عشریه فرمان نایب الصدری محمد شاه قاجار نصیب حاج زین العابدین شیرازی - رحمت علیشاه - رئیس تصوف نعمة اللّهی شده بود. چون شاهی نبود که فرمان نایب الصدری برای ملا سلطان گنابادی و صفی علیشاه اصفهانی بنویسد، از یهود و مسیحیت تبعیت کرده، قانون عشریه برای دستگاه خویش فراهم آوردند. البته در فرقه نعمة اللّهی امثال آقای مشهدی محمد حسن مراغه ای - محبوب علیشاه - رئیس انشعاب کوثر علیشاهی قانون عشریه را قبول نداشته اند، نگارنده با یکی از شخصیت های بارز و ارزنده این طایفه مرحوم آقای رازقی رحمة الله علیه در زمینه بدعت های صوفیه صحبت داشته می گفتند: عشریه از جمله ی آنهاست، به همین دلیل پیر مراغه قبول نداشت و بعدها آقای علی فرخی در کتاب خود داستان عشق پیرامون به آن اشاره کردند. که این خود دلالت می کند در تصوف جعل و ابداع و اختراع سلیقه ای پایه و اساس است. زیرا در انشعاب فرقه ای نباید احکام و دستورات متغیر باشد.

 

عشر مرسوم در حکومت های جائر

 در فتوای حضرات فقهای عظیم الشأن به این اشاره شده است که عشرگیری مرسوم حکومت های جائر است، که نمونه آن را می توانیم در ارتباط با صوفیه بیان کنیم، محمد شاه قاجار بعد از این که میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی را به تحریک قطب نعمة اللّهی حاج میرزا آغاسی تابلوی استعمار شهید کرد و حکومت به دست صوفی معروف نعمة اللّهی افتاد برای رحمت علیشاه شیرازی قطب نعمة اللّهیه که به اتفاق سفیر روس و انگلیس در ایران از تبریز شاه را تا تهران همراهی می کردند حکم نایب الصدری استان فارس را نوشته «عشر» تمام درآمد استان فارس را به رحمت علیشاه بخشید و در معنا عشریه فارس در زمان حکومت جائرانه محمد شاه قاجار به رحمت علیشاه قطب نعمة اللّهی تعلق گرفت. (24)

 

عشریه در یهود


به طوری که ملاحظه فرمودید از عشریه نه در قرآن و نه در روایات سخنی به میان نیامده است و شخصیت های علمی اسلامی هم معتقد هستند که عشریه ریشه اسلامی ندارد.
لکن اگر در اسلام جائی برای عشریه یافت نمی شود در قوام یهود و تورات برایش منزلگاهی یافته ایم، چنان که در تورات آمده است : «زیرا عشر بنی اسرائیل را که آن را نزد خداوند برای هدیه افراشتنی بگذرانند به لاویان به جهت ملک بخشیدم بنابراین به ایشان گفتم که در میان بنی اسرائیل ملک نخواهند یافت و خداوند موسی را خطاب کرده گفت: که لاویان را نیز خطاب کرده به ایشان بگو چون عشری را که از بنی اسرائیل به شما برای ملکیت دادم از ایشان بگیرید آنگاه هدیه افراشتنی خداوند را از آن یعنی عشری از عشر بگذرانند و هدیه افراشتنی شما برای شما مثل غله خرمن و پُری و چرخشت حساب می شود بدین طور شما نیز از همه عشرهائی را که از بنی اسرائیل می گیرید هدیه افراشتنی برای خداوند بگذرانید و از آنها هدیه افراشتی خداوند را به هارون کاهن بدهید». (25) و کاترین پاندر که در زمینه عشریه تحقیق جامعی نموده، ریشه آن را در یهود و مسیحیت بررسی کرده می نویسد: «پرداخت عشریه در روزگار کتاب مقدس، یکی از معمول ترین امور روزانه بود.» (26)
باید به مطلبی هم توجه داشت که در یهود عشر به «کاهن» می رسد و به نزد صوفیه هم به رئیس فرقه.

 

مسیحیت و عشریه


در مسیحیت نیز عشریه مرسوم بوده است، حضرت عیسی مسیح علیه السلام می فرمایند: «وای بر شما ای کاتبان و فریسیان ریاکار که نعناع و ثبت و زیره را عشر می دهید و اعظم احکام شریعت یعنی عدالت و رحمت و ایمان را ترک کرده اید می بایست آنها را به جای آورده اینها را نیز ترک نکرده باشید» (27) و این که مسیحیت معتقد است: «هم عیسی و هم پولس عشریه می پرداختند. عشریه از قوانین معبد بود و عیسی به عنوان یک یهود همواره عشریه می پرداخت» (28) چنان که مؤلف دبستان المذاهب پرداخت عشریه را از احکام عیسویه می داند (29) در این صورت اگر عشریه ریشه اسلامی ندارد به تأئید نصاری نیز رسیده است.

 

آیا عشریه مکفی خمس است؟!


هر چند مسئله ای که ریشه و اساس قرآنی و روائی ندارد، شأن و منزلتش در اسلام مشخص و معلوم است، لکن چون ملاسلطان گنابادی در جواب سؤالی پرداخت عشریه را مکفی از زکات و از خمس دانسته ناگزیراً باید اتباع فرقه که علی القاعده مقلد یکی از فقهای امامیه می باشند، اگر به جای خمس، عشریه داده اند، باید بدانند که پرداخت عشر از دیدگاه فقه اسلامی خاصه حضرات فقهای امامیه دامت برکاتهم کفایت از خمس نمی کند.

 

علت این بدعت
 

آنچه از نوشته های صوفیانه فرقه گنابادی به دست می آید، ملاسلطان محمد گنابادی را مردی اهل تحقیق معرفی می کند که به مسائل اساسی شرعی یعنی مبانی فقهی و اعتقادی مسلط بوده است و اصولاً کسی که تفسیر بر قرآن دارد، حتماً به علوم پایه ای این فن هم آشنائی کامل خواهد داشت، به همین لحاظ به طور حتم و مسلّم می دانسته آنچه تحت عنوان عشریه در مقابل خمس - که نص صریح قرآن است - وضع می نماید ریشه ای اسلامی جز در همان موارد که حضرات فقهاء وضع کرده اند نداشته و با خمس دو موضوع جداگانه می باشد. در حقیقت ملاسلطان گنابادی در صورتی که عالم به این بدعت بوده و می دانسته آنچه به عنوان عشریه وضع نموده ریشه فقهی ندارد مگر در مواردی که فقهاء هم فرموده اند، چنین بدعتی را با دلائلی خیالی آورده، عده ای ناآگاه به علوم و معارف و مبانی اعتقادی عبادی اسلامی را وادار به تبعیت کرده است و حتماً می بایست مسائل مهمی مطرح باشد که عرق شرم چنین ننگی را بر کشیده و ارزش تحمل مخالفت ها را هم داشته باشد.
آقای محمد قاسم آبادی مطلبی دارد که شاید این معظل را حل کند ایشان می نویسد: «چیزی غیر از درآمد هنگفت نباشد بدین معنی که اگر فرض کنیم این سلسله در داخل و خارج کشور بیست هزار مرید و پیرو داشته باشد و اگر هر یک از این مریدان در سال فقط پنج هزار تومان که پولی هم نیست به نام عشریه بپردازند عایدی عبارت است از یکصد میلیون تومان در سال می باشد که باعث وسوسه هر کسی می شود» (30) به قول کاترین پاندر کشیش مسیحی توانگری «اقتدای رقم جادوئی ده (عشریه) را بیاموزیم چون در کتابی خوانده بودم که افرادی ویران تر از من، از طریق عشریه توانگر شده اند» (31) سپس اضافه می کند «البته عشریه گیرنده هم توانگر می شود» (32).


شیوخ عشریه بگیر صوفیه که به این توانگری تعلق و دلبستگی پیدا می کنند، حاضر نیستند کمکی به درویشان خود بنمایند. فقرای گنابادی کاشان به ملاسلطان نامه ای می نویسند که فقرای این سامان سخت بی چیز شده اند، هم دعا بفرمائید و هم از فطریه و عشریه شهرها کمکی بفرمائید، جواب می دهد: «ندارید نان بخورید من که شما را به نان خوردن دلالت نکرده ام من به ذکر قلبی دلالت کرده ام » و در همین فقر و فلاکت باز «فطریه و عشریه از آنها گرفت». (33)


مهم تر این که در اصفهان یکی از دروایش همین طایفه بر اثر فقر و فلاکت با داشتن همسر و بچه از ساختمان بلند مرتبه ای خویش را به زمین پرتاب می کند و خودکشی می نماید. با این که جرائد کثیرالانتشار مانند کیهان نوشتند آقای سلطان حسین تابنده بی اعتنائی کرد. آقای عبد یزدان به بعضی نزدیکان درویشی خود گفته بود: متحیرم چرا حضرت آقا از عشریه کمکی نکردند با این که تذکر چنین روزی را داده بودم.


از این افراد با چنین سوابقی بین طایفه آنها زیاد است، مانند آقای تربتی که جوانی و زندگیش را در راه فرقه گنابادی گذاشت سکته مغزی کرده اعتنائی به او نکردند. یا آقای سید اشرف قانعی مدیر انتشارات صالح این اواخر زمین گیر شده بود بر اثر سوابق دوستی که داشتم به دیدنش رفتم گفت: من که احتیاج مادی ندارم ولی اگر نیازمند بودم یقین بدان همان روزهای اول مرده بودم، از فرزندانم خجالت می کشم که زندگیم را روی اینها گذاشتم.


بد نیست مطلبی که از نور علی الهی رئیس یکی از طوائف (34) اهل حق به یادم آمد را بنویسیم به او می گویند: «پول زیادی از مریدان می گیرد و در کشورهای اروپائی تفریح می کند» جواب می دهد: «این بدبخت های احمقی که پیروی از آنها می کنند» (35) البته همین ایام پسر نورعلی الهی، دکتر بهرام در کشورهای اروپائی با همین گونه پولها تفریح می کند و یهودیان خونخوار را به عنوان سالگرد پدرش میزبانی می نماید.
پس علت بدعت عشریه گیری صوفیه معاصر عیش و عشرت و راحت زندگی کردن است.

 

پی نوشت ها :
1- رساله اصول و فروع دین درج در مجموعه ی عوارف المعارف ص 154 چاپ خانقاه احمدی شیراز.
2- استوارنامه 127، این اواخر کتاب حاضر با رازگشا و بهین سخن توسط استاد محمود عباسی یک جا به چاپ رسیده است.
3- نابغه علم و عرفان چاپ تابان سال 1333 ص 204-203 .
4- مقامات العرفا ص 135 .
5- همان مأخذ پیشین.
6- سوره انفال آیه 42 .
7- من لا یحضره الفقیه مترجم: 344/2 .
8- وسیلة النجاة ص 206 .
9- وسیلة النجاة ص 153 .
10- تحریر الوسیله مترجم ج 2 ص 127 .
11- رساله ی رفع شبهات از آقای سلطان حسین تابنده چاپ دوم ص 36 .
12- رساله ی رفع شبهات از آقای سلطان حسین تابنده چاپ دوم ص 36-37.
13- توضیح المسائل آیة الله العظمی بروجردی مسئله 1843 .
14- توضیح المسائل همان مأخذ مسئله 1843 .
15- همان مأخذ.
16- توضیح المسائل امام خمینی قدس سره مسئله 1843 .
17- رساله رفع شبهات ص 36-37 .
18- رساله رفع شبهات چاپ دوم ص 37 .
19- مقامات العرفا ص 135 .
20- رساله رفع شبهات ص 37.
21- یادنامه صالح ص 44 نامه های صالح ص 12 .
22- چشم دل بگشا ص 133 .
23- همان مأخذ ص 134 .
24- تاریخ سلسله های نعمة اللهیه در ایران ص 115-116-117 .
25- تورات ص 238 سفر اعداد 19 باب 14 و از شماره 34 به بعد .
26- چشم دل بگشا ص 128 .
27- انجیل متی باب 23 جمله 23 .
28- چشم دل بگشا ص 127 .
29- دبستان المذاهب ج 1 ص 229 .
30- عرفای نیشابوری ص 95 .
31- چشم دل بگشا ص 129 .
32- همان مأخذ ص 128 .
33- راز گشا تصحیح آقای محمد عباسی ص 164 .
34- حتماً در مسیر شناخت این کروهگ کتاب «سلوک در تاریکی» خوانده شود.
35- آثار الحق: ج 1 ص 119 .

منبع:کتاب در کوی صوفیان





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 16 دی 1394 04:01 ب.ظ
سلام
من درمورد طوایف اهل حق تحقیقی نمودم که بهتر است هر کسی که میخواهد درباره ایم اهل حق بداند خودش تحقیق کند
اهل حق ۷۲ فرقه هستند و هر کدام به روش خود نذر و آیین اهل حق رو به جای می آرند
گروهی از اهل حق مولا علی را خدا می دانن
گروهی هم خدا را به خدایی قبول دارن و هم مولا علی را به امامت
در زمانهای خیلی قدیم اهل حق اینگونه نبوده
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

کانال تلگرام
سیر و سلوک. کشکول بروجردی
https://telegram.me/kashkooleboroojerdii

هوالحی
یامن لا اله الاهو
مخفی نماند بر طالبان حقیقت و سالکان کوی محبت که انفع المعارف معرفت نفس ناطقه انسانی است از انچه موجب کمالات اوست یا رذائل و نقصان او که خدای سبحان در قران فرقان فرمود (فالهمها فجورها وتقواها) لذا بعداز معرفه الله در قوس نزول معرفتی شریفتر از معرفت نفس نیست که همان شیوه اساتید بزرگوارما و مرحوم سید علی اقای قاضی طباطبایی است . این حقیر فقیر سراپا تقصیر مدعو به رضا بن محمد بن امرالله بن علی بن شهباز بن حاج علی عسکر بروجردی بران شدم انچه از خرمن وجود بزرگان حیا تلمذ نموده ویا از صحف نوریه عرفانیه انها دریافت نموده ونکاتی را یادداشت برداشته ام در محضر دوستان و برادران ایمانی قرار دهم که تقدیر اینگونه رقم خورد که ان پرده نشین شاهد بازاری شود (الهم وفقنا بما تحب وترضی)وسلام علیکم و علینا وعلی عبادالله الصالحین

کشکول ، مجموعه ای است از عبارات کوتاه و ارزنده در تمام زمینه های فرهنگی ، اجتماعی ، اخلاقی ، مذهبی ، هنری ، تاریخی ، سیاسی ، اقتصادی ، ادبی ، طنز ، ضرب المثل و ... که برای جمع آوری و تنظیم این نوشتار مطالعه و زحمت فراوانی کشیده شده است که به آسانی انسان می تواند آن را در حافظه ی خود ضبط و در تمام طول عمر استفاده کند . چرا که در زندگی ماشینی و پررنج و بی حوصلگی و خستگی امروز ، اشخاص کمتر وقت می کنند کتاب یا مجله ای حتی مقاله ای در یک روز ، گاهی در ماه و سال بخوانند و پس از خواندن نمی دانند هدف نویسنده چه بوده و چه نتیجه ای از آن گرفته است و گاهی انسان چهارصد صفحه از یک کتاب را می خواند ، حتی یک جمله ی مفید و آموزنده ای به دست نمی آورد .


مدیر وبلاگ :
مطالب اخیر
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما درباره مطالب و موضوعات وبلاگ چیست ؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :