تبلیغات
کشکول بروجردی - نور ملکوت نماز در بیانات علامه طهرانی قدس الله نفسه المبارکة
کشکول بروجردی
کشکول .عرفان . سیروسلوک. پرسش و پاسخ .علوم غریبه . مناظره. پاسخ به شبهات.توصیه اخلاقی

نور ملکوت نماز در بیانات علامه طهرانی قدس الله نفسه المبارکة

 

   

مجلس اول 

بسم الله الرّحمن الرّحیم‏

 و الصّلاة على محمّد و آله الطّاهرین‏

و لعنة الله على أعدائهم أجمعین من الآن إلى قیام یوم الدّین‏

 

اتْلُ ما أُوحِىَ إِلَیْكَ مِنَ الْكِتابِ وَ أَقِمِ الصَّلاة إِنَّ الصَّلاة تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ ما تَصْنَعُون [1]

نماز خلوت بنده است با خداى خود، و راز و نیاز گفتن و تعریف و تمجید نمودن و استمداد و استنصار كردن و غرق انوار جمال و عظمت او شدن. انسان چون به خود نگرد در خود دو امر مى‏بیند: یكى بدن او كه مانند سایر موجودات خارجى در تغییر و تبدیل و كون و فساد است، و دیگرى حقیقت او كه با تغییرات و تحوّلات عالم خارج متحوّل نمى‏گردد. در نماز انسان قلب و همان حقیقت خود را محو در عظمت آن موجود ازلى و ابدى كه تمام موجودات قائم به اوست‏ مى‏نماید، و خود را بدان ابدیّت مى‏پیوندد، و به ذكر او و یاد او آرامش مى‏گیرد؛ الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب [2]

 

انسان در هر لحظه از افكار و خواطر خالى نیست؛ در سكون و حركت، در خواب و در بیدارى. افكار و خاطرات مانند موجهاى خروشان از اصقاع و نواحى نفس هجوم مى‏آورند، و ملكات مكتسبه و برخورد با مشاهدات روزمرّه هر دم بر انسان خاطره‏اى مى‏زایند. این خاطرات مانند تیغهائى آبدار و شمشیرهائى برّان بر قلب حمله نموده، او را در پرّه مى‏افكنند و جریحه‏دار مى‏كنند؛ از هر خاطره‏اى بگریزد به خاطره دیگرى دچار مى‏شود. گریز از خاطره نیز بنوبه خود خاطره جدیدى است. صور و اشكال موجودات فانیه صف بسته، دائماً در ذهن او رژه مى‏رود و میدان نفس را محلّ تاخت و تاز خود قرار مى‏دهند؛ مولاى رومى محمّد بلخى فرماید:

         جان همه روز از لگد كوب خیال             وز زیان و سود و از بیم زوال‏

             نى صفا مى‏ماندش نى لطف و فرّ             نى بسوى آسمان راه سفر

 

                        حقیقت نماز حضور قلب است و حضور قلب مستلزم نفى خواطر

 

در این صورت روح ملكوتى مجروح و شكسته و خسته و مهجور مى‏ماند. نماز یگانه ارتباط و اتّصالى است كه ناگهان او را از این هیاهو مى‏رهاند؛ چون حقیقت نماز حضور قلب است، و حضور قلب مستلزم نفى خواطر و توجّه تام به ذات اقدس ربوبى است. لذا با این توجّه تمام خاطرات مضمحل مى‏گردد، افكار و خیالات نیست و نابود مى‏گردد، آن لشكرهاى صف كشیده شده افكار و آن تداعى معانى صور و اشكال مانند نمك در آب حل مى‏شود، و آن آشوب و هیجان تبدیل به آرامش و سكون مى‏گردد. آن گرد و غبار خیالات تبدیل به زمین سرسبز و خرّم و آب پاشیده شده، آن امواج پرخروش تبدیل به یك آب صاف وآرام مى‏شود. و معلوم است كه اقلّ فایده آن استراحت موقّتى از پریشانى حواس و افكار، و فائده مهم آن اتّصال به ابدیّت و خداوند جلّ و علا است. چون آئینه دل صاف شد و آب خروشان آرام گرفت و گرد و غبار شهوات و افكار مشوّش نشست، جلوه خورشید حقیقت و شمس سرمدى در قلب واضح مى‏شود؛ بنده خداى خود را مى‏بیند، با او مى‏گوید و با او مى‏شنود.

یكى از بزرگان مى‏فرماید: من هر وقت بخواهم خدا با من صحبت كند قرآن مى‏خوانم، و هر وقت بخواهم من با خدا تكلّم كنم نماز مى‏خوانم چه حال بهتر از این حال كه انسان دمى مغز خود را از فكر این دنیاى پر شر و شور خالى كند (دنیائى كه عیشش توأم با ناگوارى و حیاتش توأم با موت و شادیش مقرون با سوگ و ماتم است) و توجّه به حرم انس و مقام قرب و محل أمان بگرداند، و به ابدیّت پیوسته شود.

معنى آیه شریفه تنها این نیست كه نماز انسان را از فحشا و منكرات ظاهرى باز مى‏دارد، بلكه این افكار و خیالات كه فحشا و منكرات واقعى است و دشمنان راه سلوك و تجرّد، با نماز كه همان توجّه كامل به حضرت رب الأرباب است همه آنها را مانند خس و خاشاك مى‏سوزاند و در بوته مقام قرب نابود مى‏كند؛ لذا محمّد بن فُضَیل از حضرت رضا علیه السّلام روایت مى‏كند كه آن حضرت فرمودند:

الصَّلاة قُربانُ كُلِّ تَقِىٍّ. [3]

البتّه خدابه هرموجودى قریب است، لكن انسان بواسطه هواهاى نفس و آرزوهاى دراز، خود را محجوب و دور داشته است؛ حضرت سجّاد علیه السّلام فرماید:

وأنَّكَ لا تَحتَجِبُ عَن خَلقِكَ إلّا أن تَحجُبَهُمُ الآمال [الأعمَالُ السَّیِّئَة] دُونَكَ. [4]

نماز حجاب را برداشته سیم را متّصل مى‏كند.

الصّلاة مِعْراجُ المُؤمِنِ. [5]

 «نماز معراج مؤمن است.»

آنچه از حقایق در معراج بر رسول اكرم صلّى الله علیه و آله و سلّم مشهود شده است ممكن است نظایر و أشباه آن براى مؤمنین كه پیروى از او نموده، امّت او محسوب مى‏گردند پیدا شود؛ در حدیث قدسى است:

                        حدیث شریف‏لایَسَعُنِى أرْضِى و لاسَمَائِى، بَلْ یَسَعُنِى قَلبُ عَبدِى الْمُؤمِنِ بِى. [6]

نماز حال خلوت بنده با خداست، مانند خلوت عاشق با معشوق. خاطرات حكم مزاحماتى است كه براى عاشق در خلوت پیدا مى‏شود، او را كسل و خسته مى‏كند، ناراحت و پریشان مى‏نماید، نمى‏گذارد آنطور كه باید متمتّع شود؛ همچنین توجّه به غیر خدا در نماز روح را رنجور و خسته مى‏كند و نمى‏گذارد از لقاى او متمتّع گردد و با او انس گیرد.

عَن مُعاوِیَة بنِ وَهبٍ قالَ: سَألتُ أباعَبدِاللهِ علیه السّلام عَن أفضَلِ ما یَتَقَرَّبُ بِهِ العِبادُ إلَى رَبِّهِم و أحَبِّ ذَلِكَ إلَى اللهِ عَزَّوَجَلَّ، ما هو؟ فَقالَ: ما أعلَمُ شَیئًا بَعدَ المَعرِفَة أفضَلَ مِن هَذِهِ الصَّلاة؛ ألا تَرَى أنَّ العَبدَ الصّالِحَ عِیسَى بنَ مَریَمَ علیه السّلام قالَ: (وَ أَوْصانى بِالصَّلاة وَ الزَّكاة ما دُمْتُ حَیًّا) [7]

و در حدیث دیگر، زید الشَحّام از حضرت صادق علیه السّلام روایت مى‏كند كه: سَمِعتُهُ یَقولُ:

أحَبُّ الأعمالِ إلَى اللهِ عَزَّوجَلَّ الصَّلاة؛ و هِىَ آخِرُ وَصایا الأنبِیاءِ علیهم السّلام. فَما أحسَنَ الرَّجُلَ یَغتَسِلُ أو یَتَوَضَّا فَیُسبِغُ الوُضوءَ ثُمَّ یَتَنَحَّى حَیثُ لا یَراهُ أنِیسٌ فَیُشرِفُ عَلَیهِ و هو راكِعٌ أو ساجِدٌ! إنَّ العَبدَ إذا سَجَدَ فَأطالَ السُّجودَ نادَى إبلِیسُ: یا وَیلاهْ! أطاعَ و عَصَیتُ و سَجَدَ و أبَیتُ. [8]مقصود حضرت از تنحّى همان دور شدن از مردم و خلوت گزیدن است، بطورى كه در تمام حالات حضور قلب پیدا كند و به جمعیّت خود بپیوندد، [9] و صارفى از توجّه تامّ و كامل براى او پیدا نشود. شیطان سعى نموده او را از قرب خدا دور كند؛ شیطان كه خود در عالم كثرت و تفرقه آمد، ابداً راضى نیست كه فردْ مقرَّب گردد و در توحید و عالم خلوص قدمى گذارد، بدین جهت ناله مى‏كند.

                        حدیث پیامبر اكرم صلّى الله علیه و آله و سلّم: یا عَبْدَاللهِ أعِنّا بِطُولِ السُّجودِ

عَن عَبدِاللهِ بنِ سِنانٍ عَن أبِى‏عَبدِاللهِ علیه السّلام أنَّهُ قالَ: مَرَّ بِالنَّبِىِّ صلّى الله علیه و آله و سلّم رَجُلٌ و هو یُعالِجُ بَعضَ حُجُراتِهِ، فَقالَ: یا رَسولَ اللهِ! ألا أكفیكَ؟ فَقالَ: شَأنَكَ؛، فَلَمّا فَرَغَ قالَ لَهُ رَسولُ اللهِ صلى الله علیه و آله و سلّم: حاجَتُكَ؟ قالَ: الجَنَّة؛ فَأطرَقَ رَسولُ اللهِ صلّى الله علیه و آله و سلّم ثُمَّ قالَ: نَعَم! فَلَمّا وَلَّى قالَ لَهُ: یا عَبدَاللهِ! أعِنّا بِطُولِ السُّجُودِ. [10]

و همچنین وَشّاء مى‏گوید:

سَمِعتُ الرِّضَا علیه السّلام یَقُولُ: أقرَبُ ما یَكُونُ العَبدُ مِنَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ و هو ساجِدٌ، و ذَلِكَ قَولُهُ عَزَّ و جَلَّ: (وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ) [11]

نماز اتّصال باطن انسان به عالم انوار است، نماز اتّصال به عالم طهارت است، نماز در انسان ایجاد نور مى‏كند، مؤمن منوّر به نور خداست (اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ (، [12] كسى كه محو جمال احدى گردد سراپایش غرق نور مى‏شود؛ نورى كه در ذات او و در صفت و فعل او نیز اثر مى‏گذارد یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِكُمْ كِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ یَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ [13] این نور راه را براى او روشن مى‏كند.

اتَّقُوا فِراسَة المُؤمِنِ فَإنَّهُ یَنظُرُ بِنُورِ اللهِ [عَزَّ و جَلَ‏]. [14]

                        داستان چهار صحابى كه در جنگ موته از دهان آنها نور ساطع شد

حضرت أمیرالمؤمنین روز اوّل شعبان عبور كرد بر قومى كه در مسجد نشسته بوده و در امر قضا و قدر مذاكره و مجادله مى‏نمودند، حضرت آنان را نهى فرمود و ترغیب به عمل صالح نمود؛ تا آنجا كه در وصف مردمان روشن ضمیركه اثر عبادت و نماز در آنان مشهود مى‏شود فرمود:

حضرت رسول أكرم لشكرى به جهاد كفّار فرستاد؛ دشمنان در شب تار بر آنان هجوم آورده شبیخون زدند، شبى بس تار و ظلمانى. مسلمانان كه آرمیده و از شمشیر و نیزه خود خبر نداشته و در آن تاریكى دشمن را نمى‏دیدند (دشمنى كه آنها را هدف تیرباران قرار داده اگر چندى بطول مى‏انجامید همگى هلاك شده بودند) ناگهان نورى از دهان چهار نفر به نام عبدالله بن رَواحَه، [15] زید بن حارثِه، قَتادة بن نُعمان، و قیس بن عاصم مِنقَرى كه در چهار گوشه میدان بیدار و مشغول نماز و تلاوت قرآن بودند ساطع شد كه آن صحنه مانند روز روشن گشت. مسلمانان دلیر شدند، قوّت گرفتند، شمشیر كشیده در پى دشمن تاختند و آنها را مقتول و مجروح و برخى را نیز اسیر نمودند. چون به مدینه مراجعت نمودند قضیّه را براى حضرت رسول الله نقل كردند، حضرت فرمودند: آن نور براى أعمال چهار نفر بود از نماز و قرآن كه در روز اوّل شعبان بجاى آورده بودند. [16]

بارى چون بنده پیوسته به نماز مشغول شود و با آداب ظاهرى و باطنى بجاى آرد، چنان با نماز انس مى‏گیرد كه از هر خستگى گریخته و در پناه نماز آسوده مى‏شود، و هیچ لذّتى براى او برابرى با نماز نمى‏نماید، بلكه لذّات این جهان در مقابل نماز و قیاس با آن جز المى و رنجى بیش نیست.

                        كلمات نورانى أباعبدالله الحسین علیه السّلام با اصحاب در شب عاشورا

در «ارشاد» مرحوم مفید رضوان الله علیه آورده است كه: چون عصر تاسوعا حضرت أباالفضل پیغام لشكر عمر بن سعد را كه در آن، حضرت سیّدالشّهداء را مخیّر نموده بودند بین تسلیم امر عبیدالله بن زیاد و بین مناجزه و مقاتله، براى حضرت آورد، حضرت فرمودند:

ارْجِعْ إلَیهِم، فَإنِ استَطَعتَ أن تُؤَخِّرَهُم إلَى غُدوَة و تَدفَعَهُم عَنّا العَشِیَّة لَعَلَّنا نُصَلِّى لِرَبِّنا اللَّیلَة و نَدعُوهُ و نَستَغفِرُهُ، فَهُو یَعلَمُ أنِّى قَد كُنتُ احِبُّ الصَّلاة لَهُ و تِلاوَة كِتابِهِ و كَثرَة الدُّعاءِ و الاسْتِغفارِ. [17]

چون حضرت أباالفضل مهلت گرفت و مراجعت نمود، نزدیك شب بود كه حضرت سیّد الشّهداء علیه السّلام اصحاب را جمع نمود؛

قالَ عَلِىُّ بنُ الحُسَیْنِ زَیْنُ العابِدِینَ علیهما السّلام: فَدَنَوْتُ مِنْهُ لأسْمَعَ ما یَقُولُ لَهُمْ و أنا إذْ ذاكَ مَرِیضٌ، فَسَمِعْتُ أبِى یَقُولُ لأصحابِهِ:

اثنِى عَلَى اللهِ أحسَنَ الثَّناءِ و أحمَدُهُ عَلَى السَّرّاءِ و الضَّرّاءِ. اللهُمَّ إنِّى أحمَدُكَ عَلَى أن كَرَّمتَنا بِالنُّبُوَّة و عَلَّمتَنا القُرآنَ و فَقَّهتَنا فى الدِّینِ و جَعَلتَ لَنا أسماعًا و أبصارًا و أفئِدَة، فاجعَلنا مِنَ الشّاكِرِینَ. أمّا بَعدُ: فَإنِّى لا أعلَمُ أصحابًا أوفَى و لا خَیرًا مِن أصحابِى و لا أهلَ بَیتٍ أبَرَّ و لا أوصَلَ مِن أهلِ بَیتِى فَجَزاكُمُ اللهُ عَنِّى خَیرًا. ألا و إنِّى لَأظُنُّ یَومًا لَنا [أنّه آخَرَ یومٍ لَنا] مِن هَؤُلاءِ؛ ألا و إنِّى قَد أذِنتُ لَكُم فَانطَلِقُوا جَمِیعًا فى حِلٍّ لَیسَ عَلَیكُم مِنِّى ذِمامٌ، هَذا اللَّیلُ قَد غَشِیَكُمُ فَاتَّخِذُوهُ جَمَلًا.

فَقالَ لَهُ إخوَتُهُ و أبناؤُهُ و بَنُو أخِیهِ و ابنا عَبدِاللهِ بنِ جَعفَرٍ: لِمَ نَفعَلُ ذَلِكَ لِنَبقَى بَعدَكَ! لا أرانا اللهُ ذَلِكَ أبَدًا أبَدًا! بَدَأهُم بِهَذا القَولِ عَبّاسُ بنُ عَلِىٍّ علیه السّلام و أتبَعَتهُ الجَماعَة عَلَیهِ فَتَكَلَّمُوا بِمِثلِهِ و نَحوِهِ. فَقالَ الحُسَینُ علیه السّلام: یا بَنِى‏عَقِیلٍ! حَسبُكُمْ مِنَ القَتلِ بِمُسلِمِ بنِ عَقِیلٍ، فَاذهَبُوا أنتُم فَقَد أذِنتُ لَكُم. فَقالُوا:سُبحانَ اللهِ! ما یَقُولُ النّاسُ؟ یَقُولُون [نَقولُ‏] إنّا تَرَكنا شَیخَنا و سَیِّدَنا و بَنِى عُمُومَتِنا خَیرَ الأعمامِ و لَم نَرمِ مَعَهُم بِسَهمٍ و لَم نَطعَنْ مَعَهُم بِرُمحٍ و لَمْ نَضرِبْ مَعَهُم بِسَیفٍ و لا نَدرِى ما صَنَعُوا. لا و اللهِ! ما نَفعَلُ ذَلِكَ، و لَكِن نَفدِیكَ بِأنفُسِنا و أموالِنا و أهلِینا و نُقاتِلُ مَعَكَ حَتَّى نَرِدَ مَورِدَكَ، فَقَبَّحَ اللهُ العَیشَ بَعدَكَ!

و قامَ إلَیهِ مُسلِمُ بنُ عَوسَجَة فَقالَ: أ نَحنُ نُخَلِّى عَنكَ؟! و بِما نَعتَذِرُ إلَى اللهِ فى أداءِ حَقِّكَ؟ أما [لا] و اللهِ حَتَّى أطعَنَ فى صُدُورِهِم بِرُمحِى و أضرِبَهُمْ بِسَیفى ما ثَبَتَ قائِمُهُ فى یَدِى؛ و لَو لَم یَكُنْ مَعِى سِلاحٌ اقاتِلُهُم بِهِ لَقَذَفتُهُم بِالحِجارَة! و اللهِ لا نُخَلِّیكَ حَتَّى یَعلَمَ اللهُ أنّا قَد حَفِظنا غَیبَة رَسولِهِ [رَسولِ اللهِ‏] فیكَ! أما و اللهِ لَو عَلِمتُ أنِّى اقْتَلُ ثُمَّ احیَى ثُمَّ احرَقُ ثُمَّ احیَى ثُمَّ اذرَى، یُفعَلُ ذَلِكَ بِى سَبعِینَ مَرَّة! ما فارَقتُكَ حَتَّى ألقَى حِمامِى دُونَكَ؛ و كَیفَ لا أفعَلُ ذَلِكَ و إنَّما هِىَ قَتلَة واحِدَة ثُمَّ هِىَ الكَرامَة الَّتِى لا انقِضاءَ لَها أبَدًا!

و قامَ زُهَیرُ بنُ القَینِ رَحمة اللهِ عَلَیه فَقالَ: و اللهِ لَوَدِدتُ أنِّى قُتِلتُ ثُمَّ نُشِرتُ ثُمَّ قُتِلتُ حَتَّى اقتَلَ هَكَذا ألفَ مَرَّة، و إنَّ اللهَ عزّوجلّ یَدفَعُ بِذَلِكَ القَتلَ عَن نَفسِكَ و عَن أنفُسِ هَؤُلاءِ الفِتیانِ مِن أهلِ بَیتِكَ!

 

و تَكَلَّمَ جَماعَة أصحابِهِ بِكَلامٍ یُشبِهُ بَعضُهُ بَعضًا فى وَجهٍ واحِدٍ، فَجَزاهُمُ الحُسَینُ علیه السّلام خَیرًا و انصَرَفَ إلَى مِضرَبِهِ. [18]

پاورقی ها:

__________________________________________________

 

[1] سوره العنكبوت (29) آیه 45: [ (اى رسول ما) آنچه را كه از كتاب (آسمانى قرآن) بر تو وحى شد (بر خلق) تلاوت كن و نماز را (كه بزرگ عبادت خداست) به جاى آر. كه حقّاً نماز انسان را از كارهاى قبیح و ناپسند نهى مى‏كند؛ و هر آینه این نماز كه ذكر خداست از هر چیز برتر و بزرگتر است و خدا به هر چه (براى خشنودى او و به یاد او) كنید آگاه است.]

[2] سوره الرّعد (13) آیه 28: [آنها كه به خدا ایمان آورده و دلهاشان به ذكر خدا آرام مى‏گیرد، هان كه دلها با ذكر خدا آرامش مى‏یابد.]

[3] الكافى، ج 3، ص 265؛ و نیز در ج 78، بحار الأنوار، طبع آخوندى، ص 208 وارد است كه: چون أبوحنیفه به حضرت صادق علیه السّلام عرض كرد: یا أباعَبدِاللهِ ما أصبَرَكَ عَلَى الصَّلاة؟ فَقالَ: وَیحَكَ یا نُعمانُ! أ ما عَلِمتَ أنَّ الصَّلاة قُربانُ كُلِّ تَقِىٍّ؟! الحدیث. و نیز در تحف العقول، ص 221؛ و در ج 17، بحار الأنوار، كمپانى، ص 2] 13] از تحف العقول از أمیرالمؤمنین علیه السّلام روایت كرده است كه: الصَّلاة قُربانُ كُلِّ تَقِىٍّ؛ الحدیث: [نماز حالت قرب و نزدیكى انسان با پروردگار است. مترجم‏]

[4] دعاى أبوحمزه ثُمالى: [به تحقیق كه بین تو و بین بندگانت هیچ حجاب و ساترى وجود ندارد الّا اینكه آرزوهاى دور از واقعیّت مردم است كه آنها را از قرب به تو محروم مى‏سازد. مترجم‏]

 [5] این جمله روایت نیست، و در هیچیك از كتب شیعه و سنّت به عنوان روایت دیده نشده، و فقط آخوند ملّا محمّد كاظم خراسانى در باب صحیح و أعمّ از كفایة الاصول در ردیف آیه قرآن (الصَّلاة تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ)وروایت: عمود الدین و الصوم جنة من النار ذكر مى‏كند و ظاهرش عنوان روایت است و البتّه اشتباه است. و اخیراً دیدم كه مرحوم صدرالمتألّهین در تفسیر سوره جمعه، ص 225 از طبع حروفى این روایت را به رسول الله صلّى الله علیه و آله إسناد داده است، و نیز در تفسیر سوره أعلى ص 357 بدون إسناد به رسول الله ذكر كرده است. [و در مستدرك سفینة البحار، ج 6، ص 343، به نقل از علّامه مجلسى در كتاب بیان الاعتقادات آورده است‏].

 [6] نقله العلّامة المجلسى فى البحار الأنوار، ج 20، ص 209، طبع رحلى؛ ج 55، ص 39، طبع جدید.

[7] الكافى، ج 3، ص 264: [معاویة بن وهب از امام صادق علیه السّلام سؤال مى‏كند: بهترین وسیله‏اى كه مردم را به خدا نزدیك مى‏كند و خداوند آن را بیشتر دوست دارد چیست؟

حضرت فرمودند: پس از معرفت و شناخت واقعى پروردگار، من چیزى افضل از همین نماز نیافتم. آیا نمى‏بینى كه بنده صالح خدا حضرت عیسى بن مریم علیه السّلام فرمود: و خداى متعال مرا به اداء نماز و پرداخت زكات سفارش نمود تا وقتى كه زنده هستم؟ مترجم‏]

 [8] الكافى، ج 3، ص 265: [زید شحّام از امام صادق علیه السّلام روایت مى‏كند كه فرمود: محبوب‏ترین اعمال نزد پروردگار نماز است، نماز آخرین سفارش همه پیامبران الهى بوده است. چه نیكو است كه انسان غسل كند یا وضوء بگیرد و وضوء را بسیار خوب و با شرائط و آداب آن بگیرد و آنگاه از مردم كناره گرفته به گوشه‏اى پناه آورد تا كسى او را نبیند و به عبادت و ركوع و سجود مشغول شود.

[9] در باب بیست و پنج از مصباح الشریعة گوید: فانّ النبىّ صلّى الله علیه و آله و سلّم قال: إنّ المُصَلِّى مُناجٍ رَبَّهُ.

 [10] الكافى، ج 3، ص 266: [عبدالله بن سنان از امام صادق علیه السّلام روایت مى‏كند كه فرمودند:

روزى رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم مشغول اصلاح منزل خود بود، مردى از آنجا عبور مى‏كرد گفت: اى رسول خدا كمك مى‏خواهى؟

حضرت فرمودند: هرطور كه میل دارى. پس وقتى كه كار تمام شد حضرت به او فرمود: چه حاجتى براى این كارت مى‏خواهى؟ آن شخص عرض كرد: بهشت. حضرت كمى سر خود را پائین انداختند، و سپس فرمودند: بسیار خوب. آن شخص با حال شعف و طیب خاطر حركت كرد كه برود، ناگاه رسول خدا فرمودند: اى مرد تو هم ما را با سجده‏هاى طولانى یارى نما. مترجم‏]

[11] الكافى، ج 3، ص 26]: 4 وشّاء از امام رضا علیه السّلام نقل مى‏كند كه فرمود:

در حال سجده بنده از همه اوقات دیگر به خدا نزدیكتر است. و لذا خداى متعال در قرآن مى‏فرماید: سجده كن و خود را به من نزدیك گردان. مترجم‏]

 [12] سوره النّور (24) آیه 35: [خداوند نور آسمانها و زمین است.]

 [13] سوره الحدید (57) آیه 28: [اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، تقواى خداوند را پیشه گیرید، و به رسولش ایمان آورید، تا خداوند دو نصیب از رحمت خود به شما عطا كند، و براى شما نورى قرار دهد، كه با آن راه بروید.]

 [14] الكافى، ج 1، ص 218، با اندكى اختلاف: [بترسید از زیركى و آگاهى مؤمن، زیرا او با نور خدا كه نشأت یافته از عالم غیب به حوادث و افراد مى‏نگرد (و لذا خطاء در آن راهى ندارد). مترجم‏]

[15] عبدالله بن رَواحَه و زید بن حارثِه به دستور حضرت رسول اكرم در جنگ موته پس از شهادت جعفر بن أبى‏طالب علمدار لشكر شدند و یكى پس از دیگرى شهید شدند.

 [16] این خبر را در تفسیر منسوب به حضرت عسگرى علیه السّلام، در ص 250 كه در حاشیه تفسیر علىّ بن ابراهیم طبع شده است ضمن خبر مفصّلى از حضرت أمیرالمؤمنین علیه السّلام در ذیل آیه (أَوْ ضَعیفاً أَوْ لا یَسْتَطیعُ أَنْ یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ)نقل كرده است.

[17] [برگرد به سوى آنان شاید بتوانى یك امشبى را از آنان مهلت بخواهى تا ما بتوانیم شب را به نماز و دعا و استغفار به پیشگاه پروردگارمان بگذرانیم. خدا مى‏داند كه من نمازِ براى او و تلاوت كتابش و دعا و استغفار را بسیار دوست مى‏دارم. مترجم‏]

[18] إرشاد، ج 2، ص 90 الى 93: [امام سجّاد زین العابدین علیه السّلام مى‏فرمایند: پس من خود را به خیمه اصحاب نزدیك كردم تا ببینم پدرم به آنان چه مى‏گوید درحالیكه مریض بودم و در بستر افتاده بودم، پس شنیدم كه به اصحاب چنین مى‏فرماید:

بهترین درودهاى خود را به پیشگاه خداى متعال عرضه مى‏دارم، و او را در همه حال چه خلوت و چه جلوت مورد ستایش و تقدیس قرار مى‏دهم.

بار پروردگارا تو را ستایش مى‏كنم بر اینكه ما را به نبوّت گرامى داشتى و علم قرآن را در سینه ما قرار دادى و ما را در دین خود بصیر و فقیه گرداندى و براى ما گوش و چشم و قلب (فهم و بصیرت و اتّصال به ذات خودت) را مقرّر فرمودى، پس ما را از زمره‏شكرگزاران بر این نعمتها قرار بده.

امّا بعد: من به تحقیق اصحابى باوفاتر و نیكوتر از اصحاب خود سراغ ندارم و نه خویشاوندانى نیكوكارتر و با حمیّت‏تر و پیوسته‏تر از اهل بیت و خویشاوندان خود نمى‏بینم، پس خدا خود از جانب من جزاء و پاداش شما را عطاء بفرماید.

آگاه باشید كه گمان من بر آنست كه ما آخرین روز از عمر خود را با این دشمن سپرى مى‏نماییم، بدانید كه من به شما اجازه خروج و ترك این سرزمین را مى‏دهم. پس همگى از اینجا بروید و من هیچ تعهّد و التزامى را بر گردن شما نسبت به خود قرار نمى‏دهم. از سیاهى شب بهره گیرید و همچون شترى راهوار به سمت و سوى اهل و دیار خود رهسپار شوید.

در این هنگام برادران و فرزندان برادر و دو فرزند عبدالله بن جعفر به پدرم گفتند: آیا مى‏خواهى كه پس از تو زنده بمانیم؟ خدا هیچگاه ما را پس از تو زنده نگذارد، ابتداءً ابوالفضل العباس لب به این سخن گشود و بقیّه اصحاب وخویشان از او متابعت نموده، این گونه پاسخ امام علیه السّلام را دادند.

پس امام حسین علیه السّلام روى به فرزندان عقیل نموده و فرمود: اى فرزندان عقیل! شهادت مسلم بن عقیل براى شما كافى است. بروید و من تعهّد شما را از خود برداشتم، آنها گفتند: سبحان الله ما جواب مردم را چه بدهیم؟ مردم بگویند: ما بزرگ خود و آقا و مولاى خود و پسر عموهاى خود كه مانند آنها وجود ندارد را رها نمودیم درحالیكه نه تیرى بسوى دشمن پرتاب نمودیم و نه نیزه‏اى بر آنها وارد نمودیم و نه با شمشیر در مقام دفع آنان برآمدیم و ندانیم چه بر سر آنها آمده است، نه قسم به خدا هیچگاه این كار را نخواهیم كرد، ولیكن جان خود و مال و اهل و عیال خود را فداى تو مى‏كنیم و دوشادوش تو با آنها به جنگ برمى‏خیزیم تا خداى متعال ما را به همانجا كه تو را مى‏برد برساند، سیاه باد روزگارى كه بدون تو سپرى نمائیم.

در این هنگام مسلم بن عوسجه برخاست و خطاب به حضرت عرض كرد: آیا مى‏گوئى از تو دست برداریم؟ در این صورت چه عذرى را به پیشگاه خداى متعال نسبت به اداء حقّ تو بر ما مى‏توانیم ارائه دهیم؟ قسم به خدا آنچنان در راه حمایت از تو پاى فشارى خواهم كرد كه تا نیزه‏هاى خود را در قلب این از خدا بى‏خبران وارد نكنم و تا شمشیر در دست دارم و زندگانى از آنان نستانم از پاى نخواهم نشست، و اگر سلاح خود را از دست دادم‏حتّى با سنگ با آنان به مقابله و نبرد برخواهم خاست.

قسم به خدا هرگز تو را رها نخواهیم ساخت تا خدا بداند كه ما پس از پیامبرش حریم او را در فقدان او حفظ نمودیم. قسم به خدا اگر بدانم كه كشته خواهم شد سپس زنده شوم آنگاه مرا بسوزانند باز زنده شوم سپس بدنم را متلاشى و پراكنده سازند و این داستان تا هفتاد مرتبه تكرار گردد دست از یارى تو برنخواهم داشت تا مرگ مرا دریابد. و چگونه به این كار رضایت ندهم، چرا كه این مرگ فقط یكبار است، امّا در عوض موجب سعادت و رستگارى ابدى و كرامت دائم نزد خداى تعالى خواهد بود.

زهیر بن قین رحمى الله علیه برخاست و عرض كرد: قسم بخدا دوست داشتم اى كاش كشته مى‏شدم و اجزاء بدنم منتشر و پراكنده مى‏گردید آنگاه دوباره كشته مى‏شدم تا هزار بار، بلكه خداى متعال با این عمل تو را و این جوانان از اهل بیتت را از كشته شدن محفوظ بدارد.

سایر اصحاب نیز هر كدام به نوبه خود نظیر همین تعبیرها را خطاب به حضرت عرض نمودند، پس سیّد الشهداء براى آنان دعا فرمود و به خیمه خود بازگشت. مترجم‏]

منبع: انوارالملكوت، ج‏1، ص: 99 تا ص 110

از حضرت علامه آیة الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی قدس الله نفسه المبارکة

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

کانال تلگرام
سیر و سلوک. کشکول بروجردی
https://telegram.me/kashkooleboroojerdii

هوالحی
یامن لا اله الاهو
مخفی نماند بر طالبان حقیقت و سالکان کوی محبت که انفع المعارف معرفت نفس ناطقه انسانی است از انچه موجب کمالات اوست یا رذائل و نقصان او که خدای سبحان در قران فرقان فرمود (فالهمها فجورها وتقواها) لذا بعداز معرفه الله در قوس نزول معرفتی شریفتر از معرفت نفس نیست که همان شیوه اساتید بزرگوارما و مرحوم سید علی اقای قاضی طباطبایی است . این حقیر فقیر سراپا تقصیر مدعو به رضا بن محمد بن امرالله بن علی بن شهباز بن حاج علی عسکر بروجردی بران شدم انچه از خرمن وجود بزرگان حیا تلمذ نموده ویا از صحف نوریه عرفانیه انها دریافت نموده ونکاتی را یادداشت برداشته ام در محضر دوستان و برادران ایمانی قرار دهم که تقدیر اینگونه رقم خورد که ان پرده نشین شاهد بازاری شود (الهم وفقنا بما تحب وترضی)وسلام علیکم و علینا وعلی عبادالله الصالحین

کشکول ، مجموعه ای است از عبارات کوتاه و ارزنده در تمام زمینه های فرهنگی ، اجتماعی ، اخلاقی ، مذهبی ، هنری ، تاریخی ، سیاسی ، اقتصادی ، ادبی ، طنز ، ضرب المثل و ... که برای جمع آوری و تنظیم این نوشتار مطالعه و زحمت فراوانی کشیده شده است که به آسانی انسان می تواند آن را در حافظه ی خود ضبط و در تمام طول عمر استفاده کند . چرا که در زندگی ماشینی و پررنج و بی حوصلگی و خستگی امروز ، اشخاص کمتر وقت می کنند کتاب یا مجله ای حتی مقاله ای در یک روز ، گاهی در ماه و سال بخوانند و پس از خواندن نمی دانند هدف نویسنده چه بوده و چه نتیجه ای از آن گرفته است و گاهی انسان چهارصد صفحه از یک کتاب را می خواند ، حتی یک جمله ی مفید و آموزنده ای به دست نمی آورد .


مدیر وبلاگ :
مطالب اخیر
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما درباره مطالب و موضوعات وبلاگ چیست ؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :