تبلیغات
کشکول بروجردی - تفاوت راه عرفان با راه علوم غریبه
کشکول بروجردی
کشکول .عرفان . سیروسلوک. پرسش و پاسخ .علوم غریبه . مناظره. پاسخ به شبهات.توصیه اخلاقی
سه شنبه 24 آذر 1394 :: نویسنده :
نویسنده: آیةالله حاج شیخ علی رضائی
منبع: کتاب سیر و سلوک (طرحی نو در عرفان عملی شیعی) صفحه ۶۱۳ تا


تفاوت راه عرفان با راه علوم غریبه

سخنی از علامه طباطبایی

مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر قیّم المیزان ذیل آیات ۱۰۲ و ۱۰۳ از سورة بقره که مربوط به داستان هاروت و ماروت است، بحثی فلسفی و علمی دارند و چون این دو بحث كاملاً مرتبط است، ترجمة خلاصه‌ای از آن را می‌آوریم و سپس نكات مورد استفاده از سخن ایشان را آورده و آنگاه بحث را پی می‌گیریم.

بحث فلسفی (درباره علوم غریبه)

«تجربة شخصی ما و حكایات شنیده شده شكی در وقوع كارهای خارق عادت باقی نمی‌گذارد. كمتر كسی است (از ما) كه كار خارق عادت ندیده یا نشنیده باشد. همة ما كم یا زیاد از این‌گونه كارها دیده و شنیده‌ایم.

اگر دقت كنیم، اكثر این كارها، به اسباب عادی طبیعی باز می‌گردد و سه گونه است:

  • الف. كارهای خارق عادتی كه صاحبانش بر اثر تمرین و عادت بر آنها قدرت یافته‌اند، مانند خوردن زهر، حمل اجسام سنگین و راه رفتن بر روی طناب در هوا.
  • ب. كارهای خارق عادتی كه علتش بر مردم مجهول است، مثل اینكه کسی ماده‌ای به خود بمالد كه مانع آتش باشد و سپس وارد آتش شود یا نوشته‌ای نامرئی كه در برابر آتش ظاهر می‌شود.
  • ج. كارهای خارق عادتی كه با حركات سریع انجام می‌شود، مانند كارهای شعبده‌بازها.

همة این انواع سه‌گانه دارای اسباب و علل طبیعی و عادی هستند كه ما نمی‌فهمیم یا نمی‌توانیم، زیرا تمرین نكرده‌ایم.


اما همة كارهای خارق عادت چنین نیستند؛ یعنی همه مستند به اسباب طبیعی عادی نیستند، بلكه بعضی واقعا خارق عادت است. مانند خبر دادن از غیب و به خصوص آینده و نیز تأثیرگذاری در دوستی‌ها و دشمنی‌ها و گره‌زدن‌ها و گره‌گشایی‌ها و بیمار ساختن یا خواباندن اشخاص و احضار ارواح یا حركت دادن اجسام با اراده كه این كارها از اصحاب ریاضت، دیده شده و قابل انكار هم نیست.

بعضی را خود دیده‌ایم و برخی را كسانی كه سخنشان قابل تشكیك نیست، نقل كرده‌اند و هم اینك مرتاضان فراوانی در ایران و هند و دیگر كشورها هستند كه از این كارها می‌كنند.

اگر خوب در ریاضات این گروه و تجربه‌های عملی‌شان با همة تنوعی كه دارند دقت كنیم، باید بگوییم این كارها همه مستند به «قوة اراده» و «ایمان به تأثیر» است. البته اراده تابع علم و اعتقاد است. این ارادة تأثیرگذار گاه همیشه هست و گاه در ظرف شرایط خاصی پیدا می‌شود. شرایط خاص مثلاً در جای خاصی با مركّب خاصی مطلب خاصی نوشته شود كه در تأثیرگذاری در دوستی‌ها و دشمنی‌ها چنین است، یا ورد خاصّی (عوذه) خوانده شود و ... . همة این شرایط برای پیدا شدن آن ارادة تأثیرگذار است، زیرا علم اگر یقینی باشد، برای حواس آدمی مشاهدة متعلقش را به ارمغان می‌آورد و صحت این ادعا قابل آزمون است.

کافی است به خود تلقین كنید كه چیزی یا شخصی در جایی حاضر است. به این صورت كه جز این مطلب به چیزی نیندیشید و هیچ شكی هم به خود راه ندهید. در این صورت آن شیء یا شخص را آن‌چنان كه در نظر داشتید، در برابرتان حاضر می‌بینید.

چنانكه بعضی پزشكان هم امراض خطرناك را با تلقین سلامتی به مریض درمان كرده‌اند.

حال اگر اراده قوی شود، می‌تواند در دیگری همین اثر را بگذارد. بدون شرط یا در ظرف شرایط خاص.


از آنچه گفته شد، سه مطلب به دست می‌آید:

۱. ملاك در تأثیر ارادة صاحب خرق عادت، علم قطعی اوست، ولی مطابقت این علم با خارج لازم نیست. شاهد این است كه كسانی كه به تسخیر ستارگان معتقد بودند، یقین به ارتباط با ارواح افلاك داشتند، با اینكه می‌دانیم فلك وجود خارجی ندارد. از همین قبیل است آنان كه با ملك و شیطان خود را مرتبط می‌دانند و اسمائی را از آنان واسطه قرار می‌دهند و نیز همین‌گونه است كار صاحبان احضار ارواح. اینان هیچ دلیلی بر حضور ارواح در غیر از خیال و حسّشان ندارند، زیرا اگر روح در خارج حاضر می‌شد، باید همگان می‌فهمیدند و از اینجا جواب چهار شُبهه در باب احضار ارواح به دست می‌آید.


۲. صاحبان این اراده دو گروهند:

الف. كسانی كه در اراده‌شان بر قوّت نفس خود تكیه می‌كنند، مانند اصحاب ریاضات، قهراً این گروه مقدار تأثیر اراده‌شان محدود است، هم در خارج و هم از نظر نفس صاحب اراده. این تأثیرگذاری اگر با گزارش گرفتن یا كمك جنّ یا ارواح یا نفوس باشد، كهانت نامیده می‌شود و اگر با «دعوت» یا «عزیمت» یا «رُقْیه» باشد، سحر نامیده می‌شود.

ب. انبیا و اولیا كه در تأثیر اراده‌شان بر پروردگار اتكا دارند، اهل عبودیت و بندگی خدا و صاحبان یقین‌اند و هیچ چیز را جز به‌وسیلة خدا و برای خدایشان نمی‌خواهند. البته این اراده پاك است و از نفسی نشأت گرفته كه هیچ استقلال و رنگ تمایلات نفسانی در آن وجود ندارد و فقط تكیه‌اش بر خداست و لذا چون خدایی است نه محدود است و نه مقید. این تأثیرگذاری اگر همراه تحدی (دعوت به آوردن مشابه) باشد، معجزه نامیده می‌شود، چنانكه در مورد انبیا چنین است و اگر بدون تحدی باشد یا همراه دعاست كه استجابت دعا نام می‌گیرد و یا نیست كه كرامت نامیده می‌شود.


۳. اگر مطلب وابسته به «قوت اراده» شد و اراده از این حیث دارای مراتب است، پس این امكان وجود دارد كه برخی اراده‌ها اثر بعضی دیگر را خنثی سازد، چنانكه معجزه می‌تواند سحر را ابطال كند یا برخی اراده‌ها در بعضی انسان‌ها تأثیر نگذارد، چنانكه در مورد خواب مغناطیسی و احضار ارواح كاملاً مشهود است كه مثلاً بعضی ارواح را هر كس نمی‌تواند احضار سازد.

بحثی علمی (درباره علوم غریبه)

دانش‌هایی كه دربارة تأثیرات شگفت‌آور و خوارق عادت بحث می‌كند، بسیار است و ارائة نظریه‌ای كامل دربارة اقسام آن و ارتباط اقسام بسیار دشوار است.

مشهورترین این دانش‌ها در میان اهلش این ۵ علم است:


۱. سیمیا: دانشی كه دربارة چگونگی ترکیب كردن نیروهای ارادی با نیروهای مادّی خاصی برای دست‌یابی به تصرفات عجیب در امور طبیعت، بحث می‌كند. تصرف در خیال كه «سحر العیون» نامیده می‌شود، از بخش‌های همین دانش است. این علم از بارزترین مصادیق جادوست.


۲. لیمیا: دانشی است كه از چگونگی تأثیر اراده به وسیلة اتصال صاحبش به ارواح قویّ عالی همانند ارواح موكل بر ستارگان و حوادث بحث می‌كند. این اتصال به‌وسیلة تسخیر آنها یا استمداد از جنّ انجام می‌شود. این دانش هم فن تسخیر است.


۳. هیمیا: دانشی است كه دربارة تركیب قوای عالم بالا با عناصر مادّه برای دست‌یابی بر تأثیرات عجیب بحث می‌كند. این همان دانش طلسمات است. توضیح اینكه ستارگان و اوضاع آسمانی با حوادث مادی ارتباطاتی دارند كه اگر هماهنگ باشند، اثر می‌كنند، مثلاً اگر اشكال آسمانی مناسب با پدیده‌ای ـ همچون مرگ شخصی ـ با صورت مادی مناسبش تركیب شود، مقصود (مرگ آن شخص) تحقق می‌یابد و این معنای طلسم است.


۴. ریمیا: دانشی است كه از كیفیت به كارگیری قوای مادی برای دست‌یابی به آثارشان به گونه‌ای كه بر احساس دیگران خارق عادت جلوه كند، بحث می‌كند و این همان شعبده است.


۵. كیمیا: دانشی است كه از چگونگی تبدیل صورت عناصر به یكدیگر (مثلاً مس به طلا) بحث می‌كند.

این پنج دانش را «علوم پنج‌گانة پنهان» می‌نامند. شیخ بهایی فرموده بهترین كتاب در این ۵ علم كتابی بود به نام «كلّه سرّ» كه من در هرات دیدم و این نام از حروف آغازین این ۵ علم تركیب شده است؛ یعنی كیمیا، لیمیا، هیمیا، سیمیا و ریمیا.

از كتب معتبر در این علوم خلاصة كتاب‌های بلیناس و رساله‌های خسروشاهی و ذخیرة اسكندری و سرّ مكتوم رازی و تسخیرات سكاكی و اعمال الكواكب السبعة حكیم طمطم هندی است.


از علومی كه به علوم پنج‌گانه فوق ملحق می‌شود، علم أعداد و أوفاق است كه از ارتباطات اعداد و حروف برای مقاصدی استفاده می‌شود. به این صورت كه اعداد یا حروف مناسب را در جدول‌هایی سه در سه یا چهار در چهار یا بیشتر به ترتیب خاصی می‌نویسند و از همین علوم است دانش خافیه كه عبارت است از شكستن و تقسیم حروف مطلوب یا آنچه با آن مناسب است از دیگر اسما و بیرون آوردن اسامی فرشتگان یا جنّیان موكل بر امر مورد نظر یا خواندن در عزائمی كه از این اسماء گردآمده است، برای دسترسی به مطلوب.

از كتاب‌های معتبر در این فن كتاب‌های شیخ ابوالعباس تونی و سید حسین اخلاطی است.

از دیگر فنونی كه امروزه به این علوم غریبه ملحق است، خواب مصنوعی و احضار ارواح است كه اینها هم ناشی از تأثیر اراده و تصرّف در خیال است و كتاب‌های فراوانی درباره‌اش نوشته شده است و نیازی به یاد كرد آنها نیست».

(پایان سخن علامه طباطبایی)

نكات سخنان علامه طباطبایی

كمتر كسی به این زیبایی و اختصار دربارة علوم غریبه سخن گفته و بدین جهت ما همة عبارت را ترجمة نسبتاً آزاد كردیم و اینك به پاره‌ای نكات این گفتار اشاره می‌كنیم:

۱. كارهای خارق عادت دو دسته است، دسته‌ای از قبیل تردستی و چشم‌بندی است و واقعاً خارق عادت نیست، مانند شعبده و دسته‌ای واقعاً خارق عادت است، مانند سحر.

۲. هر خارق عادتی مستند به تأثیر اراده است و یقین به تأثیر و قوت اراده این كارهای عجیب را ایجاد می‌كند.

۳. یك راه عملی به عنوان آزمون برای كشف تأثیر ارادة قوی این است كه انسان شخص یا چیزی را مدتی مورد توجّه تام خود قرار دهد، پس از مدتی آن را در برابر خود (در حاسّة خود) حاضر می‌بیند. مراد از حاسّه، خصوص چشم نیست بلكه هر حاسّه‌ای است و اگر اراده قوی باشد، می‌تواند آنچه را كه در حاسّه خود می‌یابد، در غیر خود یعنی در احساس او ایجاد كند.

۴. معنای ایجاد در حاسّه خود یا دیگران، همه‌جا حقانیت به معنای تحقق خارجی نیست.

۵. صاحبان این ارادة تأثیرگذار دو دسته‌اند: گروهی بر قوت نفس خود متكی‌اند. اینان كاهنان، ساحران، اهل تسخیر و طلسم و ... می‌باشند و گروهی بر پروردگارشان اتكا دارند، اینان انبیا و اوصیا و اولیایند و كار آنها معجزه و كرامت است.

۶. ارادة انبیا و اولیا فانی در ارادة الهی است و لذا نه محدود است و نه مقیّد.

۷. فرق اعجاز و كرامت به تحدّی و عدم تحدّی برمی‌گردد.

۸. اراده‌های مؤثّر می‌توانند با یكدیگر به مقابله برخیزند و یكدیگر را ابطال كنند.

سحر بـا معجزه پهلو نزند دل خوش دار
سامری کیست که دست از ید بیضا ببرد[۱]

۹. علوم غریبه فراوانند كه امّهاتشان ۵ علم است: سحر، تسخیر، طلسم، شعبده و كیمیا و ۴ علم دیگر به اینها ملحق است: علم اعداد و أوفاق و حروف، علم تكسیر، خواب مغناطیسی و احضار ارواح.

۱۰. در همة این علوم كتاب‌های فراوانی نوشته شده و قابل تعلیم و تعلّم است و بهترین كتاب در زمینة علوم پنج‌گانه از نظر شیخ بهایی كتاب «كلّه سرّ» است.


بحث را در طی چند نکته پی می‌گیریم


۱. آموختن برخی از علوم غریبه از دیدگاه فقهای امامیه حرام است، مانند فراگرفتن سحر و یا احضار ارواح. این بحث را فقها به مناسبت در مبحث «مكاسب محرمه» ذكر كرده‌اند. البته عناوین ثانوی در همه جا كاربرد دارد و از این‌رو گفته‌اند اگر روزی در جامعه‌ای سحر رواج پیدا كرد و بعضی بی‌دینان با این حربة پوسیده به تضعیف دین پرداختند، گروهی باید سحر را بیاموزند تا بتوانند با آنان مقابله كنند، ولی این‌گونه موارد نادر است و النادر كالمعدوم.


۲. در میان كسانی كه به سیر و سلوك مشتهرند، گاه آگاهی و حتی استعمال و بكارگیری برخی از این علوم دیده شده است، همانند شیخ بهایی، حاج شیخ حسنعلی اصفهانی، علامه طباطبایی و ...، ولی چون می‌دانیم اینان فوق حدّ عدالتند و از كبیره بلكه از اصرار بر صغایر اجتناب دارند، باید بگوییم از علوم غریبة محرّمه پرهیز داشته‌اند. یا به فتوای خود برخی از این علوم را مانند رمل یا كیمیا حرام نمی‌دانسته‌اند و یا به خاطر دفع مدعیان آن را فراگرفته بودند و جز در مواردی كه صلاح می‌نموده است، به كار نمی‌بردند.

آنچه گفته شد به معنای تصحیح عملكرد آنان نیست، بلكه توجیهی بود برای آنچه واقع شده است، وگرنه حق همان‌طور كه بسیاری از عرفا مانند استاد تصریح كرده‌اند، این است كه این علوم پایین‌تر از شأن آدمی است و اگر انسان طریق انسانیت را در پیش بگیرد، خودبه‌خود این دانش‌ها و بلكه برتر و بالاتر از آنها به او ارزانی می‌گردد. حیف عمر آدمی است كه صرف علوم غریبه ـ اگرچه بخش حلال آنها ـ شود و لذا به نظر می‌رسد همه یا بیشتر بزرگان که عرفان و این علوم را داشته‌اند، قبل از پرداختن به سلوك به آن علوم پرداخته بوده‌اند.


۳. این علوم گاه خطرناك هم جلوه می‌كند. مثلاً اگر كسی در راه تسخیر جنّیان موفق نشود، خود مسخّر آنان می‌گردد و بیچاره می‌شود [۲].


۴. عارف كامل مرحوم آیت‌الله حاج شیخ محمدجواد انصاری همدانی می‌فرموده است:

«هر كس با جنّیان سروكار داشته باشد، اگرچه با مؤمنین آنها، بدبخت می‌شود و كافر از دنیا می‌رود» [۳].

ایشان می‌فرمودند:

من دو طایفه از جنیان را كه یك طایفه مؤمن و یك طایفه كافر بودند، تسخیر كردم و هر كدام را فقط یك بار برای امتحان احضار كردم و دیگر هرگز احضارشان نكردم و نخواهم كرد [۴].

البته سخن مرحوم انصاری مصداق «ما من عام الا و قد خصّ»؛ «هیچ مطلب كلّی بی‌تخصیص و استثنا وجود ندارد» است. مسلّماً بزرگانی بوده‌اند كه با جنّیان در ارتباط بوده‌اند و در اوج ایمان به سر برده تا از دنیا رفته‌اند، نمونة آشكار آن، مرحوم شیخ حسنعلی اصفهانی است كه هنوز قبرش مایة بركات و كرامات است.


۵. نكتة اصلی در این است كه این علوم ممكن است در برخی آثار، با آثار برخی مراحل سلوكی اشتراكاتی داشته باشد، مثلاً سالكی كه بر اثر سلوك به مثال و ملكوت اشیاء راه یافته، اِخبار از غیب دارد و مرتاضی هم كه با جنّ یا روح گاو مرتبط است، اخبار از غیب دارد. پس نمی‌توان با صرف رؤیت این آثار كه ممکن است مشترك باشد، به عارف و یا سالك بودن صاحبش حكم كرد. برای شناخت انسان كامل و سالك راه دیگری وجود دارد. حقیر در حدّ خود بسیار دیده‌ام كه بعضی گرفتار شیاطینی شده‌اند، زیرا از این نكتة مهم غفلت ورزیده‌اند. مرحوم علامه طباطبایی بر این بخش از كتاب سیر و سلوك منسوب به علامه بحر‌العلوم بسیار تأكید می‌ورزید:

«و اما استاد عام شناخته نمی‌شود، مگر به مصاحبت او در خلأ و ملأ و معاشرت باطنیه و ملاحظة تمامیّت ایمان جوارح و نفس او و زینهار به ظهور خوارق عادات و بیان دقائق و نكات و اظهار خفایای آفاقیّه و خبایای انفسیّه و تبدّل بعضی از حالات خود به متابعت او فریفته نباید شد. چه اشراف بر خواطر و اطّلاع بر دقائق و عبور بر ماء و نار و طیّ زمین و هوا و استحضار از آینده و امثال اینها در مرتبة «مكاشفة روحیّه» حاصل می‌شود و از این مرحله تا سرمنزل مقصود راه بی‌نهایت است و بسی منازل و مراحل است و بسی راهروان این مرحله را طی كرده و از آن پس از راه افتاده و به وادی دزدان و ابالسه داخل گشته و از این راه بسی كفّار را اقتدا و بر بسیاری از امور حاصل بلكه از تجلیّات صفاتیه نیز پی به وصول صاحبش به منزل نتوان برد و آن چه مخصوص واصلین است «تجلیّات ذاتیه» است و آن نیز قسم ربّانیه‌اش، نه روحانیّه».

در این عبارت نه تنها از ارادت به صاحبان ریاضت‌های باطل نهی شده، بلكه حتی از ارادت به انسان ناكاملی که به مقام تجلیات صفاتی رسیده منع شده است و اگر انسان به كامل دست نیافت، تفصیلی در مسأله هست كه در بحث «راهنمای سفر» گذشت.


۶. البته اشتراك در آثار در ریاضت‌های باطل و علوم غریبه با راه سلوك الی الله تا مراحلی است و پس از آن دست غیر سالكان كوتاه است، ولی این به معنای جواز ارادت به انسان ناكامل نیست.


۷. عارفان و سالكان راستین به كرامات وقعی نمی‌نهند و به آن دل نمی‌بندند و می‌دانند كه دل بستن همان و توقّف همان. آن هم توقّف در قبر و لذا از اظهار آن جز در موارد ضرورت و مصلحت گریزانند و سخنشان این است: «الكرامات حیض الرجال»؛ «كرامات در حكم حیض مردان خداست».


۸. فرق اساسی صاحبان ریاضت‌های باطل با انبیا و اولیا ‌در این است كه اگرچه هر دو گروه دارای قوّت نفس و ارادة مؤثرند، اما در دو طریق رهسپارند. گروه نخست در راه «تقویت نفس» گام برمی‌دارند و گروه دوم در راه «فنای نفس» پیشگامند. این كجا و آن كجا؟ میان راهِ آتش زدن بر خودیّت آن هم آتشی كه در پی‌اش باد است

روی بنما و وجود خودم از یاد ببر
خرمن سوختگان را همه گو باد ببر[۵]

با راه اثبات و تقویت انانیت، هیچ نسبتی نیست.

مرحوم آیت‌الله انصاری و استاد می‌فرمودند:

«تفاوت تصوّف منحرف با عرفان در این است كه آنان خودآگاه یا ناخودآگاه در صدد تقویت نفس‌اند و عارفان در صدد فنای نفس در پیشگاه حضرت حق».

۹. در زندگی‌نامة بعضی از عارفان می‌خوانیم كه به مرتاض‌هایی برخورده‌اند و آنان می‌خواسته‌اند و گاه اصرار می‌ورزیده‌اند كه به عارفان دانش كیمیا تعلیم دهند و عارفان به شدّت امتناع ورزیده‌اند و زبان حال یا قالشان این بوده است كه كیمیا آن است كه مس وجود را طلا كند، نه اینكه فلزی را به فلزی تبدیل كند تا ارزشش افزایش یابد و با آن متاع دنیا تحصیل گردد. از كسانی كه مورد این امتحان قرار گرفته‌اند و اینك به خاطر دارم اینانند: مرحوم سید احمد كربلایی، مرحوم قاضی و مرحوم علامه طهرانی.

سرّ مطلب همان است كه قبلاً گفته شد. این علوم پایین‌تر از شأن آدمی است و باید آنها به سراغ آدمی بیایند، نه اینکه انسان به دنبال آنها برود.


پانویس

۱. دیوان حافظ

۲. استاد آیت‌الله سید عزالدین زنجانی می‌فرمود: علّت فوت فقیه نامدار مرحوم آیت‌الله حاج ملاقربان‌علی زنجانی همین بود، اگرچه به خاطر شرایط سیاسی آن روز و مخالفت جانانة ایشان با جریان مشروطیت در ایران و با شخص یپرم نامسلمان این فوت به گردن دیگران افتاد، ولی حق همان است كه ذكر شد.

۳. و در این زمینه داستانی را چنین نقل می‌كردند:

«دوستی داشتم در قم كه به این وادی افتاد. پس از چندی ماه رمضان به دیدنش رفتم و دیدم روزه می‌خورد. پرسیدم چرا روزه نمی‌گیری؟ گفت: روزه به حال من فایده ندارد. پرسیدم چرا؟ گفت: من پس از تسخیر جنّیان آنها را مأمور كردم بعضی دختران را در شب عروسی‌شان دزدیدند و من پردة بكارت آنها را برداشتم. با چنین كارهایی آیا امید نجات دارم؟!».

۴. این مطالب را از شاگرد ایشان مرحوم حاج محمدحسن بیاتی شنیدم. ر.ک: سفرنامه همدان، شهر عشق و عرفان، نوشتة صاحب این قلم.

۵. دیوان حافظ.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 9 مرداد 1396 09:20 ب.ظ
Write more, thats all I have to say. Literally, it seems as though you relied on the video to
make your point. You definitely know what youre talking about,
why throw away your intelligence on just posting videos
to your site when you could be giving us something informative to read?
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:34 ب.ظ
My brother suggested I might like this web site. He was entirely right.
This submit truly made my day. You can not consider just how
much time I had spent for this information! Thank you!
سه شنبه 15 فروردین 1396 01:00 ق.ظ
Hmm it seems like your site ate my first comment (it was extremely long) so I guess I'll just
sum it up what I wrote and say, I'm thoroughly enjoying your blog.
I too am an aspiring blog blogger but I'm still new to everything.

Do you have any tips for inexperienced blog
writers? I'd really appreciate it.
سه شنبه 1 دی 1394 12:19 ق.ظ
بسیار زیبا بیان فرمودید خوشا به سعادتتون
چهارشنبه 25 آذر 1394 01:26 ب.ظ
یادم آمدگفته بودم درموردعلوم غریبه بیشتر توضیح بدین.
با سپاس وتشکرازشما
چهارشنبه 25 آذر 1394 01:21 ب.ظ
احضارروح و ارتباط با جنیان برای کسب تجربه بدنیست .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

کانال تلگرام
سیر و سلوک. کشکول بروجردی
https://telegram.me/kashkooleboroojerdii

هوالحی
یامن لا اله الاهو
مخفی نماند بر طالبان حقیقت و سالکان کوی محبت که انفع المعارف معرفت نفس ناطقه انسانی است از انچه موجب کمالات اوست یا رذائل و نقصان او که خدای سبحان در قران فرقان فرمود (فالهمها فجورها وتقواها) لذا بعداز معرفه الله در قوس نزول معرفتی شریفتر از معرفت نفس نیست که همان شیوه اساتید بزرگوارما و مرحوم سید علی اقای قاضی طباطبایی است . این حقیر فقیر سراپا تقصیر مدعو به رضا بن محمد بن امرالله بن علی بن شهباز بن حاج علی عسکر بروجردی بران شدم انچه از خرمن وجود بزرگان حیا تلمذ نموده ویا از صحف نوریه عرفانیه انها دریافت نموده ونکاتی را یادداشت برداشته ام در محضر دوستان و برادران ایمانی قرار دهم که تقدیر اینگونه رقم خورد که ان پرده نشین شاهد بازاری شود (الهم وفقنا بما تحب وترضی)وسلام علیکم و علینا وعلی عبادالله الصالحین

کشکول ، مجموعه ای است از عبارات کوتاه و ارزنده در تمام زمینه های فرهنگی ، اجتماعی ، اخلاقی ، مذهبی ، هنری ، تاریخی ، سیاسی ، اقتصادی ، ادبی ، طنز ، ضرب المثل و ... که برای جمع آوری و تنظیم این نوشتار مطالعه و زحمت فراوانی کشیده شده است که به آسانی انسان می تواند آن را در حافظه ی خود ضبط و در تمام طول عمر استفاده کند . چرا که در زندگی ماشینی و پررنج و بی حوصلگی و خستگی امروز ، اشخاص کمتر وقت می کنند کتاب یا مجله ای حتی مقاله ای در یک روز ، گاهی در ماه و سال بخوانند و پس از خواندن نمی دانند هدف نویسنده چه بوده و چه نتیجه ای از آن گرفته است و گاهی انسان چهارصد صفحه از یک کتاب را می خواند ، حتی یک جمله ی مفید و آموزنده ای به دست نمی آورد .


مدیر وبلاگ :
مطالب اخیر
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما درباره مطالب و موضوعات وبلاگ چیست ؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :